اسفند 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      


اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم ضمن عرض سلام وخوش امد گویی خدمت سروران گرامی هدفم از وبلاگ نویسی فقط رضای خداوند است شاید بتوانم در این راستا عماری برای سید علی زمان باشم از نظرات وپیشنهادات وانتقادات شما گرامیان به گرمی استقبال میکنم ومتشکرم یاعلی(عمار)


 موضوعات 

  • همه
  • سبک زندگی اسلامی
  • طوفان جاهلیت
  • یاد شهدا
  • بیانات حکیمانه حضرت اقا
  • تزکیه نفس
  • جنگ نرم
  • معارف اهل بیت
  • مناسبتهای ملی
  • تزکیه نفس
  • اسلام ستیزی
  • موضوعات اخلاقی
  • احکام
  • تربیت فرزند(تاثیرپاداشهای اجتماعی دررفتار فرزند
  • باشهدا(اخلاص شهیدبروجردی)
  • انتخابات
  • پزشکی درمانی
  • دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران
  • 8سال دفاع مقدس
  • حقوق بشرامریکایی


  •  نوای وبلاگ رهبرمن 


     روزشمار عیدغدیر 

    روزشمار غدیر روزشمارعیدغدیر

     دعای عظم البلا 

    دعای عظم البلا

     دفاع مقدس 

    جنگ دفاع مقدسجنگ

     روزشمارفاطمیه 

    روزشمار فاطمیهفاطمیه


     روزشمارمحرم 

    روزشمار محرم عاشوراروزشمارمحرم

     مرگ بر امریکا 

    مرگ بر آمریکا

     یادگار انقلاب 

    انقلاب اسلامی

     ذکرایام هفته 

    ذکر روزهای هفته

     انس با قران 

    آیه قرآن تصادفی

     دانشنامه مهدویت 

    مهدویت امام زمان (عج)

     پخش زنده حرمها 

    پخش زنده حرم

     زیارت عاشورا 

    زیارت عاشورا

     دعای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه 

    دعای فرج

     جانم فدای رهبر 

    اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم ما را به غیر داغ تو گریان نمیکنند جز در هوای روضه بریشان نمیکنن انان که مومنن امتحان شده اند هر چه کنند بشت به ایمان نمیکنند تا برچم حسین رو بام خانه هاست باور کنید حمله به ایران نمیکنند یاد شهیدان یاد ولایت میاورد بیهوده نیست یاد شهیدان نمیکنند پیران مدعی همین انقلاب ما کاری که میکنند جوانان نمیکنند با نهضت حسینی دوران مخالفند حفظ حریم بیر جماران نمیکنند اسلام زنده است ببینید دشمنان دیگر هوای حمله به لبنان نمیکنند این گردباد های به غیرت درامده تسلیم رهبرند که طوفان نمیکنند صد شکرکه دستان ولی برسرماست دستان ابوالفضل علی یاور ماست ما فاتح فتنه های دورانیم چون سید علی خامنه ای رهبر ماست ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم امروز اگر سینه و زنجیر میزنیم فردا به عشق فاطمه شمشیر میزنیم ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد از ما بترسید طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت سید علی ایستاده ایم مردم همیشه نور خدا منجلـی شود / در سینه ای که مملو مهر ولــی شود من افتخار می کــــنم آری خـــدا کــنـد / جـانم فــــدای حضرت سیدعلــــــی شود

     مرگ بر امریکا 

    -->

     نوای وبلاگ 

     
      مهم ترین عوامل ابرومندی در قران ...

     

    گاه اشخاص گرفتار امور موهوم هستند و گمان می‌کنند عوامل آبرومندی مثلا پول و ثروت و فرزند و مانند آن است؛ در حالی که این‌ها عامل آبرومندی نیست تا نداشتن آن به معنای بی‌آبروی باشد. به عنوان نمونه خداوند در آیات 15 و 16 سوره فجر بیان می‌کند که ثروت و فقر به معنای اکرام و اهانت نیست. از همین رو دیدگاه کافران را نقد می‌کند که مردمان فقیر را خوار و اشرار می‌دانستند و حاضر به ایمان‌آوری نبودند.(ص، آیه 62)

    از نظر قرآن مهم‌ترین عوامل آبرومندى حقیقی انسان عبارتند از:

    1. ايمان: ايمان، سبب آبرومندى و محبوب شدن در دل‌هاى مردم است(مریم، آیه 96) زیرا حقیقت آبرو و عرض آدمی همین ایمان است که خداوند به شکل نور در درون انسان‌ها می‌گذارد.

    2. پاكدامنى: از نظر قرآن پاكدامنى، عامل اصلی آبرومندى انسان است که شخص باید آن را برای خود و بستگان خویش حفظ کند و اجازه ندهد به هیچ شکلی مخدوش شود.(مریم، آیات 27 و 28)

    3. عمل صالح‌: آبرومندشدن نزد ديگران در سايه ایمان و عمل صالح امکان‌پذیر است و انسان باید همواره به نيكوكارى و اعمال صالح به عنوان مهم‌ترین عامل آبرومندی در دنیا و آخرت توجه داشته باشد.(مریم، آیه 96؛ یونس، آیه 26)

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: سبک زندگی اسلامی, کلام نور, مهم ترین عوامل ابرومندی در قران, مهم ترین عوامل ابرومندی در قران  لینک ثابت

    [شنبه 1396-05-07] [ 08:35:00 ق.ظ ]  



      چهار عامل ما را جهنـمی کرد؟ ...

    چهار عامل ما را  جهنـمی  کرد

    در قیامت بارها میان اهل بهشت و جهنم گفت و گو رخ می دهد ٬ که قرآن ترسیمی از آن گفت و گوها را بیان فرموده است٬ یکی از آن صحنه ها که در سوره مدثر آمده این است که: اهل بهشت از مجرمان می پرسند: چه عاملی شما را به دوزخ روانه کرد؟

     آنها می گویند : ۴ عامل :

    ۱ - « لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلّینَ »
    ٬ پای بند به نماز نبودیم .

    ۲ - « لَمْ نَکُ نُطْعِمُ المِسْکینَ »
    به گرسنگان اعتنا نمی کردیم.

    ۳ - « کُنّا نَخوُضُ مَعَ الْخائِضینَ »
    ٬ ما در جامعه فاسد هضم شدیم .

    ۴ - « کُنّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدّین »
    ٬ قیامت را هم نمی پذیرفتیم.

     قصص الصلاة - ص ۱۸۹.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, چهار عامل ما را جهنـمی کرد  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1396-03-24] [ 11:27:00 ب.ظ ]  



      ورودنرم شیطان ...

    دائم الذکر بودن

    اگر انسان، دائم الذّکر نشد، سریع فریب شیطان را می‌خورد و آن مجرّبی که فوق مجرّبان عالم است، به قدری عجیب وارد می‌شود که انسان اصلاً متوجّه نخواهد شد. این ورود نرم شیطان هم همزات است . لذا از حضرت صادق عليه السّلام در روايات معتبره وارد شده كه پيش از طلوع و غروب آفتاب ده مرتبه بگو :
    «اَعُوذُ بِاللَّهِ السَّميعِ الْعَليمِ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطينِ وَ اَعُوذُ باللَّهِ اَنْ‏ يَحْضُرُونِ اِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ» ‏
    پناه می برم به خداى شنواى دانا از وسوسه‏ هاى درونى شياطين و پناه برم از اين كه‏ نزدم حاضر شوند و به راستى اوست خداوندى كه شنوا و دانا است.
    این ذکر توجه و تاکیدبر قدم های شیطان است .
    مفاتيح الجنان؛ تأليف محدّث بزرگ حاج شيخ عبّاس قمي رحمه الله.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, ورودنرم شیطان  لینک ثابت

     [ 10:43:00 ب.ظ ]  



      از کجا بفهمیم نزد خدا چه جایگاه و ارزشی داریم؟ ...

    از کجا بفهمیم نزد خدا چه جایگاه و ارزشی داریم؟

    امیر المؤمنین علی علیه السلام:
    هركس دوست دارد بداند جايگاهش نزد خدا چطور است، بايد ببيند مقام ومرتبه خدا نزد وى چقدر است…

    زيرا كسى كه كار دنيا وآخرت هردو در اختيار او قرار گيرد، و او كار آخرت را بر دنيا برگزيند پس خدا را دوست مى دارد، وكسى كه كار دنيا را انتخاب كند، خداوند پيش او ارزش و جايگاهى ندارد..

    امام باقر(علیه السلام) به جابر جعفی فرمود: به شیعیانم بگو میان ما و خداوند متعال خویشاوندی نیست و تنها وسیله تقرب(نزدیکی) به او اطاعت است…
    چه کسی از خدا (از روی ایمان و اخلاص) چیزی خواسته است که به او نداده؟ یا توکل بر او کرده و کفایت امر او ننموده؟ یا به او اعتماد کرده، و او را رهایی نبخشیده است؟

     حضرت محمد صلی الله علیه وآله:
    به کوچکی گناه نگاه نکن! بلکه بنگرچه کسی را نافرمانی می کنی!»


     منابع
    بحار الانوار، ج ۷۰ ص ۲۵ ح ۲۷
    بحارالانوار، جلد ۷۸ صفحه ۱۸۳
    مکارم اخلاق، ص ۴۶۰ انتشارات شریف رضی، قم چ ۴ - ۱۴۱۲

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, از کجا بفهمیم نزد خدا چه جایگاه و ارزشی داریم؟  لینک ثابت

    [جمعه 1396-02-15] [ 11:49:00 ق.ظ ]  



      گناه رضایت به گناه دیگران و راهکارنجات از آن ...

    گناه رضایت به گناه دیگران و راهکارنجات از آن

    یکی از هولناک‌ترین گناهان، رضایت به گناه دیگران است.حضرت امام رضاعلیه‌السلام مطلب را اینگونه بیان داشته‌اند: «لَوْ أَنَّ رَجُلًا قُتِلَ‏ بِالْمَشْرِقِ‏ فَرَضِيَ بِقَتْلِهِ رَجُلٌ فِي الْمَغْرِبِ لَكَانَ الرَّاضِي‏ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ شَرِيكَ الْقَاتِلِ .همانا اگر مردی در مشرق کشته شده و در مغرب مردی راضی به قتل او شده است اینچنین فردی شریک در قتل حساب می‌شود!!»
    عيون أخبار الرضاعليه‌السلام‏ ،ج۱، ص۲۷۳.
    امّا برای فرار از این گناه هلاکت بار و عذاب آور راهکاری وجود دارد و آن اعلام عدم رضایت نسبت به گناهان دیگران است که این کار با انجام امر به معروف و نهی از منکر صورت می‌پذیرد. راهکاری که برخاسته از قرآن کریم است: «…أَنجَيْنَا الَّذِينَ يَنهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ … اعراف/۱۶۵ .امّا هنگامى كه تذكراتى را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسيد و) نهى كنندگان از بدى را رهايى بخشيديم و كسانى را كه ستم كردند، بخاطر نافرمانيشان به عذاب شديدى گرفتار ساختيم.»
    بنابراین ترک نهی از منکر برابر با عذاب الهی است و نباید در برابر انجام گناه دیگران بی‌تفاوت بود و سکوتی از روی رضایت داشت که این نوع رضایت خود گناه است.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, گناه رضایت به گناه دیگران و راهکارنجات از آن  لینک ثابت

    [دوشنبه 1396-01-28] [ 05:39:00 ب.ظ ]  



      التزام عملي به ولایت فقیه ...

    چیستی وگستره ي التزام عملي به ولایت فقیه

    التزام عملي به ولايت فقيه یعنی اطاعت از دستورات حکومتى ولى امر مسلمین.»

    التزام عملي علاوه بر پيروي از فرامين و دستورهاي ولي امر مواردی را در بردارد:
    . تسليم قلبي
    تسليم قلبي چيزي فراتر از التزام عملي است ،حتي در دل نیز بتوان تسليم محض ولي امر باشد.
    .پذيرش مجموعي
    در برابر فرامين و دستورات، رهنمودها ، تدابير وانتظارات ولي امر گزينشي عمل نکند و «نؤمن ببعض و نکفر ببعض» نباشد، اين گونه نباشد که هر جا با سليقه و هواهاي خود هماهنگ ببيند آن را تابلو کند و درباره ي آن مانور بدهد، ولي آنجا که بر وفق مرادش نباشد پشت گوش بيندازند.
     پرهيز از توجيه گري
    قرائتي جدا در برابر او نداشتن و تحريف نکردن سخنان و رهنمودهاي او التزام عملي در برابر اوست .
     همراهي کامل
    همه ي حرکت ها و جهت گيري ها مبتني بر محوريت و شاخص ولايت فقيه باشد؛ به گونه اي که از نه از او جلو بيفتد و نه عقب بماند، بلکه ملازم و همراه او باشد .

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, التزام عملي به ولایت فقیه  لینک ثابت

     [ 05:25:00 ب.ظ ]  



      در عمل ام داوود : ما هم آیا زندانی داریم یا نه؟ ...



    وقتی به نقل تاریخی عمل امّ داوود مراجعه میکنیم میبینیم حاجت اصلی امّ داوود رهایی فرزندش داوود از زندان بیان شده است.
    و قطعا برایمان واضح است که امّ داوود خودش با دستان خودش داوود را زندانی نکرده است و این ظلمی بوده که حکومت جور مرتکب شده است.

    یک لحظه فکر کنیم…
    ما هم آیا زندانی داریم یا نه؟
    و آن هم مسجونی که با اعمال خود او را ۱۲۰۰ سال در قعر سیاهچاله های تکثرات و محرومیت از حقیقت خلافتش به بند کشیده ایم.
    ننگ بر من و امثال من که یادمان رفته است پدری در زندان داریم که با دست خود او را زخمی و مسجون نموده ایم.
    کمترین کار برای جبران این مافات اینست که عمل امّ داوود را به نیّت خالص خلاصی اباصالح از سیاهچاله های گناهانمان انجام دهیم و اشک و بکاء و زاری مان را منحصر کنیم در طلب حقیقی گشایش برای امر فرج و ظهور ایشان که گشایش ما نیز در فرج او نهفته است.
    بگذاریم نقشی موثر در تحقق ظهور حکومتِ الله به دست یداللهی بقیة الله الاعظم روحی له الفداء داشته باشیم و دعا و اشکمان را که سلاحی آسمانی و تجهیزی لاهوتی برای انسان در نظام ناسوتی است را خرج مهدی فاطمه علیهما السلام نماییم…که فرمود:

    يَا صَاحِبَيِ السِّجْن أَأَرْبَاب مُتَفَرِّقُونَ خَيْر أَمِ اللَّه الْوَاحِد الْقَهَّار

    كه اگر او از سجن انانیت ما رها شود بدن و روح ما را که هر دو محصور در قفس ظلمات دنیاست رهایی بخشیده و به عنقای توحید و حرکت به سمت حکومت الله عروج خواهد داد.

    : عمل امّ داوود را همه میتوانند انجام دهند و لازم نیست معتکف باشند و شرط آن روزه ی سه روز ۱۳ و ۱۴ و ۱۵ ماه رجب و اعمالی که برای روز ۱۵ رجب در مفاتیح آمده است. کسانی که نمیتوانند روزه بگیرند و مشکل جدی دارند تسبیحات جایگزین روزه در ماه رجب را به نیت روزه بگویند و اعمال روز ۱۵ را انجام دهند که خداوند صاحب دل ها و آگاه از نیت هاست.
    تسبیحات جایگزین به نقل از مفاتیح الجنان:
    سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, در عمل ام داوود : ما هم آیا زندانی داریم یا نه؟  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1396-01-24] [ 12:36:00 ب.ظ ]  



      چرا دعاهایم مستجاب نمی شود؟ ...

     

    چرا دعاهایم مستجاب نمی شود؟

    امام سجاد(علیه السلام)فرمودند:

    گناهانی که موجب رد شدن دعا می شوند عبارتند از:

    نيت بد

    پليدي باطن

    دورويي با برادران ديني

    باور نداشتن اجابت دعا

    تاخير در نمازهاي واجب تا وقتش بگذرد

    ترک كار خير و صدقه

    گفتن كلمات زشت و ناسزا

    معاني الأخبار صفحه 271

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, چرا دعاهایم مستجاب نمی شود؟  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1396-01-09] [ 09:15:00 ق.ظ ]  



      چه کنیم نفس، ما را به آسانی به گناه نکشاند؟ ...

    چه کنیم نفس، ما را به آسانی به گناه نکشاند؟

    اگر انسان خیال را در اختیار خودش نگیرد یکی از چیزهایی است که انسان را فاسد می‌کند؛ یعنی انسان نیاز به تمرکز قوّه خیال دارد. اگر قوّه خیال آزاد باشد، منشأ فساد اخلاق انسان می‌‌شود.

    امیرالمؤمنین علیه السلام می فرمایند: النَّفْسُ انْ لَمْ تَشْغَلْهُ شَغَلَک؛ یعنی اگر تو نفس را به کاری مشغول نکنی، او تو را به خودش مشغول می‌‌کند.

    یک چیزهایی است که اگر انسان آنها را به کاری نگمارد طوری نمی ‌شود، مثل یک جماد است. این انگشتر را که من به انگشتم می‌ کنم، اگر روی طاقچه‌ ای یا در جعبه‌ ای بگذارم طوری نمی‌ شود.

    ولی نفس انسان جور دیگری است، همیشه باید او را مشغول داشت؛ یعنی همیشه باید یک کاری داشته باشد که او را متمرکز کند و وادار به آن کار نماید و الّا اگر شما به او کار نداشته باشید، او شما را به آنچه که دلش می ‌خواهد وادار می‌ کند و آن وقت است که دریچه خیال به روی انسان باز می‌ شود؛ در رختخواب فکر می‌ کند، در بازار فکر می‌ کند، همین‌ طور خیال خیال خیال، و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می ‌کشاند. اما برعکس، وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود می ‌کشد و جذب می ‌کند.

     استاد مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص278

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, چه کنیم نفس، ما را به آسانی به گناه نکشاند؟  لینک ثابت

     [ 09:07:00 ق.ظ ]  



      برکت ...

    یکی از اسامی حضرت زهرا(س) مبارکه است.‏ مبارک به چیزی گفته می شود که دارای دو ویژگی باشد؛ کثرت در خیر و ماندگاری بسیار آن.‏ قرآن کریم گاهی مکان را مبارک می‌نامد مثل مکه؛ (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا)  گاهی زمان را مبارک ‏معرفی می‌کند؛ (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ) و گاهی افراد را مبارک میداند؛ چنانکه عیسی‌بن مریم(ع) در گهواره فرمود: (قَالَ ‏إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتَانِيَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِي نَبِيًّا * وَجَعَلَنِي مُبَارَكًا)‏ حضرت زهرا(س) نیز وجود بابرکتی است که در قرآن کریم به عنوان کوثر معرفی شده است. برخلاف حضرت عیسی(ع) که ‏هیچ نسلی از ایشان باقی نمانده و در سی و سه سالگی عروج داده شد، حضرت زهرا(س) نسلی بسیار پر برکت دارد.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: عیدغدیر, تزکیه نفس, برکت ازاسامی حضرت زهرا (س)  لینک ثابت

    [دوشنبه 1395-12-30] [ 05:42:00 ب.ظ ]  



      آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، ...

     در محضر شیخ بهایی  آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست،  زيرا : اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است! اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است! اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند! اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است! اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است! اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست! اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكار است! و اگر نكند مےگويند كافراست و بی‌دين!  لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد و جز از خداوند نبايد از كسی ترسيد. پس آنچه باشید که دوست دارید. شاد باشید ؛ مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: عیدغدیر, تزکیه نفس, تزکیه نفس, آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست،  لینک ثابت

     [ 05:41:00 ب.ظ ]  



      عبدشدن ...

    توجه به عبد شدن

    فرق بین خوب بودن ِبدون دین با خوب بودن دینی و الهی در نیت است. نیت مومن ، عبد بودن و اطاعت از مولاست ؛ اما اخلاق غیر دینی بدون تکلیف است ؛و لذا دوام و رشدی ندارد . این مدل خوب بودن در شرایط خاص و توام با منفعت شخصی پیاده می شود .نداشتن الگوی مناسب و کامل و خدمت به هوای نفس تا نوکری طاغوت و تکبر از جمله خصوصیات این مسیر است .

    کسی که آدمِ خوبِ منهای عبد شدن را انتخاب کند، “زیاد خوب نخواهد شد". اما کار خوبی که به نیت انجام امر خدا باشد انسان را رشد می دهد .

    مثلا زن مومنه ی عاقله ، در برابر بد رفتاری و کوتاهی شوهر سر به بیراهه نمیزند ، از هم نمی پاشد و در مقابل بد رفتاری، وظیفه ی خود را برای اطاعت از امر خدا انجام می دهد ،به فرزندانش می آموزد که تحصیل کن تا عبد خوبی برای خدا باشی نه دکتر و مهندس شدن . عبد خدا شدن خود به زندگی رونق و برکت می دهد . این ایمان اگرهمسر را سر به راه و اصلاح نکرد باعث تربیت خوب فرزندان می شود .

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: عبدشدن  لینک ثابت

    [شنبه 1395-12-21] [ 11:22:00 ب.ظ ]  



      اسراف کننده گان برادرشیطانند؟ ...

    رسیدن به اسراف بر نفس

    اگر رو به راه شدن کار سختیه !…. البته سخته ! اما شدنی! پس اگر رو به راه شدن ، ناشدنی و توام با مقاومت است ، دست کم می توان کار دُرُست شد !

    کارِ دُرُست مثل اسراف نکردن! برای شروع خیلی خوب و شدنی است ! مثل وضو گرفتن یادوش گرفتن با پرهیز از باز نگهداشتن شیر آب ! تهش چی داره؟ مخالفت کردن بانفس ! مثلا خانم میوه ها را که زیر شیر آب می شوید آب آن را در ظرفی جمع کرده و مثلا برای شستشوی پله های حیاط ، و کذالک استفاده کند ، سختی اش هم حمل این ظرف آب است ! اما در عوض استفاده ی بهینه در کنار اسراف نکردن انجام شده و کلی توجه به کار دُرُستی!.
    فاکتور گرفتن و عبور از این راحت طلبی ها و علی الظاهر ناشدنی ها، قدم به قدم می شه اسراف در مال و ثروت ،اسراف در وقت و گذر عُمر، واسراف بر نفس !

    در سوره ی زمر آیه ی 53 خدای مهربان می فرماید:
    قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلي‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ

    خدای مهربان با بیانی لطیف فرموده اند : ای بندگان من که به خود اسراف کرده اید ! نمی فرماید که به خود ظلم و جنایت کرده اید، گناه کرده اید (در تفاسیر اسراف بر خود ،به معنای گناه آمده است ) ….از رحمت خدا نا امید نباشید که خدا همه ی گناهان را می بخشد.
    اما آمرزش گناهان هر کس سبب می خواهد الکی نیست ! سبب آن هم توبه و شفاعت است .

    پس اسراف همه اش ظلم و ستمی است که منبع تغذیه ای برای برادر رضاعی شدن با شخص شیطان است .قرآن می فرماید:إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوَانَ الشَّیاطِینِ اسراء :27
    قطعاً اسراف کنندگان برادران شیطان هستند.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس, تزکیه نفس, اسراف کننده گان برادر شیطانند  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-12-19] [ 08:13:00 ق.ظ ]  



      عبادتی که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است؟ ...

    عبادتی که در فضیلتش همین بس که سوره ای از قرآن به نامش آمده است و در آن صریحا مومنا به حضور در آن دعوت شده اند وفقط به جماعت خوانده می شود، نماز جمعه است.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اسرارقران  لینک ثابت

    [جمعه 1395-12-06] [ 02:30:00 ب.ظ ]  



      کلام نور : (کجای قرآن قمار رو حرام کرده؟) ...

    کجای قرآن در مورد حرام بودن شراب آیه داریم؟
    کجای قرآن قمار رو حرام کرده؟

    ✨«يسئلونك عن الخمر والميسر قل فيهما اثم كبير و منافع للناس و اثمهما اكبر من نفعهما؛
     از تو درباره شراب و قمار مي پرسند. به آنها بگو در اين دو گناه بزرگ و منفعت هايي براي مردم است ولي گناه و زيان آنها از نفع و سودشان بيشتر است»
    (بقره، آيه 219).

    «يا ايها الذين امنوا انما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون؛
     اي كساني كه ايمان آورده ايد، شراب و قمار و بت ها و ازلام (كه نوعي بخت آزمايي بوده) پليد و از عمل شيطان مي باشند از آنها دوري كنيد تا رستگار شويد»
     (مائده، آيه 90).

    ما يريد الشيطان ان يوقع بينكم العداوه والبغضاء في الخمر و الميسر و يصدكم عن ذكر الله و عن الصلوه فهل انتم منتهون؛
     شيطان مي خواهد از راه شراب و قمار بذر دشمني و كينه و عداوت را در ميان شما بكارد و از نماز و ياد خدا باز دارد، آيا شما خودداري خواهيد كرد؟»
    (مائده آیه91)

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اسرارقران  لینک ثابت

     [ 01:58:00 ب.ظ ]  



      تزکیه نفس (باطن بیمار و ظاهر ی زیبا ) ...

    باطن بیمار و ظاهر ی زیبا

    امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «ما أقبح بالانسان باطناً علیلاً و ظاهراً جمیلاً»*؛ چه زشت است برای انسان که باطنی بیمار گونه داشته باشد و ظاهری زیبا از خود نشان دهد.
    دلی که خوف خدا درآن ایجاد نشود بیماراست . کلام «فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ» در قرآن ،دلالت بر بیماری های معنوی و اخلاقی است ؛که در مقابل سلامتی است .اگر به سلامتی دل توجه نشود ،«… مرض و پلیدى، بر پلیدی افزوده می شود …مگر آنکه متذکر شوند و توبه کنند .» توبه، 125 – 126.
    بر اساس روایات هیچ چیز به اندازه ی گناه دل را دردمند و زیرو رو نمی کند؛آنقدر که خوف از خدا در دل ایجاد نمی شود و دینداری ایشان ریا و ظاهر سازی است و نسبت به احکام الهی بی میل می شوند .
    خدا را نمی طلبند تا زمانی که عقاب خداوند را ببینند ، پس هر چه خدا را بخوانند فایده‏ای نخواهد داشت مانند کسی که در حال غرق شدن است و کمک می‏طلبد ولی کسی نیست که به او کمک کند. لذا باید سعی کنیم خبائث باطنی را از خود بزداییم و به حسن ظاهر بسنده نکنیم؛مواظب باشیم نسبت به دیگران رفتاری نیکو داشته باشیم، به دیگران تهمت نزنیم، دروغ نبندیم و آبروی دیگران را نریزیم.

    عبد الواحد تمیمی آمدی، تصنيف غرر الحكم و درر الكلم، ص458.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اداب مهمانی  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-12-05] [ 03:15:00 ب.ظ ]  



      اداب مهمانی ...

     

    در اوج امتحانات , کار های منزل , اولین فرصت برای استراحت و هر نوع عدم آمادگی در پذیرش مهمان , نمی تواند دلیلی موجه برای قبول نکردن رحمت الهی به داخل خانه شد ! در اسلام احترام به مهمان بسیار سفارش شده است .خوبست در همان ابتدا با آغوش باز به استقبال رفت و از صمیم قلب ایشان را به منزل دعوت کرد .
    اما بعضی یک تعارف خشک و خالی راهم به زبان نمی آورند . کلا می گویند: صبر کنید الان میام !
    از اون بدتر! مورد داشتیم , مادر شوهر از عروسش که زنگ خونه رُ زده مدام میپرسه ؟می آیید تو ؟ درُ باز کنم ؟ انگار می خواد بمب خنثی کنه ؟ یا درب ضد سرقت باز کنه !! .. . مهم در باز کردنه !! در بستن که کاری نداره !
    خانمی با بی پروایی ,همون پشت در میگه :چرا قبلا هماهنگ نکردید ؟(یعنی باید درخواست کتبی می دادند !!) من آمادگی برای مهمانداری ندارم !(یعنی صورتم بدون آرایشه ! ) باشه یک روز دیگه ! آمادگی اگر کار چنددقیقه نیست , صحنه ی جرم رُ نمی شه دستکاری کرد, حیثیتی نیست ؛ بله می شود شرمندگی و عذاب وجدان ِرد کردن مهمان را پذیرفت .
    اینکه قرآن می فرماید : إِذَا دُعِیتُمْ فَادْخُلُواْ احزاب:53
    تا دعوت نشدید وارد نشوید ! صرفا به معنای دریافت کارت دعوت نیست ! یعنی اگر درب خانه باز هست وارد نشوید , اذانی ,سلامی!! زنگی !! و انتظار برای اجازه ی ورود گرفتن لازم و کافی است.
    وبعضی…. همیشه منتظر مهمان هستند . حتی سرزده !منزل ایشان همیشه مرتب و آماده ی پذیرایی و به اصطلاح درب منزل به لطف خانم ِخانه همیشه باز است .
    «پيامبر گرامي اسلام صلي‌الله عليه و آله و سلم»:
    کسي که مهمان دعوت نمي‌کند (مهماني نمي‌کند) خير و اميدي در وجود او نيست. (المحجّة‌البَيضاء، ج ۳، ص ۳۲)
    هر خانه‌اي که در آن مهمان وارد نشود فرشتگان (هم) در آن خانه وارد نمي‌شود. (مستدرک، ج ۱۶، ص ۲۵۸)
    وقتي مهمان بر تو وارد مي‌شود اين را بدان که خدا بر تو منّت نهاده که تو را ميزبان او قرار داده تا بدين‌وسيله گناهانت را بيامرزد. (لئالي‌الاخبار، ج ۳، ص ۶۶)


    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس  لینک ثابت

    [شنبه 1395-11-16] [ 02:14:00 ب.ظ ]  



      ریب چیست؟ ...


    در ایه دوم از سوره بقره آمده ایست: «ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقین»
    ریب، حالت اضطرابی است که بر اثر برخی شک ها، مانند شک در وجود قیامت برای انسان پدید می آید. برخی شک ها مانند شک در عدد کوه های زمین برای زمین شناس، نگرانی و اضطراب آور نیست، اما برخی شک ها برای انسان، نگرانی و اضطراب می آورد.
    همچنین «شکی» که با سوء ظن و تهمت همراه باشد «ریب» نامیده می شود و چنین شکی در برابر اطمینانی است که بر اثر ایمان حاصل می شود.
    (برگفته از تفسیر تسنیم، ج۲، ص۱۳۲)

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اسرارقران  لینک ثابت

    [جمعه 1395-11-15] [ 07:12:00 ب.ظ ]  



      برای چه به جهنم افتادید؟ ...

     

    آدم های کم حوصله چون کمتر به دنبال فکر کردن و یا یک تحقیق جامع و مفید پیرامون شبهه ها هستند, بیشتر دچار قضاوت های عجولانه و برداشت های ناصحیح می شوند .اگر اسم این تاثیر پذیری را بگذاریم عوامانه , بسیاری از نویسنده ها, مدیران روزنامه ها , کانال های تلگرامی و سایت ها ی مغرض و ضد دین , برای این مخاطبان خاص که نگاهی عوامانه به موضوعات دارند دام پهن می کنند. مشاهده شده فردی با مطالعه ی یک کتاب ضد قرآن , با موضع گیری شدیدی قید دیانت را زده است .
    قرآن در آیه ی42 سوره ی مبارکه ی مدثر, سوال بهشتیان از دوزخیان را ذکر کرده است ؛ که می پرسند : ﴿مَا سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ ﴾
    برای چه به جهنم افتادید ؟ جواب می دهند ما مسکین را غذا نمی دادیم , نماز نمی خواندیم ودر سومین پاسخ , به فرو رفتن در باطل اشاره می کنند :
    ﴿ وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخائِضينَ ﴾ مدثر:45
    و با فرورفتگان [ در گفتار و کردار باطل ] فرومی رفتیم ،
    کسی که مرتب به باشگاه ورزشی می رود , کم کم بدنی تربیت شده و ورزیده پیدا می کند . کسی که مدام به باغچه ای رسیدگی می کند, آبادش خواهد کرد , کسی که مدام مطالعه می کند اطلاعاتش افزوده می شود وکسی که مدام با نماز گزاران رفت و آمد داردو به مسائل اخلاقی توجه می کند در این مسیر تربیت می شود و کسی که مدام با همنشینان بد رفت و آمد می کند , مثل ایشان می شود .

    ﴿وَالَّذِينَ لَايَشْهَدُونَ الزُّورَ﴾ فرقان:72
    (بندگان خدا) كسانى هستند كه در مجلس (گفتار و كردار) باطل حاضر نمى‏شوند.

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اداب مهمانی  لینک ثابت

     [ 07:03:00 ب.ظ ]  



      انتظارفرج............... ...

     

    در کمال نادانی به این دعا خو کردیم و نفهمیدیم فرج ما در ظهور توست

    خیلی سرسری و از روی بازیگوشی زمزمه کردیم

    تفهیم مان نشد درک نکردیم

    از سر بی ذکری گفتیم 

    و سالهای سال طی شد

    بهارهای عمرمان رفت و  زمستانش رسید

    اما تجربه نکردیم که یکبار از سر معرفت بخوانیم 

    ما رها شده گانیم هر بار از سر دردهای بی دردی مان تو را خواندیم

    یکبار با شعور نخواندیم یکبار از سر نیاز نخواندیم

    و باز هم سر عادت و بازیگوشی این ذکر مقدس را زمزمه کردیم

    اللهم عجل لولیک الفرج

    نفهمی ما را به بزرگیت ببخش

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-11-07] [ 08:35:00 ب.ظ ]  



      چگونه اعتماد کنیم ...

     

    برای نزدیک شدن و اطمینان به افراد نباید بی گدار به آب زد .مثلا برای ضمانت کردن امورات بانکی , انجام معاملات و شراکت , قرض دادن , ایجاد وصلت خانوادگی , گفتن اسرار و مسائل خانوادگی , سپردن امانت , و کذالک… . باید قدم به قدم و بر اساس شناخت جلو رفت یا فاصله گرفت؛ نه اینکه با یک گشاده رویی و محبت به اعتماد نشست. این شناخت بر اساس آزمودن به دست می آید .

    امام جواد علیه السلام: آن کس که پیش از آزمودن (اشخاص به آنان) اطمینان حاصل کند، خود را در معرض هلاکت در آورده و به عاقبتی پر درد و رنج گرفتار گردیده است.أعلام الدين : 309 .
    امام علی (ع) : اعتماد کردن به هر کس پيش از آزمودن و ارزيابي [وي]، نشان ناتواني است. نهج البلاغه حکمت 376

    راه های آزمایش و محّک اطرافیان با توجه به کلام معصومین علیهم السلام :

    برادرت را نشناسی مگرموقع نیاز به او . بحار الأنوار : 74/178/21 .
    اینکه بدانی با چه کسانی دوستی می کند .بحار الأنوار : 74/ 188/17 .
    به هنگام از دست رفتن قدرت .غرر الحكم : 6214 .
    در هنگام سختی ها .غرر الحكم : 6472 .
    مردم جز با آزمايش شناخته نمى شوند؛ پس زن و فرزند خود را در غيابت آزمايش كن و دوستت را در گرفتاريش و خويشاوندت را در تنگ دستيت و كسانى را كه زبان مهر و محبّت و ثنا دارند در بيكاريت، تا بدين وسيله به موقعيت خود نزد آنان پى ببرى .بحار الأنوار: 78/10/67.
    هر يك از برادرانت كه سه بار بر تو خشم گرفت و از تو بدى نگفت، او را براى خود نگه دار .تحف العقول : 368 .
     از او مالى بخواهى، يا او را بر مالى امين كنى، و يا در سختى و ناخوشى او را شريك خود گردانى .تحف العقول : 321 .


    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: خودشناسی2  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1395-11-06] [ 12:39:00 ب.ظ ]  



      تاثیرات سخن چینی ...

    ▫️سخن چینی و تاثیرات آن ▫️

    سخن چینی شخص، سخن کسی را برای دیگری نقل کند، مثلا بگوید فلانی در مورد تو چنین و چنان می گفت.

     سخن چینی مخصوص سخن گفتن نیست، بلکه به غیر سخن هم تعلق می گیرد مانند نوشتن، اشاره و غیره را هم شامل می شود و هر چیزی که صاحبش به افشاء و گفتن آن رضایت نداشته باشد، سخن چینی نامیده می شود.بحار الأنوارج۷۲ ص۲۶۹

     خداوند درسوره مبارکه قلم آیات 11 تا 13 می فرماید:
    【هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِیمٍ * مَّنَّاعٍ لِّلْخَیرْ مُعْتَدٍ أَثِیمٍ  عُتُل بَعْدَ ذَالِکَ زَنِیم】
    آن که سخت عیبجو و بدگو و گام بردارنده به سخن چینی است.  و بسیار بخیل و بازدارنده از خیر، تجاوزگر و گناه پیشه است و پس از آن (همه صفات زشت)، خشن و سنگدل و بی اصل و ریشه است.

     نقل شده که مردی غلامی داشت و وقتی خواست او را بفروشد، به مشتری گفت: این عیبی به جز نمّامی ندارد. مشتری گفت: مانعی ندارد. وقتی غلام را به منزل برد، پس از چند روز غلام سخن چین به زن آن مرد گفت: شوهرت تو را دوست ندارد و قصد بد و اذیّت برای تو دارد ولی من راهی بلدم که می توانی علاقه او را به خودت جلب کنی. وقتی که شوهرت خوابید، چند تار مو از پشت گردن او با تیغ بردار.زن قبول کرد.

     غلام سخن چین نزد ارباب رفت و به او گفت همسرت با مرد دیگری رفیق شده و قصد جان تو را دارد. اگر باور نداری شب هنگام خودت را به خواب بزن و از زیر چشم مواظب او باش. مرد خود را به خواب زد و زن را در حالی که تیغ به دست مشغول کندن مو از گردن او بود، دید و زن را گرفت و کشت. فامیل زن تحریک شدند و به نزاع برخاستند و طایفه مرد هم به کمک او آمدند و سخن چینی این غلام باعث کشته شدن خیلی ها شد.

    حضرت صادق علیه السّلام فرمود: امیر المؤمنین علے علیه السلام فرمودند؛
    【شِرَارُکُمُ الْمَشَّاءُونَ بِالنَّمِیمَةِ- الْمُفَرِّقُونَ بَیْنَ الْأَحِبَّةِ الْمُبْتَغُونَ لِلْبُرَآءِ الْمَعَایِب】
    بدترین شما آن کسانی هستند که سخن چینی کنند، و میان دوستان جدائی افکنند، و برای پاک دامنان عیب جویند. الکافی، ج۲ ص۳۶۹

    قالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله:
    【عَذَابُ الْقَبْرِ مِنَ النَّمِیمَةِ وَ الْغِیبَةِ وَ الْکَذِب】
    عذاب قبر سزای سخن چینی و غیبت و دروغ است.  بحار الأنوار، ج۷۲ ص۲۵۹

    امام صادق علیه السّلام و امام کاظم علیه السّلام و امام حسین علیه السّلام و امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:
    【حُرِّمَتِ الْجَنَّةُ عَلَی ثَلَاثَةٍ- النَّمَّامِ وَ مُدْمِنِ الْخَمْرِ وَ الدَّیُّوثِ وَ هُوَ الْفَاجِر】
    بهشت بر سه نفر حرام است: سخن چین، آدمکش و شرابخوار. ☜ ثواب الاعمال، ص:۴۷۵

    امام صادق علیه السلام فرمود:
    سخن چین قاتل سه نفر است:
    قاتل خود و قاتل کسی که سخن چینی او را کرده و کسی که نزد او سخن چینی کرده است.☜ خصال، ج۱ ص۱۶۷

    روایتی در مذمت سخن چینی آمده که شخصی به امام سجّاد علیه السّلام عرض کرد: فلانی درباره شما چنین و چنان گفت؟
    فرمود: سوگند به خدا حقّ برادر خود را حفظ نکردی، زیرا او تو را امین دانسته، (و رازی با تو گفته) ولی تو به او خیانت کردی. و حرمت مرا هم نگاه نداشتی، زیرا چیزی را به من گفتی که نیازی به شنیدنش نداشتم، مگر نشنیده ای که سخن چینها سگهای دوزخ اند؟ ضمنا به آن شخص بگو به زودی مرگ همه ما را می گیرد و در گور جای خواهیم گرفت و در قیامت وعده گاه و حاکم بین مردم، خداوند است. ارشاد القلوب ج۱ ص ۳۰۸

    و گفتیم همه ی گناهان تجسم اعمال دارد و هر عملی به یه شکلی مجسم میشه برای انسان، و آن گروهی که به شکل بوزینه‌اند، افراد سخن چین هستند

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اداب مهمانی  لینک ثابت

    [جمعه 1395-10-24] [ 11:52:00 ب.ظ ]  



      همنشین شایسته ...


    نصیحت پیامبر
    «یا قیس إنّ مع العز ذُلاً، وإنّ مع الحیاة موتاً، وإنّ مع الدنیا آخرة، وإنّ لکل شیء حسیباً،… »
    راوی گفت: قیس بن عاصم گوید: با گروهی از بنی تمیم به محضر رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شدم. عرض کردم: ای پیغمبر خدا، ما را موعظه ای بفرما که ما گروهی بیابان گردیم (و نمی توانیم زیاد به خدمت شما برسیم). رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود:

    همانا که عزت را خواری به همراه است و زندگی را مرگ قرین و دنیا را آخرتی است و به راستی که برای هر چیز حسابگری هست

    و بر هر چیز مراقبی و هر کار خوبی را پاداشی است و هر کار بدی را سزایی و هر پیشامدی را سرنوشتی است و به راستی که ای قیس به ناچار بایستی همنشینی با تو دفن گردد که زنده است و تو پس از مرگ با او در یک گور خواهی بود؛ پس اگر بزرگوار باشید با تو بزرگواری کند و اگر فرومایه باشد تو را فرو گذارد، سپس او جز به همراه تو محشور نگردد و تو جز به همراه وی از قبر برنخیزی و به جز از ناحیه او مسئولیتی نداری؛ پس همنشین شایسته ای برای خود انتخاب کن که اگر شایسته باشد با او مانوس خواهی بود و اگر ناشایست باشد جز او از هیچ چیز وحشت نخواهی کرد و آن کردار توست.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اداب مهمانی  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-10-23] [ 01:59:00 ب.ظ ]  



      عوامل توفیق در ایات و روایات ...


    برخی از عوامل توفیق در ایات و روایات

    نیت خوب داشتن، چنانکه امام علی(علیه السلام) می فرماید:

    (هرکه نیتش خوب باشد، توفیق یار او شود). میزان الحکمۀ، ج 13، ص 6574، ح 20983.


    دعا .حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: (یعنی برتوست که از خدایت کمک بگیری و توفیقرا از او طلب کنی). غرر الحکم 203.

    عوامل دیگری نیز برای توفیق بیان شده است، مانند: نصیحت پذیری و موعظه , انفاق، پرهیزگاری و تصدیق جزاهای الهی،علم، مطالعه زندگی علماء و خوبان، مال حلال، توبه و استغفار، تلاش و پشتکار، حسن خلق، همنشین خوب، اخلاص، نظم و برنامه‌ ریزی، توسل و …

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اداب مهمانی  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-10-09] [ 11:46:00 ب.ظ ]  



      سلب توفیق از منظر قران ...


    سلب توفیق
    «سلب توفیق» از میان رفتن اسباب و مقدمات وصول به مقصود است . این فراهم نشدن هدف, نتیجه ی اعمال خود انسان‏ها است .
    در آیه«و لا تزد الظالمین الا ضلالا»،منظور از افزودن ضلالت و گمراهى ظالمان و ستمگران همان سلب توفیق الهى معنی شده است.(تفسیر نمونه، ج‏ 25، ص 93. )
    عوامل سلب توفیق در آیات 5 الی 10سوره لیل را , بخل، بی نیازی طلبی از خدا و انکار پاداش نیک الهی است که «فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرى » انسان در مسیر دشوار قرار می گیرد .
    در آیه49 سوره مبارکه مائده گاه مجازاتها که نتیجه گناهان انسان است، به شکل سلب توفیق نمود پیدا می کند .

    به طور مثال برخى از زوّار خانه خدا علیرغم اینکه سفر اوّل آنهاست از زیارت کعبه مقدّس هیچ لذّتى نمى‏ برند، و این سفر معنوى کمترین تاثیر و تغییرى در آنها ایجاد نمی کند! چرا که گذشته آنها پرونده سیاهى را تشکیل داده که حاصل آن سلب توفیق و قساوت قلب بوده است. (سوگندهاى پر بار قرآن، ص 248. )
    «اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِيَةِ…»

     

    لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اسرارقران  لینک ثابت

    [یکشنبه 1395-09-28] [ 10:04:00 ب.ظ ]  



      دوری از گناه ...


    برای دوری کردن از گناه چند راه عرض می شود :

    یک – تقویت عقل و عقلانی عمل کردن .
    دردرون انسان دو تا نیروی متضاد وجود دارد عقل و هوای نفس .از هر کدام بیشتر هواداری کنیم دیگری بیشتر کنترل می شود . مثل ساعت شنی ! کار ها را به عقل عرضه کنید , اگرعقل تائید کرد این خلاف نفسه و این یواش یواش نفس انسان را تحت کنترل خودش در میاورد . نفس ما به خودی خود قوی نیست . اگر تربیتش نکنیم, با گناه برگ و بار بهش ندیم تحت کنترل ماست . باید غذاهائی که نفس را فربه و چاق می کند از او گرفت . مولوی در حکایت مارگیر و اژدها آورده است که اژدهای بی حس و یخ زده ای را به خانه می برد و در کنار آتش پناه می دهد و احیانا غذا می دهد . حیوان که زنده شد و جان گرفت اولین کاری که کرد بلعیدن مارگیر بود . مولوی گوید :
    نفست اژدرهاست او کی مرده است
    از غم و بی آلتی افسرده است
    نفس که تربیت شد اولین کاری که می کند خود ما را میبلعد .و خود حیوانی حاکم می شود .

    دو _ روزه های مستحبی یکی از بهترین اثرات رادارد . انسان در واقع با روزه ورزش مهارت نفس می کند .نفس آب و غذا می خواهد. محکم ایستادگی می کنی !جواب می دهی نه !
    سه _ نماز شب
    چهار _ برای تقویت نفس لوامه و سعه ی وجودی پیدا کردنش بنا بر روایات بعد ازاذان صبح, دست روی قلب بگذارید و 70 بار ذکر یا فتاح را بگوئید.این ذکر سعه ی صدر می دهد دریادل که شدید دربرابر نفس مقاومت میکنی .
    پنج _ ورزش کردن
    شش _ دعای روز سه شنبه از دعاهای دیگر موثرتره چون آیه ی از سوره یوسف در بر دارد و از نفس سخن می گوید.



    لبیک یا خامنه ای لبیک یا حسین است

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس  لینک ثابت

    [دوشنبه 1395-09-22] [ 01:35:00 ب.ظ ]  



      عوامل بدبختی ودوری ازولایت ...

     

    ‍ مکاتبه یکی از راههای ارتباط شیعیان با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) بوده است . بی شک یکی از شامخ ترین این مکاتبات ، نامه هایی است که از سوی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) به شیخ مفید ، این عالم جلیل القدر قرن پنجم رسیده و در کتب متعددی نقل شده است . در قسمتی از نامه اول چنین آمده است :

    ما از تمام حوادث و ماجراهایی که بر شما می گذرد ، کاملا مطلع هستیم و هیچ چیزی از اخبار شما بر ما پوشیده نیست. از خطاها و گناهانی که بندگان صالح خداوند از آنها دوری می کردند ، ولی اکثر شما مرتکب شدید ،با خبریم . اگر عنایات و توجهات ما نبود ، مصائب و حوادث ، زندگی شما را در بر می گرفت و دشمنان ، شما را از بین می بردند.

    از عهد شکنی ها و پشت سر گذاشتن عهد و پیمان ها با اطلاعیم (که همین عوامل موجب بدبختی و دوری شما از حریم ولایت شده است ). گویی این ها از لغزشهای خود خبر ندارند. با همه گناهان ، ما هرگز امور شما را مهمل نگذاشته ، شما را فراموش نمی کنیم. پس ، از خداوند بترسید و تقوا پیشه کنید و به خاندان رسالت مدد رسانید.

    بحار الانوار ، ج53، ص175

    لبیکیاخامنه ای لبیک یاحسین است

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اللهم عجل لولیک الفرج, غفلت  لینک ثابت

    [شنبه 1395-09-13] [ 08:52:00 ق.ظ ]  



      تفاوت ایات مکی ومدنی ...

     

     

     

    فرق بين مفاهيم سوره هاي مكي و مدني چيست؟
    اصولا آيات نوراني قرآن در طول 23 سال نبوت حضرت محمد(ص ) و متناسب با نيازها و اوضاع مختلف فرهنكي و اجتماعي و سياسي و… نازل شده است. وقوع رخدادهاي مختلف و پديده هاي متفاوت، نزول آيه اي مخصوص خود را مي طلبيد. به همين دليل برخي ايات در مكه معظمه و برخي در مدينه منوره نازل شده است.
    علت اين كه بعضي از آيات سوره هاي قرآن مكي و بعضي از آن مدني است اين است كه تعدادي از آيات آن سوره در مكه بر پيامبر اسلام(ص) نازل شده و تعدادي از آيات همان سوره زماني كه پيامبر(ص) در شهر مدينه بودند بر ايشان نازل شده است به همين خاطر بعضي از سوره هاي قرآن هم مدني است و هم مكي.
    به طور كلي آيات مربوط به اصول دين مثل توحيد و معاد و نبوت در مكه نازل شده اند چون لازم بود تازه مسلمانان به خوبي با اين اصول آشنا شوند و آنها را به خوبي درك كنند و آيات مربوط به حكومت و فروع دين و امور ريز و جزئي در مدينه منوره نازل شده اند.

     

    لبیک یا خامنه ای لبیک یاحسین است

     

     

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اسرارقران  لینک ثابت

    [جمعه 1395-09-12] [ 02:56:00 ب.ظ ]  



      بهشتی یاجهنمی ...

     

    برای جهنم رفتن یک وصف لازم است و آن گناه است. ولی برای بهشت رفتن، یک وصف کافی نیست بلکه دو وصف لازم است یکی حُسن فعلی و دیگری هم حُسن فاعلی، یعنی هم ایمان و هم عمل صالح.

    مردم دو قسم هستند یک عده حرف انبیا را گوش می‌دهند و یک عده حرف شیطان را : «الَّذِینَ کَفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ کَبِیرٌ» (سوره فاط ،آیه ۷) ؛

    ذات اقدس الهی فرمود: برای جهنم رفتن یک وصف لازم است و آن گناه است ولی برای بهشت رفتن یک وصف کافی نیست بلکه دو وصف لازم است یکی حُسن فعلی و دیگری هم حُسن فاعلی، یعنی هم ایمان و هم عمل صالح.

    لذا فرمود: «أَفَمَن زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً….» (سوره فاطر آیه ۸) ؛ آنها که فریب دنیا را خوردند یا شیطان با ابزار دنیا آنها را فریب داد و زشت را زیبا و حق را باطل نشان داد آیا این مثل کسی است که حق را می‌بیند و بهشتی است؟!

    اما منظور از این دو چیست ؟

    هر جاندارى براى خود دلبستگى‏هایى دارد. انسان نیز غیر از دلبستگى‏هاى مادى به پاره‏اى از معنویات مانند، معرفت و زیبایى و… دلبستگى دارد. ایمان نیز نوعى حالت دلبستگى واپسین است که تمام دعاوى دیگر را تحت شعاع قرار مى‏دهد.

    قلمرو ایمان براى هر انسان حریم مقدسى است؛ یعنى دلبستگى واپسین انسان در نهایت به امر قدسى تبدیل مى‏گردد و آن گاه است که عنصر شجاعت و جسارت و عشق از آن زاییده مى‏شود.

    متعلق ایمان همیشه امر معینى است. لذا شخص مومن باید به آن معرفت داشته باشد.(پل تیلیخ، پویایى ایمان، ترجمه، حسین نوروزى، ص ۱۶، ۱۷)

    آنچه که انسان را در مسیر «قرب الى الله» به پیش مى‌برد و روح او را به خدا نزدیک مى‌گرداند «عمل صالح» است. عمل صالح عملى است که «رضایت خداوند» در آن است. «عمل صالح» در اصطلاح قرآن به عملى گفته مى‌شود که هم نفسِ عملْ خوب و شایسته است و هم این که فرد آن را به قصد تقرب به خدا و جلب رضایت الهى انجام مى‌دهد.

    این عمل در فرهنگ اسلامى و قرآنى «عبادت» نام دارد. در این اصطلاح، عبادت فقط به نماز و روزه و حج و نظایر آنها گفته نمى‌شود، بلکه هر عملى که ذاتاً کارى نیک و شایسته باشد و علاوه بر آن، به قصد جلب رضایت الهى انجام گیرد، عبادت خواهد بود.

    «ایمان» و «عمل صالح» از جمله چیزهایى هستند که خداى متعال آنها را از ما مطالبه کرده و شرط رسیدن به کمال و سعادت بشر دانسته است. این دو مفهوم در قرآن کریم در بسیارى از موارد در کنار هم ذکر شده‌اند و بر تلازم آنها با یکدیگر تأکید گردیده است. نمونه‌اى از این آیات را با هم مرور مى‌کنیم:

    ـ «وَ بَشِّرِ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنّات تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار» ؛(سوره بقره ،آیه ۲۵) و کسانى را که ایمان آورده‌اند و کارهاى شایسته انجام داده‌اند، مژده ده که ایشان را باغ‌هایى خواهد بود که از زیر[درختان] آنها جوى‌ها روان است.

    ـ «الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآب» ؛(سوره رعد آیه ۲۹) کسانى که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‌اند، خوشا به حالشان، و خوش سرانجامى دارند.

    ـ «فَمَنْ یَعْمَلْ مِنَ الصّالِحاتِ وَ هُوَ مُوْمِنٌ فَلا کُفْرانَ لِسَعْیِه» ؛(سوره انبیاءآیه ۹۴) پس هر که کارهاى شایسته انجام دهد و مومن [هم ]باشد، براى تلاش او نا سپاسى نخواهد شد.

    ایمان و عمل صالح ارتباط متقابلی با یکدیگر دارند. در آیات بسیاری از قرآن کریم به عمل صالح نیز بعد از ایمان اشاره شده است. مقارنت ایمان و عمل صالح بیانگرارتباط بین آنهاست.

    این دو درحقیقت مانند دو کفه ترازویی هستند که سنجش بدون یکی از آن دو ممکن نیست و ایمان بدون عمل صالح، سودی نخواهد داشت. اگر کسی بدون آنکه به برنامه های اسلام عمل کند، ادعای ایمان داشته باشد، ایمانش صوری و ادعایی است و هیچ سودی به حال او نخواهد داشت.

    پس اگر کسی بهشت می خواهد باید یادش باشد که هم نیّتش را باید درست کند هم عملش را ، و آنهایی که طبق یک فتوای من درآوردی می گویند همین که دل پاک باشد کافی است حواسشان باشد ، که خداوند متعال می فرماید :«… إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ…» (سوره عصر آیه ۳) ؛ ..مگر آنها که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند.

    اگر قرار بود هر کدام به تنهایی کافی باشد خود خداوند حکیم بنا را بر آن می نهاد ولی صریحا می فرماید بندگی کردن و بهشت رفتن و به کمال رسیدن شرط دارد ، قانون دارد اگر کسی طالب است باید هم تفکر و عقیده اش را درست بکند هم عملش را.

    منبع : برگرفته از درس تفسیر حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی سوره مبارکه فاطر

    درس اخلاق آیت الله مصباح یزدی

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: خودشناسی2  لینک ثابت

    [سه شنبه 1395-09-09] [ 11:32:00 ب.ظ ]  



      اندکی تامل ...

    خیلی خیلی زیباست

    مردی بود قرآن میخواند و معنی قرآن را نمیفهمید .
    دخترکوچکش از او پرسید چه فایده ای دارد قرآن میخوانی بدون اینکه معنی آن رابفهمی؟

    پدر گفت سبدی بگیر واز آب دریا پرکن وبرایم بیاور .
    دختر گفت : غیر ممکن است که آب درسبد باقی بماند.
    پدر گفت امتحان کن. دخترم.

    دختر سبدی که درآن زغال میگذاشتند گرفت ورفت بطرف دریا وامتحان کرد سبدرازیرآب زد وبه سرعت به طرف پدرش دوید ولی همه آبها از سبد ریخت وهیچ آبی در سبد باقی نماند.

    پس به پدرش گفت که هیچ فایده ای ندارد .
    پدرش گفت دوباره امتحان کن. دخترکم .
    دختر دوباره امتحان کرد ولی موفق نشد که آب رابرای پدر بیاورد .برای بار سوم وچهارم هم امتحان کرد تا اینکه خسته شد وبه پدرش گفت که غیر ممکن است…

    پس پدر به او گفت سبد قبلا چطور بود؟
    اینجا بود که دخترک متوجه شد و به پدرش گفت بله پدر قبلا سبد از باقیمانده های زغال کثیف وسیاه بود ولی الان سبد پاک وتمیز شده است.

    پدر گفت: این حداقل کاری است که قرآن برای قلبت انجام میدهد.
    پس دنیاوکارهای آن قلبت را از کثافتها پرمیکند،
    خواندن قرآن همچون دریا سینه ات راپاک میکند،
    حتی اگر معنی آنرا ندانی…

    كپى با ذكر صلوات

    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    آهنگ زندگی ریتم خدایی بگیرد زیباست

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: خودشناسی  لینک ثابت

    [سه شنبه 1395-02-21] [ 01:05:00 ب.ظ ]  



      اندکی تامل ...

    اگر چیزی را دوست داری، آن را ببخش. با بخشیدن بخشی از چیزی که دارید، بیشتر از آنچه می خواهید به دست خواهید آورد.
    کشاورزی که طالب محصول فراوان است باید بخشی از بذر خود را به زمین ببخشد.
    عدم وابستگی یعنی بخشیدن آن چیزی که برایمان ارزش دارد.
    هر چیزی را که ببخشید به طرف شما باز خواهد گشت.
    موجودی حساب بانکی شما بیانگر ثروت شما نیست.
    ثروت به چیزی می گویند که در طی زندگی به گردش در می آید.
    سعادت و خوشبختی جریان همیشگی از یک دست دادن و از دست دیگر گرفتن است

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: خودشناسی2  لینک ثابت

     [ 12:46:00 ب.ظ ]  



      اندکے_تامل ...

    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    اگر خواستیم گناهے را تـرک کنیم،مورد به مورد ترک کنیم.همانگونہ که شیطـان ما را یکی یکی به گناه آلـوده می کند و توجیه می کند.

    باید نفـس را فریب دهیـم⬇️

    بگوییم میخواهم یک بار دروغ نگویـم، یڪ موقعیت عروسے و پر از گناه، یڪ موقعیت رشوه که پیش آمد
    باید مخالـــفت کنیم.

    هرجا که احساس کردیم،نمی توانـیم خود را تربیت کنیم، از امام عصــر(عج) کمک بگیریم←بگوییم ڪه اینجا را نمیتوانیـم، کمـک مان کن

    از خود تا خدا،ص۶۶_۶۷

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: خودشناسی  لینک ثابت

    [دوشنبه 1395-02-06] [ 01:35:00 ب.ظ ]  



      اعتکاف ...

    توصیه هایی درباره اعتکاف

    با توجه به استقبال گسترده مردم معمولا مساجد برگزار کننده تا ظرفیتی که امکان دارد را ثبت نام می کنند. به همین دلیل در حد انداختن یک پتو به اندازه استراحت معمولا فضا در اختیار خواهد بود. پس بهتر است یک پتو، حوله، مسواک، ملحفه، شانه، مفاتیح، قرآن و یک دست لباس زیر و یا راحتی همراه می توان به همراه داشت. آوردن بیش از اندازه وسایل هم باعث مزاحمت دیگران می شود. هم کار را برای شما سخت می کند.

    با توجه به فرصت ویژه اعتکاف که بهترین فرصت برای فاصله گرفتن از زندگی همیشگی است پیشنهاد می شود تا حد امکان از وسایل الکترونیکی و تلفن همراه استفاده نشود تا بهتر بتوان طعم شیرین انس با خالق را در این سه روز چشید.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اعتکاف  لینک ثابت

    [سه شنبه 1395-01-31] [ 06:39:00 ب.ظ ]  



      اعتکاف ...

    اسرار و آداب اعتکاف

    اعتکاف گرچه ایوان رفیعی دارد برای پرواز، اما رخصت پرواز برای آن دلی صادر می گردد که از چند سد گذشته باشد برای پرزدن.

    سدّ اول که بس بلند و محکم است، سدّ تو در توی نفس و نبود اخلاص است. یعنی که جز او میزبانی برای خود فرض کنیم در حالی که نه در این ضیافت سه روزه، بلکه همه ی عمر برسفره ی رنگین میزبانی واحد نشسته ای، باید بدانی در نجوایت فقط کسی را بخوانی که تو را برای تطهیر صحیفه ی اعمالت انتخاب نموده است و این را که آمدنت و بودنت دلیلی جز او و نزدیکی به او نداشته است، اما اگر در هوایی غیر از هوای او تنفس کنی باید بدانی که فرست روییدنی دوباره را از خود گرفته ای و برای این خشکسالی کسی را جزخودت ملامت نکن.

    گذشتن از مانع دوم که معاصی و گناهان است. اگر چه در این سه روزه، معتکف از معصیت اجتناب می کند، اما باید قصد کند این دوری را تا ملاقات محبوبش ادامه دهد، چرا که در این ایام ضیافت، به بند کشیدن هواها و کنترل اعضا را به دست آورده است و آن چیزی جز یاد میهمان دار مهربانش نیست، آنکه که او رابه این فضای روشن و معطر دعوت کرده است، آنکه به او اجازه داده است سه روز خودش را وقف دیدار و دلبری کند، آنکه خواسته است این عطر ملکوتی تاآخر عمر در مشام بنده اش بماند تا هروقت رایحه ی مرموزی خواست ذائقه اش را تغییر دهد و یاد آن مشک، او را به خود آورد؛ و مانع آخر دنیا و جلوه های رنگین آن است زهد در عین مکنت و دارایی، آزمایشی برای مدعیان دنیا گریزی و تلنگری برای کسانی که گمان می کنند اگر در زمان پیامبران و ائمه ی اطهار (ع) بودند از هرآنچه داشتند برای یاری و نصرت آنها دریغ نمی ورزیدند.اعتکاف از نگاه بزرگان

    هیچ وقت در این کشور در طول سالهای گذشته، از دوران جوانی و نوجوانی ما به یاد نداریم که در ماه رمضان، در مساجد کشور یا در مسجد گوهرشاد مشهد، مردم بیایند اعتکاف بکنند.

    در ایام البیض سه روزِ متعارف ماه رجب یا ماه شعبان، ما شمار معدودی در قم دیده بودیم که اعتکاف می کردند؛ آن هم غالباً طلبه ها. در غیر آن معمول نبود. امروز در ایام اعتکاف، دانشگاه ها و مساجد و سرتاسر کشور و مساجد جامع، مملو از معتکفین است؛ افزون بر آن، در دهه آخر ماه رمضان، جمعیت عظیمی مشغول اعتکاف بودند.

    چه کسانی؟ پیرمردها؟ پیرزن ها؟ نه، همین جوانها، جوان ترین ها. این دیگر در دنیا نظیر ندارد. این نسل جوان امروز ماست. امروز گرایش به دین و ارزشهای انقلابی، وجه غالب جامعه است.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اعتکاف  لینک ثابت

     [ 06:38:00 ب.ظ ]  



      اعتکاف ...

    زمان اعتکاف

    اعتکاف از نظر زمان محدود به وقت ‏خاص نیست، تنها از آن رو که لازمه اعتکاف، روزه گرفتن است، باید در زمانی اعتکاف شود که شرعا بتوان روزه گرفت. پس هر گاه روزه گرفتن صحیح باشد، اعتکاف نیز صحیح است، ولی بهترین زمان برای اعتکاف دهه آخر ماه مبارک رمضان، و ایام البیض ماه رجب است. اعتکاف در دهه آخر ماه رمضان، با آماده سازی انسان بری درک لیلة القدر و بهره برداری از فیض ین شب گران قدر، بی‏ارتباط نیست. در کشور ما اکنون اعتکاف در سه روز از ماه رجب بیش از اعتکاف در دهه پایانی ماه رمضان رواج احکام اعتکاف

    اعتکاف، تنها در مساجد خاص، صحیح است؛ بنابرین اگر کسی در خانه خود یا در حسینیه یا حرم معتکف شود صحیح نیست. مساجدی که اعتکاف در آن صحیح است، عبارتند از: مسجد الحرام، مسجد النبی، مسجد جامع کوفه، مسجد بصره و به قصد رجا می‏توان در مسجد جامع هر شهر معتکف شد.

    مدت اعتکاف حداقل سه روز است و کمتر از آن صحیح نیست؛ ولی بیشتر از آن حدی ندارد، البته اگر پنج روز معتکف شود، روز ششم را نیز واجب است‏ بماند؛ بلکه بنابر احتیاط واجب، هرگاه دو روز اضافه کرد روز سوم هم باید بماند؛ پس اگر هشت روز معتکف شد روز نهم هم واجب است.

    انسان در یام اعتکاف باید روزه بگیرد؛ بنابرین کسی که نمی‏تواند روزه بگیرد مانند مسافر، مریض و زن حیض یا نفساء و کسی که عمدا روزه نگیرد، اعتکافش صحیح نیست.

    بر معتکف چند چیز حرام است:

    1.استفاده از عطریات و گیاهان خوشبو بری کسی که از آن لذت می‏برد حرام است؛ پس بری کسی که حس بوییی ندارد اشکال ندارد.

    2.جدال در امور دینی و دنیوی بری غلبه بر دیگری و اظهار فضل و برتری بر او.

    3.هرگونه استفاده شهوانی از جنس مخالف نظیر لمس، بوسه و آمیزش حرام است.اما نگاه با شهوت به همسر در حال اعتکاف مانعی ندارد.

    4.استمنا؛ گرچه با نگاه به همسرش زمینه جنابت‏خود را فراهم کند.

    ارد.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اعتکاف  لینک ثابت

     [ 06:36:00 ب.ظ ]  



      اعتکاف ...

    حقیقت و مفهوم اعتکاف

    اعتکاف از ماده «عکف» در لغت به معنای اقبال و روی آوردن به چیزی و ملازمت آن بر سبیل تعظیم است .

    اعتکاف در شرع، به معنای التزام به توقف و درنگ در مسجد به قصد قربت است.

    در یک تعریف جامع اعتکاف عبارتست از: «اقامت کردن برای حداقل سه روز در مسجد به قصد عبادت با مراعات شرایط لازم .»

    ارکان عبادت، یعنی اجزایی که اگر به طور عمد یا به طور سهو ترک شوند، عبادت باطل می شود. اعتکاف نیز ارکانی دارد که عبارت اند از : 1. نیت، 2. توقف در مسجد جامع شهر یا مساجد چهارگانه معروف، 3. کمتر از سه روز نبودن اعتکاف، 4. روزه دار بودن معتکف در ایام اعتکاف.

    فلسفه و آثار اعتکاف

    انسان در گریز از هوای نفس و فرار از اشتغالات زندگی، در طریقت انس با معبود همواره نیازمند خلوتی است تا در انزوای وجود خویش در آثار صنع پروردگارش با دیدة عبرت بیندیشد و با سوز دل و اشک دیده، باطن خود را از زنگار گناهان بشوید و خانه دل را مصفای حضور خالق هستی بخش سازد، و اعتکاف زمینه چنین خلوتی را فراهم می­کند و فرصت و مجالی می­دهد برای پرداختن به امور نفس خویش و جلوه گری نور محبت خدا در اعماق سرای وجود انسان، تا انسان بدون دلواپسی از کارهای انجام نشده و وابستگیهای روز­مره، خود را در سرای معبود خویش نظاره گر باشد.

    حضرت صادق علیه السلام فرمود: «فِي التَّوْرَاةِ مَكْتُوبٌ يَا ابْنَ آدَمَ تَفَرَّغْ لِعِبَادَتِي أَمْلَأْ قَلْبَكَ غِنًى وَ لَا أَكِلْكَ إِلَى طَلَبِكَ وَ عَلَيَّ أَنْ أَسُدَّ فَاقَتَك‏؛در تورات نوشته شده است: ای فرزند آدم! برای انجام عبادت من فراغتی به وجود بیاور تا من دل تو را از بی نیازی سرشار سازم و بدون اینکه تو طلب کنی، حاجتت را برآورده کنم و من خود را ملتزم می دانم که حوائج تو را برطرف نمایم.»

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اعتکاف  لینک ثابت

     [ 06:34:00 ب.ظ ]  



      و وصينا الانسان بوالديه احسانا ...


    آية الله عبدالله جوادى آملى

    نوع دستورهايى كه اسلام به زن ومرد مى‏دهد، در عين حال كه يك راه مشتركى براى هر دو قائل است ولى راه مخصوص را هم از نظر دور نمى‏دارد، وقتى احترام به پدر ومادر را بازگو مى‏كند، براى گرامى داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح مى‏كند. قرآن كريم مى‏فرمايد:

    اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولا كريما (1)

    اگر يكى از آن دو يا هر دو، در كنار تو به سالخوردگى رسيدند به آنها حتى «اوف‏» مگو وبه آنها پرخاش مكن و با آنها سخنى شايسته بگوى.

    ودر بخشى ديگر مى‏فرمايد: ما سفارش كرديم به انسان كه احسان را نسبت ‏به پدر و مادر فراموش نكند:

    و وصينا الانسان بوالديه احسانا (2)

    وانسان را نسبت ‏به پدر ومادرش به احسان سفارش كرديم.

    و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه و بالوالدين احسانا (3)

    پروردگار تو مقرر كرد كه جز او را مپرستيد وبه پدر ومادر خود احسان كنيد. ودر جاى ديگر احسان به پدر ومادر را در كنار عبادت حق ياد مى‏كند:

    ان اشكر لي و لوالديك (4)

    شكر گزار من وپدر ومادرت باش.

    اما با همه اين تجليل‏هاى مشترك، وقتى مى‏خواهد از زحمات پدر ومادر ياد كند، از زحمت مادر سخن مى‏گويد، نه از زحمت پدر، آنجا كه مى‏فرمايد:

    و وصينا الانسان بوالديه احسانا حملته امه كرها و وضعته كرها و حمله و فصاله ثلاثون شهرا (5)

    زحمات سى ماهه مادر را مى‏شمارد، كه: دوران باردارى، زايمان، ودوران شيرخوراگى براى مادر دشوار است. وهمه اينها را به عنوان شرح خدمات مادر ذكر مى‏كند. قرآن كريم به هنگام يادآورى زحمات حتى اشاره‏اى هم به اين موضوع ندارد كه: پدر زحمت كشيده است.

    بنابراين، آيات قرآن كه در مورد حق شناسى از والدين آمده است‏بر دو قسم است: يك قسم حق شناسى مشترك پدر ومادر را بيان مى‏كند وقسم ديگر، آياتى است كه مخصوص حق شناسى مادر است، قرآن كريم اگر درباره پدر حكم خاصى بيان مى‏كند فقط براى بيان وظيفه است، نظير:

    و على المولود له رزقهن و كسوتهن بالمعروف (6)

    خوراك وپوشاك مادران به طور شايسته به عهده پدر فرزند است.

    وليكن هنگامى كه سخن از تجليل وبيان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذكر مى‏كند.

    1. اسراء، 23.

    2. احقاف، 15.

    3. اسراء، 23.

    4. لقمان، 14.

    5. احقاف، 15.

    6. بقره، 233.

    زن در آينه جلال و جمال صفحه 177

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: اداب مهمانی  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1394-11-07] [ 07:01:00 ب.ظ ]  



      درویشی تنگدست به............... ...

    این متن بسیارآموزنده وارزشمنداست:

    درویشی تنگدست به در خانه توانگری رفت و گفت:
    شنیده ام مالی در راه خدا نذر کرده ای که به درویشان دهی، من نیز درویشم. خواجه گفت:
    من نذر کوران کرده ام تو کور نیستی. پس درویش تاملی کرد وگفت:
    ای خواجه کور حقیقی منم که درگاه خدای کریم را گذاشته به در خانه چون تو گدائی آمده ام. این را بگفت و روانه شد.
    خواجه متأثر گشته از دنبال وی شتافت و هر چه کوشید که چیزی به وی دهد قبول نکرد.
    معراج السعادت (ملااحمد نراقی)

    از او بخواه که دارد و میخواهد که از او بخواهی, از او مخواه که ندارد و می ترسد که از او بخواهی.

    خواجه عبدالله انصاری

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: الگوسازی  لینک ثابت

    [دوشنبه 1394-10-28] [ 10:19:00 ب.ظ ]  



      کمک همسر به شوهر در مسائل فقهی ...

    کمک همسر به شوهر در مسائل فقهی

    علامه مجلسى(ره) دخترى به نام آمنه داشت؛ همچنین شاگرد خوش استعداد فقیرى به نام ملاصالح مازندرانى داشت. ملاصالح به‌قدرى فقیر بود که در پرتو نور چراغ مستراح مدرسه درس مى‌‏خواند.
    روزى علامه به دخترش گفت: آیا مایل هستى با طلبه فقیرى ازدواج کنى؟ دختر که خود دانشمندى فرزانه بود، گفت: فقر عیب نیست. سرانجام ازدواج صورت گرفت. ملاصالح مى‌گوید: گاهى در مسائل فقهى در مى‌‏ماندم، از همسرم آمنه کمک مى‏‌گرفتم و او حل مى‌کرد.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: الگوسازی  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1394-10-23] [ 12:30:00 ب.ظ ]  



      شیعه واقعی از زبان امام صادق علیه السلام ...

    شیعه جعفری کیست؟

    از شیعیان ما نیست کسی که به زبان شیعه بودن را اظهار کند و در رفتار مخالف ما و رفتار ما باشد.

    گذشت زمان و فاصله افتادن بین شیعیان و زمان حضور معصومان از یک سو، تهاجم فرهنگهای مختلف به جامعه تشیّع از سوی دیگر، و راه یافتن برخی انحرافات و بدعتها از سوی سوم باعث شده است که در رفتار و فرهنگ شیعیان تغییرات و تحولاتی ایجاد شود. تا آنجا که عده ای نام شیعه داشتن و صرف اظهار محبّت اهل بیت علیهم السلام را باعث نجات خویش می دانند، هر چند گناهان زیادی مرتکب شده باشند؛ غافل از اینکه حضرت صادق علیه السلام در مورد صفات شیعه فرمود: «از شیعیان ما نیست کسی که به زبان ]شیعه بودن را] اظهار کند و در رفتار مخالف ما و رفتار ما باشد. شیعه کسی است که با زبان و قلبش موافق ما باشد و از آثار ما پیروی نماید و طبق رفتار ما رفتار کند. آنها شیعیان ما هستند».(1) لذا ضرورت دارد که اوصاف شیعیان حقیقی و راستین را در گفتار امام ناطق، حضرت صادق علیه السلام ـ که بر اصلاح و سازندگی شیعیان ـ سخت حساسیت و تأکید داشته است، بازخوانی کنیم تا بتوانیم خود و جامعه امروزی را با آن اوصاف مقایسه نموده و محک زنیم. اصناف شیعیان همیشه این گونه بوده و هست که مدعیان شیعه بودن و ولایت مداری فراوان، ولی شیعه راستین و امامت پذیر واقعی اندک است. امام صادق علیه السلام با تبیین علائم هر یک، صفوف شیعیان راستین را از مدعیان تشیّع جدا می سازد. در یک جا می فرماید: «شیعه سه دسته اند؛ گروهی به وسیله ما زینت می یابند [و ما را وسیله عزت و آبروی خویش قرار می دهند] و گروهی به وسیله ما می خورند [و ما را وسیله درآمد زندگی دنیایی خویش قرار می دهند] و گروهی از ما و به سوی ما هستند، با امنیّت ما آرامش می یابند و با ترس ما ترسانند، بذر (های کاشته شده اسرار را) پخش نمی کنند و در برابر جفاکاران خودنمایی ندارند، اگر پنهان باشند کسی سراغ آنها را نمی گیرد و اگر آشکار باشند به آنها اعتنا نمی شود ]یعنی شهرت گریز و بی نام و نشانند[ آنها چراغهای هدایتند.»(2) از شیعیان ما نیست کسی که به زبان ]شیعه بودن را] اظهار کند و در رفتار مخالف ما و رفتار ما باشد. شیعه کسی است که با زبان و قلبش موافق ما باشد و از آثار ما پیروی نماید و طبق رفتار ما رفتار کند. آنها شیعیان ما هستند اوصاف شیعیان معروف است که می گویند «الناسُ عَلی دینِ مُلوکِهم» و رعیت همیشه رنگ و بوی شاهان و رهبران خود را دارا بوده اند، شیعه نیز باید چنین باشد و رنگ و بوی امامان خویش را دارا باشند؛ به گونه ای که هر کس آنها را مشاهده کند، بر امامان و مربیان آنها تحسین گوید. امانتداری و صداقت ابی اُسامة بن زید می گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: سلام مرا به هر کس که پیرو ماست و به گفته های ما گوش می کند، ابلاغ کن و از طرف من بگو: «أوصیکُمْ بِتَقْوی اللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَالْوَرَعِ فی دینِکُمْ وَالإجْتِهادِ لِلّهِ وَصِدْقِ الْحَدیث، وأداءِ الأمانَةِ وَطولِ السُّجودِ وَحُسْنِ الجَوارِ… فَإنَّ الرَّجُلَ مِنْکُمْ إذا وَرَعَ فی دینِه وَصَدَقَ الْحَدیثَ وَأدّی الأمانَةَ، وَحَسَّنَ خُلْقَهُ مَعَ النّاسِ، قیلَ: هذا جَعْفَریٌ، فَیَسُرُّنی ذلک وَیَدْخُلُ عَلَیَّ مِنْهُ السُّرورُ، و قیلَ هذا أدَبُ جعفَرٍ وَ إذا کانَ عَلی غَیْرِ ذلک دَخَلَ عَلَیَّ بَلائُه وَ قیلَ هذا أدَبُ جَعْفَرٍ؛(3) من شما را به تقوای الهی و پرهیزکاری در دینتان، و تلاش و کوشش در راه خدا، و راستگویی و امانت داری، و سجده های طولانی و نیکو همسایه داری و… سفارش می کنم؛ زیرا هر گاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد و راست بگوید و امانت را رد کند و اخلاقش را با مردم نیکو گرداند، مردم می گویند: این «جعفری مذهب» است و این مرا شادمان می سازد و از بابت آن شادمان می شوم و می گویند: این است روش ادب [و تربیت] امام صادق علیه السلام ، ولی اگر برخلاف این باشد، گرفتاری آن به من می رسد و گفته می شود که این هم اثر تربیتی امام صادق علیه السلام». تقوا تقوا و نیکی شیعه باید منشأ خیرات و خوبیها باشد؛ به همین جهت حضرت جعفر بن محمد علیهماالسلام می فرماید: «شیعَتُنا أهْلُ الهُدی وأهْلُ التُّقی وأهْلُ الخَیْرِ وَأهْلُ الایمانِ وَأهْلُ الْفَتْحِ وَالظَّفر؛(4) شیعه ما اهل هدایت و اهل تقواو اهل نیکی و اهل ایمان و اهل پیروزی و موفقیت اند.» حفظ نماز و اسرار امام صادق علیه السلام فرمود: «شیعیان ما را در سه (وقت) امتحان کنید؛ در وقت نماز که چگونه بر آن محافظت می کنند، در نزد اسرار آنها که چگونه آن را از دشمنان ما حفظ می کنند و در نزد اموالشان که چگونه با آن با برادران خویش همدردی می کنند.» (5) عفت دامن و شکم از مشکلات جامعه امروزی ما، رواج بی حیایی و بی عفّتی، ربا و حرام خواری است. حضرت صادق علیه السلام در این زمینه فرمود: «همانا شیعه علی کسی است که عفت شکم و دامن دارد، تلاشش زیاد، و عملش برای خدا باشد، و امید ثواب از او داشته باشد و از عقابش بترسد. پس اگر چنین افرادی را دیدی آنها شیعیان جعفر (امام صادق علیه السلام) می باشند.»(6) در روایت دیگر فرمود: «وَاللّهِ ما شیعَةُ عَلیّ إلاّ مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ؛(7) به خدا سوگند شیعه علی نیست مگر کسی که عفت شکم دارد.» هر گاه کسی از شما در دینش ورع داشته باشد و راست بگوید و امانت را رد کند و اخلاقش را با مردم نیکو گرداند، مردم می گویند: این «جعفری مذهب» است و این مرا شادمان می سازد و از بابت آن شادمان می شوم و می گویند: این است روش ادب [و تربیت] امام صادق علیه السلام همدردی با دیگران برخی افراد در بعضی از عبادات مثل نماز و دعا نمره قابل قبولی دارند، ولی در مسائل مالی و انفاق به دیگران، رفت و آمد و… نقص دارند. این افراد قطعا بدانند که در شیعه بودن آنان نقص است. شیعه مانند امامان خود اهل انفاق و همدردی با دیگران است، امام صادق علیه السلام در این زمینه می فرماید: «یَابْنَ جُنْدَب! إنَّما شیعَتُنا یُعْرَفونَ بِخِصالٍ شَتّی: بِالسّخاءِ وَالْبَذْلِ لِلاِْخْوانِ، وَبِأنْ یُصَلّوا الْخَمْسِیْنَ لَیْلاً وَنَهارا، شیعَتُنا لا یَهِرّونَ هَریرَ الْکَلْب، وَلا یَطْمعونَ طَمَعَ الْغُرابِ، وَلایجاوِرون لَنا عَدُوّا، وَلایَسْألونَ لَنا مُبْغِضا وَلَو ماتوا جُوعا…؛(8) ای پسر جُندب! به راستی شیعیان ما با ویژگیهایی شناخته می شوند: با بذل و بخشش به برادران و با گزاردن پنجاه رکعت نماز [واجب و مستحب] در شبانه روز؛ شیعیان ما چون سگ زوزه نمی کشند، و چون کلاغ طمع کار نباشند، با دشمن ما همجوار [و همراه] نشوند، درخواست کمک از کسی که کینه ما را در دل دارد نکنند، گرچه از گرسنگی بمیرند.» در روایت دیگری می خوانیم که وقتی یکی از شیعیان، از گروهی از شیعیان در نزد امام صادق علیه السلام تعریف و تمجید نمود و آنها را پاک و پاکیزه خواند، حضرت فرمود: «کَیْفَ عِیادَةُ أغْنیائِهم لِفُقَرائِهم؟ قال: قَلیلَةٌ، قال: وَکَیْفَ مُشاهَدَةُ أغْنیائِهِمْ لِفُقَرائِهِم؟ قال: قَلیلَةٌ، قال: فَکَیْفَ صِلَةُ أغْنیائِهِمْ لِفُقَرائِهِمْ فی ذاتِ أیْدیهِمْ؟ فقال: إنّکَ لَتَذْکُرُ أخْلاقا قَلَّ ما هی عِنْدَنا، قال: فقَالَ: فَکَیْفَ تَزْعُمُ هؤلاءِ أنّهُمْ شیعَةٌ؟!؛(9) عیادت ثروتمندانشان از فقرایشان چگونه است؟ عرض کرد: کم است. فرمود: دیدن (و سر زدن) ثروتمندانشان از فقرای آنها چگونه است؟ عرض کرد: اندک است. فرمود: کمک نمودن ثروتمندانشان نسبت به فقرای آنها چگونه است؟ عرض کرد: شما اخلاقی را بیان می کنید که نزد ما کم است. فرمود: پس چگونه آنها خود را شیعه می پندارند.» اوصاف راستین شیعه بیش از آن است که در یک مقاله بگنجد. آنچه بیان شد، مهم ترین اوصاف و ویژگیهای شیعیان بود.(10) جامعه امروزی تشیّع با خواسته امامان و آنچه از اوصاف شیعیان در کلام آن امامان بزرگوار مخصوصا رئیس مکتب جعفری، حضرت صادق علیه السلام آمده است، فاصله زیادی دارد. ما نمک گیر چنین لقمه بمانیم بد است اینکه از شیعه فقط نام بدانیم بد است شیعه یعنی مِی عشقی ز خدا نوشیدن شیعه یعنی کفن سرخ بلا پوشیدن… پی نوشت: 1) «لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ قالَ بِلِسانِهِ وَخالَفَنا فی أعْمالِنا وآثارِنا وَلکِنْ شیعَتُنا مَنْ وافَقَنا بِلِسانِهِ وَقَلْبِهِ وَاتّبَعَ آثارَنا وعَمِلَ بَأعْمالِنا أولئکَ شیعَتُنا»؛ وسائل الشیعة، ج11، ص196؛ بحار الانوار، ج68، ص164. 2) «الشّیعَةُ ثَلاثَةُ أصْنافٍ؛ صِنْفٌ یَتَزَیَّنونَ بِنا وِصِنْفٌ یَسْتَأکَلُونَ بِنا وَصِنْفٌ مِنّا وَإلَیْنا، یأمَنُون بِأمْنِنا ویَخافُونَ بِخَوْفِنا وَلَیْسوا بِالبُذُرِ المُذَیِّعینَ وَلا بالْجُفاةِ الْمُرائینَ، إنْ غابُوا لم یُفْقَدُوا وَإنْ شَهِدُوا لَمْ یُؤبَه بِهِمْ أولئکَ مَصابیحُ الهُدی»؛ المحجّة البیضاء، ج4، ص356. 3) وسائل الشیعة، ج 8، ص389، ح2. 4) الکافی، ج2، ص233؛ المحجّة البیضاء، ج4، ص353. 5) «إمْتَحِنوا شیعَتَنا عِنْدَ ثَلاثٍ؛ عِنْدَ مَواقیتِ الصّلاةِ کَیْفَ مُحافِظَتُهُمْ عَلَیْها وَعِنْدَ أسْرارِهِمْ کَیْفَ حِفْظُهُمْ لَها عَنْ عَدُوِّنا وَإلی أمْوالِهِمْ کَیْفَ مُواساتُهُم لاخْوانِهِمْ»؛ بحار الانوار، ج 83، ص22؛ جامع احادیث شیعه، ج4، ص58. 6) «إنّما شیعَةُ عَلِیٍّ مَنْ عَفَّ بَطْنُهُ وَفَرْجُهُ واشْتَدَّ جِهادُهُ، وَعَمِلَ لِخالِقِه، وَرَجا ثَوابَهُ، وَخافَ عِقابَهُ، فإذا رَأیْتَ أولئکَ فَاُولئکَ شیعةُ جَعْفَرٍ؛ الکافی، ج2، ص233، ح9. 7) صدوق، صفات الشیعة، ص49. 8) تحف العقول، ص540. 9) الکافی، ج2، ص173، ح10؛ منتخب میزان الحکمة، ص 286. 10) برای آگاهی بیشتر به منابع ویژه؛ مثل کتاب صفات الشیعة، تألیف شیخ صدوق، با تحقیق مؤسّسة الامام المهدی علیه السلام ؛ أهل البیت فی الکتاب والسنّة، تألیف محمدی الری شهری، نشر دارالحدیث؛ بحار الانوار، ج68، باب 19، «صفات الشیعة»، و میزان الحکمة، واژه شیعه مراجعه شود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: شیعه واقعی  لینک ثابت

    [دوشنبه 1394-05-12] [ 10:59:00 ب.ظ ]  



      اسیب ها و ویژگیهای مداح ...

    در زمان شیخ رجبعلی خیاط درمجلسی که ایشان حضورداشت  سه نفرمداح را دعوت کردند که مداحی کنند . اولین ودومین مداح مداحی کردند ورفتند ،سومین مداح شروع به خواندن کرد وسبک خود را عوض کرد .

    شیخ رجبعلی خیاط گفت تا الان امام زمان (عج )در این مجلس نشسته بودند شما که شروع به خواندن کردی امام زمان (عج) رفتند .

    الان در جامعه ما چقدر مداح امام زمانی (عج) داریم  واقعا از بعضی مداحی ها قلب امام عصر (عج) می شکند .

    مداحی با سبک های غربی ،  سبک ترانه های حرام ومبتذل ،سبک زوزه کشیدن مثل سک  ، سبک های مطرب که فقط زیبنده لهو ولعب است و از همه بدتر توجیه کردن چنین مداحی هایی به بهانه جذب جوانان در هیئت……

    ما مگر شیعه نیستیم شیعه یعنی پیرو کدام یک از این مداحی ها پیروی از اهل بیت است  در کدام یک از کتب شیعی وروایی سفارش به چنین مداحی هایی شده است.

    در  تاریخچه عزاداری بر اهل بیت احادیث فراوانی را درچگونه برپایی این مجالس  می بینیم .

    عزاداری ائمه بعداز امام حسین علیه السلام مجالسی که امام باقر علیه السلام وامام سجاد علیه السلام برپا می کردندوغذا می دادند وعزاداری می کردند .

    امام باقر علیه السلام شاعر داشتند به نامهای  کمیت بن زید اسدی ، ابوهارون روشندل ،ابو عمار ،حعفربن عفان .

    امام رضا علیه السلام شاعر داشتند به نام دعبل خزاعی .

    در هیچ یک از احادیث وروایات چنین عزاداری هایی که متاسفانه امروزه مرسوم شدهنه تنها  توصیه نشده بلکه دیده هم نشده پس اگر شما شیعه هستید باید از اهل بیت عصمت وطهارت پیروی کنید کدام یک از اهل بیت چنین عزاداری هایی را برپا می کردند؟


    ایت الله بهجت (ره) می فرمودند :

    مداح امام زمانی (عج) وقتی روی پله منبر می نشیند وروضه را شروع می کند روضه او تا عرش بالا می رود .

    ایت الله بروجردی (ره) به مداح می گفت مرشد یعنی ارشاد کننده

    امام رضا علیه السلام عبای خود را روی شانه دعبل خزاعی انداخت به دلیل مداحی او .

      مداحی موفق است که علاوه بر علاقه به ستایشگری عاشق اهل بیت باشد ومعنای واقعی مداح یعنی کسی که مدام مشغول تبلیغ وترویج مرام و مذهب تشیع،، ائمه معصومین وبزرگان دین  شرح زندگانی وسیره معصومین ،مبارزاتشان برعلیه ستمکاران  ،شهادت طلبی ومعارف اهل بیت است.

    مداحی را دست کم نگیرید جایگاه والایی است  به حسین(ع)  حسین (ع) گفتن باید افتخار کرد.

    مادحین صدا وسیمای اهل بیت هستند .

    در عالم نوکری اهل بیت هدف خیلی مهم است .

     اگر هدف پول یا شهرت باشد در تباهی وظلمت قدم بر داشته ایم .

    مادحین سه گروه هستند :

    1- تجاری وبازاری : که از قبل نرخ ومبلغ تعین می کنند .

    2- اداری : به دنبال شهرت ومقام در مداحی هستند .

    3- صاحب زمانی (عج) : مداحانی که امام زمان (عج) انها را می خرد وشکار می کند که متاسفانه از این دسته کم داریم .

    اگر رفتی جایی برای مداحی دنبال بانی نگرد ، دنبال حساب جاری باش یعنی توسل به اهل بیت .

    اگر دنبال حساب جاری بودی (یعنی توسل به اهل بیت ) ان وقت است که سیم وصل می شود و مداحی می شوی که عاقبت به خیری به دنبال توست .

    اگر قرار باشد چشممان باز شود در روضه  اهل بیت (ع) باز می شودگریه در روضه به انسان کمال می دهد

    علمایی رشد کرده اند که برای امام حسین (ع) واهل بیت گریه کرده اند .

    سر حق را به هرکس اموختند       مهر کردند ودهانش دوخت

    ویژگیهای مداح موفق:

    1- ستاریت

    مداح اگرمی خواهد رشد کند وبه کمال برسد بایدستاریت داشته باشد ستاریت یعنی ابروی دیگران را حفظ کردن. اگر ستار باشید خداوند شمارا در لیست اصلی خودش قرار می دهد.

    چرا خداوند  در قران در سوره تین به انجیر قسم می خورد به دلیل ستاریت انجیر که اشاره به داستان ادم وحوا ورانده شدن انها ازبهشت وبی لباس شدن ، این درخت انجیر بود که انها را به فرمان خداوند پوشش داد.

    ( پس کسانی که برهنه وبی حجاب هستند جریمه شده های خداوند هستند )

    2- روان شناس باشد (شناخت روحیات مستمع )

    3- مراقب لقنه حرام ومشکوک  باشد .

    4- مقدم شمردن واجبات بر هرکاری .

    6- قداست در روضه را حفظ کند.

    7- مردم را دست کم نگیرد .

    8- بهشت را به متاع نفروشد .(مداح با نرخ تعین کردن اجر خودرا کم می کند)

    9- مداح باید شغل داشته باشد.

    10- مداح نباید نظرش را برمستمع تحمیل کندو سوء استفاده کند(مثل  تبلیغ ،سیاسی ،شخصی و…….).

    11- مداح بایدقناعت داشته باشد وزندگی او باید الگو باشد مانند امام حسین علیه السلام.

    12- مداح باید اهل دعا ومناجات باشد .

    13- مداح باید شجاع ،بشیر ، نذیر ،هم معلم باشد وهم بترساند.

    14- مداح باید مردم را با هم ومردم را با خدا اشتی دهد ،مخلص،ساده ،پاک ،صریح ،با تقوا  باشد چون واسطه فیض مردم با خداست .

    15- مداح باید درپی کسب تجربه باشد همیشه با وضو، متواضع و حضور قلب داشته باشد.

    ومن الله التوفیق

    عمار

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: افت مداحی  لینک ثابت

    [جمعه 1394-05-02] [ 11:27:00 ق.ظ ]  



      وداع با ماه رمضان ...

    وداع با ماه مهمانی خدا

    شيخ صدوق رحمة الله عليه براى وداع ماه مبارك رمضان دعائى ذكر كرده كه مى‏گويد: ابو بصير از امام صادق (عليه السلام) روايت كرده كه حضرت فرمود: «تقول فى وداع شهر رمضان «اللهم انك قلت فى كتابك المنزل على نبيك المرسل و قولك الحق شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن هدى للناس و بينات من الهدى و الفرقان، و هذا شهر رمضان قد انصرم فاسالك بوجهك الكريم، و كلماتك التامات ان كان بقى على ذنب لم تغفره و تريد ان تحاسبنى به او تعذبنى عليه او تقايسنى به ان يطلع فجر هذه الليلة، او ينصرم هذا الشهر الا و قد غفرته لى يا ارحم الراحمين‏» 

    در وداع ماه مبارك بگوئيد، بار پروردگارا تو خود گفتى در كتاب مقدس كه بر نبى مرسلت نازل فرموده ‏اى و قول تو حق است كه ماه رمضان كه در او قرآن نازل شده و مايه هدايت و رستگارى مردم و دلائل آشكار از هدايت و وسيله تشخيص حق از باطل مى‏باشد، اينك ماه رمضان به پايان رسيد «و فيوضاتش تا سال آينده از ما قطع شد» پس تقاضا مى ‏نمايم از تو به آبروى گراميت، و كلمات تام و تمامت، اينكه اگر بر من گناهى باقى مانده ( و پاك نشدم) كه هنوز آن گناهم را نيامرزيدى، و اراده حسابرسى او را دارى، يا مى‏ خواهى به آن گناه باقيمانده عذابم كنى، و يا به اندازه گناهم عقوبت نمائى، تا اينكه طلوع كند فجر اين شب، يا پايان پذيرد اين ماه مبارك، مگر آنكه آن گناهانم را بيامرزى و از تقصيرم در گذرى، اى مهربانترين مهربانان.


    شايسته است در آخرين جمعه ماه رمضان ٬ دعای وداع با ماه رمضان ٬ را زمزمه کنيد و خويشتن را برای وداع با ماه مهمانی خدا ٬ مهيا سازيد. جابر بن عبد لله انصاری ٬ از پيامبر اکرم ٬ چنين نقل می کند:
    دخلت على رسول الله صلى الله علیه و آله فی آخر جمعة من شهر رمضان، فلما بصر بی، قال لی: «یا جابر، هذا آخر جمعة من شهر رمضان، فودعه و قل: اللهم لا تجعله آخر العهد من صیامنا إیاه، فإن جعلته فاجعلنی مرحوما، و لا تجعلنی محروما. فإنه من قال ذلك ظفر بإحدى الحسنیین، إما ببلوغ شهر رمضان من قابل و إما بغفران الله و رحمته».
    در آخرین جمعه ماه رمضان، خدمت پیامبر خدا رسیدم .چون مرا دید، به من فرمود «:اى جابر ! این آخرین جمعه ماه رمضان است .با آن خداحافظى كن و بگو “:خداوندا !آن را آخرین روزه ‏دارى ما در این ماه قرار مده، و اگر چنین قرار دادى، مرا آمرزیده قرار بده و محرومم مگردان!". هر كس چنین بگوید، به یكى از دو نیكى میرسد :یا به ماه رمضان آینده میرسد، یا به آمرزش و رحمت الهی، نایل میشود».

    آداب و اعمال روز عید فطر

    تکبیر بعد از نماز صبح
    پس از نماز صبح، تكبیراتى كه در شب عید پس از نماز مغرب و عشاء خواندید، را مجددا تکرار کنید:
    «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ وَ لِلَّهُ الْحَمْدُ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى مَا هَدَانَا وَ لَهُ الشُّكْرُ عَلَى مَا أَوْلَانَا».

    از امام صادق، نقل شده است:
    «إن فی الفطر تكبیرا».قلت: متى؟قال: «فی المغرب لیلة الفطر، و العشاء، و صلاة الفجر، و صلاة العید ثم ینقطع، و هو قول الله تعالى: «و لتكملوا العدة و لتكبروا الله على ما هداكم» و التكبیر أن یقول:الله أكبر الله أكبر الله أكبر، لا إله إلا الله و الله أكبر، و لله الحمد على ما هدانا، و له الشكر على ما أولانا».
    «در عید فطر، تكبیر است». گفتم: كى؟ فرمود: «درنماز مغرب شب عید فطر و نماز عشا و نماز صبح و نماز عید فطر. سپس قطع میشود. و این، همان كلام الهی است كه: «شما را به كمال برسانید و خدا را بر اینكه هدایتتان كرده، تكبیر بگویید». و تكبیر، آن است كه بگوید: الله أكبر، الله أكبر، الله أكبر، لا إله إلا الله والله أكبر، ولله الحمد على ما هدانا، و له الشكر على ما أولانا.

    و شایسته است که مومنین، بعد از طلوع آفتاب عید فطر برای اقامه نماز عید از منزل، خارج شوند. از امام صادق نقل شده است:
    كان رسول الله صلى الله علیه و آله یخرج بعد طلوع الشمس.

    افطار قبل از نماز عید فطر
    روزه٬ در عيد فطر٬ حرام است. در روز عيد فطر٬ مستحب است انسان قبل از نماز عيد فطر به چيز شيرينی همچون خرما و کشمش٬ انجير٬ عسل و … روزه خود را باز کند. «شيخ مفيد» نيز فرموده است: مستحب است مقدار کمى از تربت سيدالشهدا٬ امام حسين عليه السلام٬ را تناول نمايد که شفاى هر دردى است.  همچنين زکات فطره را به فقير بپردازد و يا کنار بگذارد و آنگاه رهسپار نماز عيد فطر شود. از امام باقر نقل شده است:
    كان أمیرالمؤمنین علیه السلام لا یأكل یوم الأضحى شیئا حتى یأكل من اضحیته، و لا یخرج یوم الفطر حتى یطعم و یؤدی الفطرة، ثم قال علیه السلام: و كذلك نحن.
    «امیرمؤمنان علیه السلام روز عید قربان، چیزى نمی خورد تا آن كه از قربانى خود بخورد و روز عید فطر، بیرون نمی رفت، مگر آن كه چیزى بخورد و زكات فطره را بپردازد». سپس فرمود: «ما نیز چنین می کنیم».

    و نیز در منابع حدیثی اهل سنت نیز نقل شده است:
    كان النبی صلى الله علیه و آله لا یخرج یوم الفطر حتى یطعم، و لا یطعم یوم الأضحى حتى یصلی.
    روز عيد فطر ٬ پيامبر صلى لله عليه و آله براى نماز بيرون نمی رفت ٬ تا آن كه چيزى می خورد و روز عيد قربان ٬ چيزى نمی خورد ٬ تا آن كه نماز عيد را می خواند.

    بنابراين ٬ مومنين بايد در عيد فطر ٬ بعد از طلوع آفتاب ٬ افطار كنند و زكات فطره را هم بپردازند يا جدا نمايند و بعد ٬ نماز عيد را بخوانند.

    غسل و پوشیدن لباس نیکو
    شایسته است در هنگام اجتماع عظیم مسلمین در روز عید فطر، انسان بهترین لباس و زینت را بر تن داشته باشد و خویشتن را به بهترین عطر، خوشبو نماید. از امام صادق نقل شده است:
    «ینبغی لمن خرج إلى العید أن یلبس أحسن ثیابه، و یتطیب بأحسن طیبه».و قال فی قول الله عز و جل: «یا بنی آدم خذوا زینتكم عند كل مسجد و كلوا و اشربوا و لا تسرفوا إنه لا یحب المسرفین»، قال: «ذلك فی العیدین و الجمعة».
    «كسى كه براى نماز عيد بيرون می رود ٬ سزاوار است بهترين جامه هايش را بپوشد و خود را با بهترين عطر ٬ خوشبو سازد». و درباره آيه « اى فرزندان آدم! زينت خود را در هر سجده گاه با خود برداريد و بخوريد و بنوشيد و اسراف نكنيد ٬ كه او اسرافكاران را دوست نمی دارد» فرمود: « اين٬ در روز عيد فطر و عيد قربان و جمعه است »
    و نيز شايسته است ٬ که غسل نمايد و وقت آن به فرموده «شيخ طوسى» بعد از طلوع فجر است تا قبل از زمان بجا آوردن نماز عيد فطر.

    پرداخت زکات فطره قبل از نماز عید فطر
    پیش از نماز عید فطر، انسان باید زکات فطره را جدا سازد .اگر دسترسى به فقیر و مستحق شرعی، دارد بپردازد و الاّ کنار بگذارد، براى هر نفر یک صاع (حدود سه کیلو ) از گندم یا موادّ غذایى دیگر که در آن شهر غذاى غالب مردم محسوب مى شود، باید پرداخت گردد. از امام صادق، نقل شده است:
    «إن أخرجتها قبل الظهر فهی فطرة، و إن أخرجتها بعد الظهر فهی‏ صدقة و لا یجزیك».قلت: فاصلی الفجر و أعزلها فتمكث یوما، أو بعض یوم آخر، ثم أتصدق بها.قال: «لا بأس هی فطرة إذا أخرجتها قبل الصلاة».
    «اگر فطریه را پیش از ظهر روز عید [از امول‏] جدا كنید و بپردازید، زكات فطره‏ محسوب میشود و اگر بعد از ظهر بپردازید، صدقه است و زکات فطره محسوب نمیشود». (روای می گوید)گفتم: پس، نماز صبح را می‏خوانم و فطریه را كنار میگذارم. پس، یك روز، یا تا بخشى از روز دیگر، (فطریه در نزد من) می‏ماند. سپس آن را میدهم. امام فرمود: «اشكالى ندارد. اگر فطریه را قبل از نماز جدا كرده باشى، زکات فطره محسوب میشود.

    زكات فطره ٬ مكمل و تمام كننده روزه است؛ همان گونه كه درود و صلوات بر پيامبر اسلام صلى لله عليه و آله مكمل و تمام كننده نماز است .
    إن من تمام الصوم إعطاء الزكاة یعنی الفطرة كما أن الصلاة على النبی صلى الله علیه و آله من تمام الصلاة؛ لأنه من صام و لم یؤد الزكاة فلا صوم له إذا تركها متعمدا، و لا صلاة له إذا ترك الصلاة على النبی صلى الله علیه و آله، إن الله عز و جل قد بدأ بها قبل الصلاة، قال: «قد أفلح من تزكى و ذكر اسم ربه فصلى».
    از كمال روزه ٬ پرداخت زكات (يعنى فطريه) است، همان گونه كه صلوات بر پيامبر صلى لله عليه و آله از كمال نماز است؛ چرا كه هر كس روزه بدارد٬ اما زكات نپردازد اگر به عمد ترك كرده باشد٬ براى او روزه اى نيست٬ و نيز كسى كه صلوات بر پيامبر صلى لله عليه و آله را ترك كند٬ نمازى براى او نيست. خداى متعال٬ پيش از نماز٬ زكات را گفته است؛ فرموده است: « رستگار شد كسى كه زكات داد و نام پروردگارش را ياد كرد ٬ و نماز خواند».

    در روایتی از امام صادق، حکمت پرداخت زکات فطره، ایمنی از مرگ، شمرده شده است. در کتاب کافی مرحوم کلینی نقل شده است که امام صادق علیه السلام خطاب به یکی از اصحاب چنین فرمود:
    «اذهب فأعط عن عیالنا الفطرة، و أعط عن الرقیق و اجمعهم، و لا تدع منهم أحدا؛ فإنك إن تركت منهم إنسانا تخوفت علیه الفوت».قلت: و ما الفوت؟ قال: «الموت».
    «برو و از سوى خانواده ما٬ فطريه بپرداز و از سوى بردگان هم بپرداز و همه را حساب كن و كسى از آنان را وا مگذار؛ چرا كه اگر يكى از آنان را واگذارى٬ از فوت او بيمناكم». گفتم: فوت چيست؟ فرمود: «مردن».

    فواید پرداخت فطره چیست؟
    «زكات فطره» به اتفاق شیعه و اهل سنت، واجب است و در احادیث اسلامی دینى براى آن، فلسفه و فواید متعددى برشمرده است كه مهم‏ترین آنها عبارت است از:
    1. زكات فطره مكمل و تمام كننده روزه است؛ همان گونه كه درود و صلوات بر پيامبر اسلام صلى لله عليه و آله مكمل و تمام كننده نماز است.
    2. باعث قبولى روزه ماه مبارك رمضان می گردد.
    3. موجب حفظ انسان از مرگ در آن سال می شود
    4. باعث سلامتى جسم و پاكسازى روح از رزايل اخلاقى است.
    5. مكمل و تمام كننده زكات مال است.

     

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: وداع با رمضان  لینک ثابت

    [جمعه 1394-04-26] [ 12:36:00 ق.ظ ]  



      نماز اول وقت ...

    چه کنیم تا نمازهایمان را اول وقت بخوانیم ؟
    چه كنیم تا نمازهایمان به ويژه نماز صبحمان را در اول وقت بخوانم؟

    يكى از واجباتى كه در دين اسلام بسيار اهميت دارد، نماز است.

    نماز يك وظيفه ثابت و معين و يك دستور انضباطى است كه روح توجه به پروردگار را در انسان زنده مى‌كند: (فَأَقِيمُوا الصَّلَوةَ إِنَّ الصَّلَوةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَـبًا مَّوْقُوتًا)[1]؛ نَماز را به صورت معمول انجام دهيد، زيرا نماز وظيفه ثابت و معينى براى مؤمنان است.

    نماز، مظهر پيوند با خدا و ارتباط با اوست؛ به همين دليل از همه عبادت‌ها برتر و بالاتر است.

    مؤمنان ارزش بسيارى براى اصل نماز و زمان برگزارى آن قائلند(انعام، آيه92) و سهل‌انگارى در نماز، به ويژه در اوقات اوليه آن ممكن است زيان‌هايى در پى داشته باشد(ماعون، آيه(4 ـ 5).

    كسانى كه نه ارزشى براى نماز قائلند و نه به اوقاتش اهميتى مى‌دهند، نماز را از وقت فضيلت خود تأخير مى‌اندازند.

    تجربه نشان داده كه اگر مسايل تربيتى تحت انضباط و شرايط معين قرار نگيرد، عده‌اى آن را به دست فراموشى مى‌سپارند و اساس آن به كلى متزلزل مى‌گردد.

    اين گونه مسائل حتماً بايد در زمان معين و با انضباط دقيق قرار گيرد، تا هيچ كسى براى ترك آن عذر و بهانه‌اى نداشته باشد، لذا براى اين كه به اين مشكلات دچار نشويم شايسته است خود را مقيد كنيم به اين كه حتماً نمازها را در آغاز وقت بخوانيم.

    امام باقر(عليه السلام) مى‌فرمايد:

    هر گاه نماز در اول وقت بالا رود، سفيد و درخشان به سوى صاحبش باز مى‌گردد و به او خطاب مى‌كند: از من مواظبت نمودى خدا تو را حفظ كند و هر گاه در غير وقت خود و بدون شرايط بالا برود، سياه و تاريك به سوى صاحبش باز مى‌گردد و به او مى‌گويد: مرا تباه ساختى، خدا تو را نابود كند![2]

    امام صادق(عليه السلام) نيز مى‌فرمايد:

    هر گاه نمازگزار نماز صبح را با طلوع فجر به جاى آورد دو مرتبه براى او نوشته مى‌شود، هم فرشته صبح و هم فرشته شب مى‌نويسد نماز صبح را فرشته روز و فرشته شب هر دو مشاهده مى‌كنند![3]

    _____________________

    [1]. نساء، آيه103.

    [2]. كلينى، اصول كافى، ج3، ص286.

    [3]. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعه، ج1، ص373

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: نمازاول وقت  لینک ثابت

    [یکشنبه 1394-04-21] [ 04:21:00 ب.ظ ]  



      شبهای قدر ...


    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
    إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ (۱)
    وَ ما أَدْراکَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ (۲)
    لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ (۳)
    تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ (۴)
    سَلامٌ هِیَ حَتَّی مَطْلَعِ الْفَجْرِ (۵)
    با توجه به آیات سوره قدر می‌توان به فضیلت‌های شب قدر پی برد:
    ۱. قرآن در آن نازل شده است.
    ۲. عبادت و احیای آن معادل بیش از هزار ماه است.
    ۳. خیرات و برکات الهی در آن شب نازل می‏شود.
    ۴. رحمت خاص خدا شامل حال بندگان می‏گردد.
    ۵. فرشتگان و روح در آن شب نازل می‏گردند.

    شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. در تمام سال، شبی به خوبی و فضیلت شب قدر نمی‌رسد. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته است. عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمرها و امور دیگر مشخص می‌شود. ملائکه در این شب بر زمین فرود می‌آیند، نزد امام زمان(عج) می‌روند و آنچه را برای بندگان مقدر شده بر ایشان عرضه می‌دارند. شب‌زنده‌داری و تلاوت قرآن و مناجات و عبادت در این شب، بسیار توصیه و تأکید شده است.

    عظمت و فضیلت این شب بر سایر شبها را از این امور می‌توان به دست آورد:
    ۱) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند:
    «هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده میشود.»

    ۲) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند:
    «از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماههای سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماهها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»

    ۳) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است. این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.
    ۴) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ی ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند:
    «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

    فرصت شب قدر را غنیمت بدانیم
    شب قدر فرصتی است زرین و طلایی برای شستشوی آینه دل. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدیها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم نماییم. نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.
    در شب قدر که شب‌زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟
    دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای است روشنی‌بخش که با تکرار تلاوت آنها، آموزش‌های آن‌ها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آیند. پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح‌شده در دعاها گام برداریم.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: شب قدر  لینک ثابت

    [دوشنبه 1394-04-15] [ 11:04:00 ب.ظ ]  



      روزه داری در راستای سلامتی ............... ...

    در زمینه تغذیه ماه رمضان 2 نکته وجود دارد : یکی تحمّل گرسنگی و دیگری تشنگی. این تحمل ها برای مزاج های مختلف متفاوت است و نوع غذای مصرفی باید متناسب با نوع مزاج باشد :

    در بدن انسان چهار خلط صفرا، دم، بلغم و سودا به نسبت معین وجود دارد که غلبه هر کدام از این ها مزاجی خاص را بوجود می آورد.

    - تحمل افراد بلغمی مزاج در مقابل تشنگی زیاد و در مقابل گرسنگی کم است. بلغمی ها سپید پوستانی هستند که بیشتر در طایفه زنان هستند و عروق پنهانی دارند و در تمام فصول سال احساس سردی می کنند. خوابشان بیش تر و سنگین تر از افراد دیگر است و استعداد فراموشی و درد مفاصل دارند و زیاد عصبانی نمی شوند. تمایل گوارشی آن ها به شیرینی و گرمی ها بیشتر است. این افراد اگر غذای سرد مزاج بخورند، ضعف خواهند داشت و نمی توانند روزه را به مدت طولانی ادامه دهند. چون روزها طولانی است، مقداری سوپ و مایعات در سحر و افطار میل کنند، ولی غذای غالب ایشان باید گرم مزاج باشد.

    - دموی ها گلگون پوستانی هستند که رگ های بدنشان آشکار است و چهره بشاشی دارند. توان ارتباط جمعی آنها بالاست و سینه فراخی دارند و موهای بدنشان زیاد است و این افراد در فصل بهار و تابستان از گرما شکایت دارند و در دو فصل دیگر خیلی احساس بدی ندارند. چون هم رطوبت و هم حرارت به وفور در بدنشان هست، از هر نوع ماده غذایی می توانند بخورند و اشتها یشان هم نسبت به اکثر مواد غذایی خوب است. حالا که مصادف با فصل گرماست، بهتر است غذا با جهت گیری غذای سرد مراج باشد که توان آن ها نسبت به تشنگی بالا رود، بخصوص کشاورزان و رانندگان و… که در معرض حرارت مستقیم آفتاب هستند. این ها غذای سرد مزاج بخورند که رطوبتشان تأمین شود.

    - افراد صفراوی، لاغراندامانی هستند با قد نسبتاً بلند و صورت کشیده و چهره روبه زردی که اشتهای کم، عطش فراوان و خواب سبک و کم دارند. این افراد حرارت بدنشان همیشه بالاست و در چهار فصل سال احساس گرما می کنند. تمایلشان به ترشی ها بیشتر است.

    این افراد به علت وجود خشکی در بدنشان، تشنگی را سخت تحمل می کنند. گاهی صفرای بیش از حد تن نمی گذارد که روزه های طولانی تحمل شود. باید صفرای اضافی فرونشانده شود و بهتر است مقداری غذاهای صفرازدا همراه غذای خود داشته باشند. مثل آبغوره و آبلیمو، ماست، انگور ترش و شیرین، رب انار، عناب، آب زرشک، خاکشیر، خیار، گوجه فرنگی، کاهو و….

    برعکس از غذاهای تند، شیرینی و گرم مزاج پرهیز کنند. ادویه زیاد در غذا، صفرا تولید می کند و با مصرف آن ها از صبح تا شب تشنگی زیاد شده و روزه داری بسیار سخت خواهد شد.

    غذاهای سرخ کردنی، خیلی شور و نیز خیلی چرب و شیرین مثل زولبیا و بامیه برای همه افراد بویژه این افراد مضر خواهد بود و چون خیلی از افراد جامعه امروزی، سوء مزاج گرم کبد دارند، باید این پرهیزها را رعایت کنند.

    مورد دیگر در غذاها سس مایونز است که تمام فواید سالاد را گرفته و باعث عوارضی از جمله بیماری های پوستی می شود. بهترین چاشنی سالاد، روغن زیتون و کمی آبغوره یا آبلیمو بسته به مزاج شخص است.

    این افراد صفراوی مزاج حتی اگر غذای کمی بخورند، گرسنه نمی شوند. ولی جهت گیری غذا باید رو به سردی باشد. صفرا معمولاً انرژی تن را تأمین می کند، بر عکس بلغمی ها که وقتی گرسنه شوند، ضعف شدیدی بر بدنشان مستولی می شود. بلغمی مزاجها باید غذای صفرازا و گرم بخورند تا توان روزه داری داشته باشند : خرما، انجیر، عسل، بادام، انگور، کشمش و…

    - و امّا آخرین گروه، سوداوی ها هستند که سردی و خشکی در بدنشان وجود دارد. این ها قد نسبتاً کوتاه و چهره نسبتاً تیره دارند. در فصول سرد نیاز به پوشش گرم داشته و در فصول گرم زیاد مشکلی ندارند. خشکی هوا هم اذیتشان می کند و مستعد خشکی پوست و یبوست هستند. افرادی درون گرا هستند و بیش از دیگران فکر می کنند. تمایل به گرمی ها دارند ولی بیشتر شوری ها را دوست دارند.

    زود گرسنه و زود هم سیر می شوند. غذایشان باید ترکیبی از گرمی و سردی باشد. هم غذای گرم مزاج بخورند و هم رطوبت بدنشان را تأمین می کنند. چون در زمان گرسنگی زود ضعف می کنند، جهت گیری غذا گرم مزاج باشد و همراه تری. مثلاً آبگوشت غذای گرم و تر است، انگور، شربت عسل، انجیر تازه، برنج اگر می خورند همراه خورش مرطوب مثل کرفس، کدو، بامیه.

    - و اما قانون کلی برای تشخیص طبع غذاها، قانون مزه هاست: «مجموعه تندی ها، شوری ها، شیرین ها و تلخی ها گرم هستند و مجموعه گس مزه ها و بی مزه ها سردند.»

    - از میان گوشت ها، گوشت گاو، گوساله، مرغ ماشینی و ماهی سرد و گوشت گوسفند، مرغ محلی، بوقلمون و شتر و شترمرغ گرم است.

    - از میان لبنیات، کره محلی گرم و ماست، دوغ، کشک و پنیر سرد و شیر معتدل روبه سردی است.

    - اکثر سبزی ها گرمند و کاهو، خیار، کرفس، گوجه فرنگی و خرفه سردند.

    - از میان نان ها: سنگک و بربری به علت داشتن سبوس معتدل رو به گرمی و لواش و نان جو سرد هستند.

    - برنج مخصوصاً اگر آبکش باشد و با روغن نباتی پخته شده باشد، سرد است و چاق کننده. البته برنج مرکب القوی است؛ یعنی بسته به مزاج فرد از خود مزاجی متفاوت بروز می دهد. در بدنهای گرم گرمی بخش و در بدنهای سرد سردی بخش است.

    - روغن زیتون، کنجد و روغن حیوانی گرم و سایر روغن های نباتی سردند.

    - میوه های ترش و میوه های تابستانی معمولاً سردند و انگور، خرما، انبه، طالبی، خربزه، انجیر، زیتون و بادام گرم هستند.

    و اما از ساعت 12 شب تا 6 صبح، مزاج زمان سرد است و بلغم خون افزایش می یابد و نزدیک سحر به اوج خود می رسد. پس باید در این زمان(نزدیک سحر) از خواب که طبع سرد دارد، پرهیز کرد و بیدار بود و غدای گرم معنوی و همچنین مادّی تناول کرد. خواب مفید و انرژی بخش، ثلث دوم شب است.

    افرادی که مزاج خودشان هم سرد است؛ اگر در سحر غذای سرد بخورند، به بیماری هایی مثل نفخ، سردی معده، ضعف بدن، پرخوابی و کند ذهنی و در آینده به روماتیسم و آرتروز و MS مبتلا خواهند شد.

    برای پیشگیری از سوزش و درد معده، مخصوصاً برای کسانی که معده سردی دارند، یک استکان عرق نعناع یا بومادران قبل از افطار و سحر توصیه می شود.

    در اعمال سحرهای ماه مبارک رمضان آمده است که سَحور خوردن را ترک نکند، گرچه به یک دانه خرما یا شربتی از آب باشد. غذای سحر باید بر اساس مزاج فرد باشد و البته رو به گرمی؛ تا سردی ایجاد شده در بدن در طول شب را تعدیل کند و تا زمان افطار انرژی بدن را تامین کند.

    - یک امر مذموم در سحر، خوردن فراوان غذا و خوابیدن با شکم پر است که با هدف روزه داری در تضاد است.

    - ما باید تمرین کنیم تا در خواب خود مدیریت داشته باشم و ساعات خواب را با ساعت بدن و ریتم شبانه روزی تطبیق دهیم.

    در مهندسی اسلامی مدیریت زمان خواب، بر بیداری سحر گاه تا میان روز و بیداری عصرگاه تا شامگاه فراوان تأکید شده است، چرا که در این ساعات دمای بدن رو به افزایش است.

    برای خواب در هر ساعت از اوقات شبانه روز آثاری ذکر شده است که اشاره وار عبارتند از :

    - خواب بین الطّلوعین و اوّل صبح: مایه آشفتگی، بداخلاقی، دگرگونی رنگ چهره، برکت سوز و فقر آفرین.

    - خواب قیلوله نیم روزی (پیش از ظهر یا بعدازظهر): افزایش دهنده حافظه و ضریب هوشی، انرژی بخش و توان آفرین، یکی از نعمت های ویژه الهی.

    - خواب بعد از عصر یا غروب: زمینه ساز کم عقلی، سفاهت و خرفتی، خواب جنون آور و حماقت بار.

    - خواب بین العشائین (دو ساعت اول شب): مایه کسالت، پایین آورنده ضریب هوشی و فراری دهنده برکت و روزی.

    - قرار گرفتن در معرض نور خورشید، بویژه در ابتدای روز، علاوه بر افزایش دمای بدن، باعث کاهش ترشح هورمون خواب (ملاتونین) گشته و سطح هوشیاری و بیداری را بطور چشمگیری افزایش می دهد.

    - نکته های تغذیه گفته شده مربوط به افراد بزرگسال سالم است و توصیه ها در مورد سالمندان، بیماران و نوجوانان تازه به بلوغ رسیده و در سنین رشد، متفاوت است و نیاز به مشاوره فردی دارد.

    مثلاً بعضی از بیماران از جمله دیابتی های نوع 1 و دیالیزی ها در اکثر موارد نمی توانند روزه بگیرند. ولی روزه با شرایطی خاص برای بیماران دچار کبد چرب، دیابت نوع 2 با افزایش کلسترول و تری گلیسرید، درمان است.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: روزه  لینک ثابت

    [یکشنبه 1394-03-31] [ 12:24:00 ق.ظ ]  



      روزه داری................ ...

    روزه دار حقیقی کسی است که چشم و زبان و گوش و جمیع اعضا و جوارحش از محرّمات و بلکه از مکروهات روزه باشد و روزه تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست. اما این پرهیز مقدمه ای است برای کسب فیوضات معنوی، چرا که به فرموده پیامبر اکرم(ص): «معده پر، چراگاه شیطان است». پس در این ماه می توانیم مرتع چرای شیطان را خشک کنیم و از تحریک های ظلمانی شیطان در جان خود آزاد شویم. بهره ما از ماه رمضان بستگی به انتظار ما از روزه داری دارد. اگر همت ما بلند باشد، حقایق عالی نصیب ما می شود.

    در مصباح الشریعه، باب روزه از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده است که « روزه هوس را می کُشد، شهرت و میل های سرکش و افراطی طبع و طبیعت و بُعد حیوانی را می کشد، در روزه حیات قلب هست، روزه موجب طهارت اعضا و جوارح می شود و…»

    علاوه بر این فواید بی شمار معنوی، با رعایت چند نکته ساده می توانیم جسم خود را هم در ماه رمضان سالم کنیم؛ که همانا بدن سالم و اعتدال مزاج مقدمه سیر و سلوک معنوی است. و قول بزرگان دینی است که «روزه بگیرید تا سالم بمانید.»

    در طول 11 ماه بدخوری و بی موقع خوری و پرخوری، بدن ما انباشته از سموم شده است که جز با روزه داری دفع نمی شود. این دفع سموم به شرط کم خوری در ماه رمضان است و فرق است بین افطار کردن و خراب کردن روزه و خراب کردن روزه یعنی اینکه در زمان افطار هر آنچه از صبح نخورده ایم، در آن زمان جبران کنیم و نه تنها فواید جسمی روزه از بین می رود که مضر هم خواهد بود.

    روزه داری مانند آتش زدن زباله هایی است که در بدن انباشته شده است و فضای شهر بدن را آلوده کرده است. این وظیفه بر دوش صفرا در بدن است. به همین خاطر بدن روزه دار گرم می شود و با فرد گرسنه ای که روزه دار نیست و بدنش سرد است، متفاوت است.

    اگر در هنگام سحر نیز غذای زیاد خورده شود، خواب زیاد شده و ذهن آن تیزی را که حاصل روزه است، به دست نمی آورد و از نتایج روزه محروم می شویم.

    به ما گفته شده روزه بگیریم تا ثابت شود که با گرسنگی می توانیم توانا و محکم شویم. البته شرطش این است که به خود القا نکنیم که چون روزه گرفته ایم، ضعیف شده ایم، بلکه بدانیم پرخوری علت ضعف و سستی است.

    «سیری، کندی ذهن و کوری دل می آورد و گرسنگی، نفسانیت و هوس را خوار می کند و دل را با عالم سماوی ربط می دهد.»

    روایت داریم که «هر کس سیر بخوابد، قسی القلب است.»ش

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: روزه  لینک ثابت

     [ 12:20:00 ق.ظ ]  



      روزه دارحقیقی........ ...


    روزه دار حقیقی کسی است که چشم و زبان و گوش و جمیع اعضا و جوارحش از محرّمات و بلکه از مکروهات روزه باشد و روزه تنها پرهیز از خوردن و آشامیدن نیست. اما این پرهیز مقدمه ای است برای کسب فیوضات معنوی، چرا که به فرموده پیامبر اکرم(ص): «معده پر، چراگاه شیطان است». پس در این ماه می توانیم مرتع چرای شیطان را خشک کنیم و از تحریک های ظلمانی شیطان در جان خود آزاد شویم. بهره ما از ماه رمضان بستگی به انتظار ما از روزه داری دارد. اگر همت ما بلند باشد، حقایق عالی نصیب ما می شود.

    در مصباح الشریعه، باب روزه از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده است که « روزه هوس را می کُشد، شهرت و میل های سرکش و افراطی طبع و طبیعت و بُعد حیوانی را می کشد، در روزه حیات قلب هست، روزه موجب طهارت اعضا و جوارح می شود و…»

    علاوه بر این فواید بی شمار معنوی، با رعایت چند نکته ساده می توانیم جسم خود را هم در ماه رمضان سالم کنیم؛ که همانا بدن سالم و اعتدال مزاج مقدمه سیر و سلوک معنوی است. و قول بزرگان دینی است که «روزه بگیرید تا سالم بمانید.»

    در طول 11 ماه بدخوری و بی موقع خوری و پرخوری، بدن ما انباشته از سموم شده است که جز با روزه داری دفع نمی شود. این دفع سموم به شرط کم خوری در ماه رمضان است و فرق است بین افطار کردن و خراب کردن روزه و خراب کردن روزه یعنی اینکه در زمان افطار هر آنچه از صبح نخورده ایم، در آن زمان جبران کنیم و نه تنها فواید جسمی روزه از بین می رود که مضر هم خواهد بود.

    روزه داری مانند آتش زدن زباله هایی است که در بدن انباشته شده است و فضای شهر بدن را آلوده کرده است. این وظیفه بر دوش صفرا در بدن است. به همین خاطر بدن روزه دار گرم می شود و با فرد گرسنه ای که روزه دار نیست و بدنش سرد است، متفاوت است.

    اگر در هنگام سحر نیز غذای زیاد خورده شود، خواب زیاد شده و ذهن آن تیزی را که حاصل روزه است، به دست نمی آورد و از نتایج روزه محروم می شویم.

    به ما گفته شده روزه بگیریم تا ثابت شود که با گرسنگی می توانیم توانا و محکم شویم. البته شرطش این است که به خود القا نکنیم که چون روزه گرفته ایم، ضعیف شده ایم، بلکه بدانیم پرخوری علت ضعف و سستی است.

    «سیری، کندی ذهن و کوری دل می آورد و گرسنگی، نفسانیت و هوس را خوار می کند و دل را با عالم سماوی ربط می دهد.»

    روایت داریم که «هر کس سیر بخوابد، قسی القلب است.»

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: روزه  لینک ثابت

     [ 12:17:00 ق.ظ ]  



      ماه میهمانی خدا ...


    درضیافه الله :


    تعبیر “ضیافه الله” تعبیری است که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم - در خطبه معروف شعبانیه خود در مورد ماه رمضان به کار برده اند. برای

    درک منظور حضرت از این تعبیر، ابتدا باید ببینیم اگر بر ما میهمانی وارد شود، به ویژه مهمانی که از او دعوت‏ به عمل آورده باشیم، با او چگونه رفتار می‏کنیم؟ آیا سعی نمی‏کنیم تا جایی که ‏ممکن است او را گرامی بداریم و در بهترین اتاق منزل و مکان اتاق‏، جایش دهیم؟ آیا نمی‏کوشیم برای پذیرایی او، از بهترین لوازم و امکانات و مناسب ‏ترین مواد غذایی که در اختیار داریم، استفاده کنیم؟
    ماه رمضان هم موقعیتی است که خداوند، بیش از همیشه و به بهترین شکل ممکن از بندگان خود پذیرایی می کند و امکانات و منافع بسیار بیش تر از سایر اوقات را در مقابل آنان قرار می دهد. در این ماه، کم ترین اعمال انسان ها به بهترین شکل مورد توجه و پاداش قرارمی گیرد و خداوند در برابر کوچک ترین عبادات، بالاترین نعمت ها را عطا می فرماید.
    با کم ترین توبه، بزرگ ترین گناهان بخشیده می شود و زمینه عبادت و بندگی و رسیدن به کمال حقیقی و سعادت ابدی، بیش از هر زمان دیگری فراهم است و این، یعنی بهترین موقعیتی که ممکن است برای یک فرد در یک مهمانی باشکوه معنوی فراهم گردد.
    اگر روزه‏ دار، صادقانه ‏و آن طور که بایسته است، روزه بگیرد، به راستی در ضیافت ‏خانه الهی قدم نهاده، به توفیق‏ خداوند به بالاترین کمالات و بهره مندی ها و منزلت ‏ها دست یافته است.
    خداوند با فراخوانی مؤمنان به مهمانسرای خویش، در واقع آنان را از زندگی مادّی که سفره مشترک انسان و حیوان، مؤمن و کافر، و نیکوکار و بدکار است، جدا کرده و در جوار خویش جای داده است. در این جشن پرشکوه، از هیچ نعمت قابل بهره مندی دریغ نشده است و این، یعنی حقیقت میهمانی ویژه الهی.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: رمضان  لینک ثابت

    [جمعه 1394-03-29] [ 01:23:00 ق.ظ ]  



      بهرمندی از ماه پربرکت شعبان ........................ ...

    رهنمودهایی از بزرگان برای ماه شعبان
    بهترین کارهایی که در ماه شعبان می توان انجام داد
    ماه شعبان مقدمه ماه رمضان است و ماه رمضان ماه ضیافت الهی است. و آنکه دل خود را از پیش آماده ساخته باشد میتواند بهره ای فراوان از رزق های دنیایی و آخرتی آن برگیرد.

     خداوند دگربار درهای رحمت بی دریغش را به سوی بندگان گشوده و آنها را در قرقگاه زمانی قرار داده که در آن ارض و عرش به هم نزدیک گشته‌اند. ماه شعبان با همه برکات بی پایانش فرا رسیده است، ماه دعا و عبادت، ماهی که پیغمبر(ص) تا آخر عمر، آن را بزرگ می‌داشتند و و در مقابل آن خضوع می‌کردند و خود را به صیام و قیام در ماه شعبان عادت داده بودند؛ «الّذی کان رسول الله (صلّی‌الله‌علیه‌واله) یدأب فی صیامه و قیامه فی لیالیه و ایّامه بخوعا لک فی اکرامه واعظامه الی محلّ حمامه».

    ماه شعبان، دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهی است  اگر کسی وارد آن شود و همت کند می تواند بهره‌ای بسیار از توفیق و قرب الهی برگیرد. بهره ای که مخصوص ماه رمضان است و در ماه های دیگر یافت نمی شود. کسی که صرفا به روزه آن دل ببندد اندکی از نعمات این دریای بی نهایت را خواهد چشید. اما آنها که از پیش خود را آماده ساخته اند، توشه ای بسیار از این رحمت الهی برای خود و دیگران برمی گیرند.

    ماه رجب و شعبان را برای کسب این آمادگی و درک هرچه بیشتر عظمت ماه رمضان قرار داده اند.
    آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی در آخرین روزهای ماه رجب می فرمود: دوستان ماه رجب رفت! چه کار کردید در این ماه، آیا شما ناراحتید که ماه رجب از دست رفت؟! رجب ماه خدا بود، ماه استغفار بود. تعبیراتی که در روایات داشت ماه رجب را اصب می‌گویند چون ریزش می‌کند رحمت و مغفرت الهی بر امت. آیا از این باران رحمت به دلِ شما هم رسید این را احساس می‌کنید. آیا خودمان را در این معرض قرار دادیم؟!

    واقعا بنشینیم فکر کنیم به موقعیت‌ها زمانی و مکانی که از دست رفت… به ماه شعبان وارد شدیم و این هم یکی از موقعیت‌هاست. حزن نسبت به گذشته، باید نقش سازندگی داشته باشد نسبت به ‌آینده.

    و اینک ماه شعبان فرا رسیده است.ماه، ماه استغفار است. ماه، ماه پیغمبر اکرم است. ما در روایات داریم که حضرت فرمودند: «أَلَا إِنَّ شَعْبَانَ شَهْرِی فَرَحِمَ اللَّهُ مَنْ أَعَانَنِی عَلَى شَهْرِی‏»، ماه، ماه من است؛ خداوند کسی را که در این ماه به من کمک کند، رحمت کند! در این ماه هم بسیار راجع به استغفار سفارش شده است اگر کسی واقعا دلش تکان خورده باشد و واقعاً از نظر دل و قلبش محزون باشد، اندوهگین باشد، نسبت به گذشته ی از دست رفته‌اش، در صدد جبران است.

    پیغمبر رحمة‏للعالمین است، ماه هم، ماه پیغمبر است؛ حال او می‏ خواهد بندگان را شستشو داده و وارد دریای رحمت کند، پس از ما می‏ خواهد که با استغفار و توبه، به او کمک کنیم.
    و هر کس که منزلت این دعوت بزرگ را بشناسد، به ناچار اهتمام به خرج می‌دهد، تا مگر مشمول آن شده، در آن داخل شود و همچنین امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود: از آن زمان که شنیدم منادی رسول خدا صلی الله علیه و آله ندا می‌داد، روزه ماه شعبان از من فوت نشد پس اگر خدا بخواهد پس از این نیز روزه شعبان از من فوت نخواهد شد، تا زمانی که زنده‌ام.

    این در خصوص روزه وارد شده است و بر این قیاس کن، یاری رسول خدا صلی‌الله علیه و آله را از جهت‌های دیگری مانند نماز، صدقه، دعا و دیگر راه‌های خیر و نیکی.

    باید از اهل غفلت نباشی

    و آنچه سبب استغفار و توبه بنده می شود، این است که او به خویشتن و گناهان خویش و کوتاهی هایش آگاه باشد

    أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاء اللَّيْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُوا الْأَلْبَابِ

    يا آن كسى كه او در طول شب در سجده و قيام اطاعت [خدا] مى‏كند [و] از آخرت می ترسد و رحمت پروردگارش را اميد دارد بگو آيا كسانى كه می دانند و كسانى كه نمی‏ دانند يكسانند تنها خردمندانند كه پندپذيرند.
    امیرالمومنین علی(ع) در مناجات شعبانیه حال چنین بنده ای را به زیبایی به تصویر می کشد؛ آنگاه که با حالی پریشان خدای خویش را میخواند:

    فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِينا لَكَ مُتَضَرِّعا همانا به سوى تو گريختم،و در حال درماندگى و زارى در برابرت ايستادم

    و با نظر به اعمال خویش، معبود را عاشقانه صدا میزند؛

    و ان ادخلتنی النّار اعملت اهلها انّی احبّک و اگر مرا وارد دوزخ كنى ، فریاد می‌کشم تو را دوست دارم

    و پس از اعتراف به کوتاهی خویش، نظر به لطف و کرامت پروردگار، تمام بیم اش را به امید و توکل مبدل میسازد؛

    إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي خدايا گر خطاهايم مرا از نظرت انداخته، به خاطر حسن اعتمادم بر تو از من چشم‏پوشى كن.

    خداوند متعال در پاسخ بنده اش در قرآن کریم می‌فرماید:
    أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ يا [كيست] آن كس كه درمانده را چون وى را بخواند اجابت می‏كند و گرفتارى را برطرف می‏گرداند.

    و فرموده است:

    ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ مرا بخوانید تا برای شما اجابت کنم.

    مردم ارزش نعمت مناجات با خدا را نمی دانند

    البته بیشتر مردم ارزش نعمت مناجات با خداوند متعال را نمی‌دانند! و به درستی که منشأ این مناجات‌ها، علوم و معارف ارزشمندی است که کسی بر مقام و حدود و دایره آن آگاهی نخواهد یافت، جز اهل آن و آنان اولیای خداوند هستند، کسانی که از راه «کشف» و «شهود» به آن دست یافته‌اند. و رسیدن به حقیقت این مکاشفه‌ها به درستی که از بزرگ‌ترین نعمت‌های اخروی است که هیچ یک از نعمت‌های دنیوی را نمی‌توان با آن مقایسه کرد و اشارت صادق آل محمد صلی‌الله علیه و آله به همین است، آنجا که می‌فرماید:

    به درستی که اگر همه مردم، آنچه را که در فضیلت معرفت خداوندی وجود دارد، می‌دانستند، چشم‌های خود را به آنچه دشمنان، از تمتعات زندگی دنیوی از آنها بهره می‌برند، باز نمی‌کردند، و دنیای آنها، در نزد اینان از آنچه در زیر پاهای خود لگد می‌کنند (شن و گل) پست‌تر می‌شد و به معرفت خداوندی منعم شده و لذت می‌بردند، مانند کسی که در باغ‌های بهشت همواره با اولیای خداوندی همنشین باشد.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تزکیه نفس  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1394-02-31] [ 08:11:00 ب.ظ ]  



      بشارت بهشت بر شيعيان حضرت زهرا(س) ...

     

    بشارت بهشت بر شيعيان حضرت زهرا(س)

      چنانكه رسول اكرم به شيعيان اميرالمؤمنين و فرزندان معصومش بشارت بهشت را داده است و در منقبت و عظمت مقام آنان مطالبى بيان داشته‏اند، نسبت به شيعيان زهرا عليهاالسلام نيز عينا با ذكر همان مناقب مژده‏ى بهشت داده‏اند. شيعه يعنى تابع و پيرو و اقتداكننده. شيعه‏ى على كسى است كه از على عليه‏السلام هدايت مى‏يابد و همراه او و متمسك و دست به دامان اوست. شيعه‏ى فاطمه عليهاالسلام در اخبار عينا در رديف شيعيان على است. گاه پيامبر اكرم در مدح شيعيان اميرالمؤمنين سخن مى‏گويد، و گاه در منقبت شيعيان فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها و همين روش رسول خدا نشانگر اين است كه حضرت زهرا عليهاالسلام خود استقلال دارد و داراى كرامات و مقام والا و صاحب ولايت كبرى مى‏باشد.

    اينك حديثى از پيامبر اكرم در شان آن حضرت:
    «عن جابر بن عبداللَّه مرفوعالا اذا كان يوم القيامة تقبل ابنتى فاطمة على ناقة من نوق الجنة…، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر، ذنبها من المسك الاذفر، عيناها ياقوتتان حمراوان، عليها قبة من نور، يرى ظاهرها من باطنها، و باطنها من ظاهرها، داخلها عفو اللَّه، خارجها رحمةاللَّه، على راسها تاج من نور، للتاج سبعون ركنا، كل ركن مرصع بالدر و الياقوت. يضى‏ء كما يضى‏ء الكوكب الدرى فى افق السماء على يمينها سبعون الف ملك، و عن شمالها سبعون الف ملك، و جبرئيل آخذ بخطام الناقة، ينادى باعلى صوته:
    غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمه‏بنت محمد؛ فلا يبقى يومئذ نبى و لا رسول و لا صديق و لا شهيد الا غضوا ابصارهم حتى تجوز فاطمة فتسير حتى تحاذى عرش ربها جل جلاله…، فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: يا حبيبتى و ابنة حبيبى، سلينى تعطى، واشفعى تشفعى…. فتقول: الهى و سيدى ذريتى و شيعتى، و شيعة ذريتى و محبى، و محبى ذريتى. فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: اين ذرية فاطمة و شيعتها و محبوها و محبو ذريتها، فيقبلون و قد احاط بهم ملائكة الرحمة، فتقدمهم فاطمة، حتى تدخلهم الجنة». (1)
     

    جابر بن عبداللَّه از رسول خدا روايت مى‏كند كه فرمود:
    «هنگامى كه روز قيامت فرارسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى وارد عرصه محشر مى‏شود، كه مهار آن ناقه از مرواريد درخشان و چهارپاى آن از زمرد سبز، دنباله‏اش از مشك بهشتى، چشمانش از ياقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه‏اى (خيمه‏اى) از نور، كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش نمايان است. فضاى داخل آن قبه، انوار عفو الهى و خارج آن خيمه، پرتو رحمت خدايى است. و بر فرازش تاجى از نور كه داراى هفتاد پايه است از در و ياقوت كه همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مركب هفتاد هزار ملك، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است- و جبرئيل در حالى كه مهار ناقه را گرفته است- با صداى بلندى ندا مى‏كند: نگاه خود را فراسوى خويش گيريد، و نظرها به پايين افكنيد، اين فاطمه دختر محمد است كه عبور مى‏كند. در آن هنگام، حتى انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب، ديده فرومى‏گيرند؛ تا اينكه فاطمه عبور مى‏كند و در مقابل عرش پروردگارش قرار مى‏گيرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا مى‏شود: اى محبوبه‏ى من، و اى دختر حبيب من، بخواه از من آنچه مى‏خواهى؛ تا عطايت كنم و شفاعت كن هر كه را مايلى تا قبول فرمايم. در جواب عرضه مى‏دارد: اى خداى من، و اى مولاى من، درياب ذريه‏ى مرا، شيعيان مرا، پيروان مرا، و دوستان ذريه‏ى مرا. بار ديگر از جانب حق خطاب مى‏رسد: كجا هستند ذريه فاطمه و پيروان او؟ كجايند دوستدارانش، و دوستداران ذريه‏ى او؟ در آن هنگام جماعتى به پيش مى‏آيند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوى در ميان مى‏گيرند. و فاطمه عليهاالسلام در حالى كه پيشگام آنهاست همگى را همراه خود به بهشت وارد مى‏فرمايد».

    حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها در روز قيامت سوار بر مركبهاى متفاوت به تناسب مواقف متعدد است؛ و اينكه در احاديث وارده، مركبهاى آن حضرت، متفاوت ذكر شده است، و به نظر بعضى‏ها نوع مركب مورد اختلاف بوده است صحيح نيست. زيرا هر مركبى كه بيان شده است با مشخصات معين در موقف معين بوده و همه‏اش درست جاى اختلاف نيست؛ و علت اختلاف در مشخصات مركب، از اين جهت است كه هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به سوى عرش الهى سير مى‏كند مركب خاصى دارد، وقتيكه از مقابل عرش به جانب بهشت روان است يك مركب مخصوص ديگر؛ و همچنين هنگام ورود به‏بهشت و جولان و طيران در فضاى رحمت الهى- همانند جعفر طيار- داراى مركبهاى خاص و گوناگون مى‏باشد.

    در روايتى كه ذكر شد، و مشخصات يكى از مركبهاى آن حضرت بيان گرديد و گفته شد كه جبرئيل مهار ناقه‏ى بهشتى زهرا سلام‏اللَّه‏عليها را در روز محشر مى‏گيرد. مى‏توان گفت كه جبرئيل، نماينده‏ى خاص خداى لامكان، در هر مكان و موقفى است و در برخى از آيات و روايات كه جمله‏ى «خدا آمد» بكار رفته است، دانشمندان همه را حمل بر آمدن جبرئيل نماينده‏ى حق تبارك و تعالى نموده‏اند؛ لذا هنگام ورود فاطمه عليهاالسلام به عرصه‏ى محشر، آن يكتا كنيز برگزيده‏ى خدا و بانوى بانوان عالم از اولين و آخرين، همين شايسته‏ى اوست كه مهار مركبش را جبريل امين بگيرد و با افتخار ندا كند:
    «غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمة بنت محمد». (2)

    در يك روايت ديگر از رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم چنين نقل شده است كه فرمود: «… ينادى مناد من بطنان العرش، يا اهل القيامه غضوا ابصاركم، هذه فاطمه بنت محمد، تمر على الصراط، فتمر فاطمه عليها و تمر شيعتها على الصراط كالبرق الخاطف…». (3)
    «روز قيامت منادى از ميان عرش الهى ندا مى‏كند: اى اهل محشر چشمان خود فروگيريد، اين فاطمه دختر محمد است كه از صراط عبور مى‏كند، آنگاه فاطمه با شيعيان بسرعت برق از صراط مى‏گذرند».

    در حديث ديگرى از حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم منقول است كه فرمود: «… ثم يقول جبرئيل: يا فاطمه سلى حاجتك. فتقولين: يا رب شيعتى. فيقول اللَّه عز و جل: قد غفرت لهم. فتقولين: يا رب شيعه ولدى. فيقول اللَّه: قد غفرت لهم. فتقولين: يا رب شيعه شيعتى. فيقول اللَّه: انطلقى فمن اعتصم بك فهو معك فى الجنه. فعند ذلك يود الخلائق انهم كانوا فاطميين، فتسيرين و معك شيعتك و شيعه ولدك و شيعه اميرالمؤمنين آمنه روعاتهم…». (4)
    «پس آنگاه جبرئيل عرض مى‏كند: اى فاطمه، هر چه مى‏خواهى از خداى خويش طلب كن. فاطمه عرض مى‏كند: خدايا، شيعيان مرا درياب. خطاب مى‏رسد: همه‏ى شيعيان تو را آمرزيدم. عرضه مى‏دارد: پروردگارا، شيعه‏ى فرزندانم را نيز نجات بده. ندا مى‏آيد: همه‏ى آنان را بخشيدم؛ يا فاطمه، اينك در ميان اهل محشر برو و هر كسى كه به تو پناهنده شود، همراه تو به بهشت وارد خواهد شد. پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم سپس به سخنان چنين ادامه داد: در آن هنگام همه‏ى مردم آرزو مى‏كنند كه اى كاش ما نيز فاطمى بوديم. يا فاطمه، در چنين روزى است كه شيعيان تو، پيروان اولاد تو، و شيعيان اميرالمؤمنين در پى تو به سلامت وارد بهشت مى‏شوند».

    جناب جابر در يك حديث مفصل از حضرت باقر سلام‏اللَّه‏عليه نقل مى‏كند كه فرمود:
    «… واللَّه يا جابر انها ذلك اليوم لتلتقط شيعتها و محبيها كما يلتقط الطير الحب الجيد من الحب الردى‏ء، فاذا سار شيعتها معها عند باب الجنه، يلقى اللَّه فى قلوبهم ان يلتفتوا، فاذا التفتوا فيقول اللَّه عز و جل: يا احبائى ما التفاتكم؟ فقد شفعت فيكم فاطمه بنت حبيبى. فيقولون: يا رب احببنا ان يعرف قدرنا فى مثل هذا اليوم. فيقول اللَّه: يا احبائى ارجعوا و انظروا من احبكم لحب فاطمه، انظروا من اطعمكم لحب فاطمه، انظروا من كساكم لحب فاطمه، انظروا من سقاكم شربه فى حب فاطمه، انظروا من رد عنكم غيبه فى حب فاطمه، خذوا بيده و ادخلوه الجنه. قال ابوجعفر: واللَّه لا يبقى فى الناس الا شاك او كافر او منافق…». (5)

    «به خدا قسم يا جابر، اين است همان روزى كه مادرم زهرا شيعيان خود را از ميان اهل محشر جدا مى‏كند چنان مرغى كه دانه‏هاى خوب را از بد جدا مى‏سازد. و چون همراه فاطمه شيعيانش به در بهشت مى‏رسند، خدا در قلب آنان چنين القاء مى‏فرمايد كه به پشت سر خويش نگاه كنند؛ آنگاه كه به عقب سر خود نظر افكنند، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: سبب چيست كه شما به پشت سرتان نگاه مى‏كنيد؟ من كه شفاعت فاطمه دخترم حبيبم محمد را درباره‏ى شما پذيرفتم. عرض مى‏كنند: پروردگارا دوست مى‏داريم قدر و منزلت ما شيعيان فاطمه در چنين روزى شناخته شود. پس، از جانب خداى تعالى خطاب مى‏شود: اى دوستان من برگرديد، برگرديد (به صحنه‏ى محشر)، نظر افكنيد (در ميان آن جماعت و) هركس را كه براى دوستى فاطمه شما را دوست داشته است هر كس را كه به خاطر زهرا به شما دوستداران فاطمه اطعام كرده؛ نيكى نموده، و با جرعه‏ى آبى سيرابتان كرده، و يا از غيبت افراد درباره‏ى شما مانع شده است: دست او را بگيريد و به بهشت واردش كنيد، سپس حضرت ابوجعفر (امام باقر) عليه‏السلام اضافه فرمود: به خدا سوگند از بركت محبت جده‏ام زهرا كسى بر جاى نمى‏ماند جز آنكسى كه نسبت به مقام والاى آل‏محمد ترديد داشته و يا كافر و يا منافق باشد».

    در «تفسير فرات بن ابراهيم» روايتى از حضرت رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم منقول است كه آن حضرت فرمود:
    «… تدخل فاطمة ابنتى الجنة و ذريتها و شيعتها…، و ذلك قوله تعالى: (لا يحزنهم الفزع الاكبر) (6)
    … (و هم فى ما اشتهت انفسهم خالدون) (7)هى واللَّه فاطمة و ذريتها و شيعتها…». (8)

    «دخترم فاطمه با ذريه و شيعيانش وارد بهشت مى‏شوند، و در اين مورد است كه خداى تعالى مى‏فرمايد: هرگز فزع اكبر (هول و هراس بزرگ روز قيامت) آنها را غمگين نمى‏سازد… و با هر چه كه بدان تمايل دارند براى هميشه متنعمند…».

    آرى، فاطمه و ذريه و شيعيان او در پناه رحمت خدا، از وحشت روز محشر در امن و امان هستند و از اينجا معلوم مى‏شود كه حضرت زهرا داراى شيعه‏ى مخصوص به خود و صاحب استقلال شخصيت مى‏باشد.

    عاصمى در كتاب زين الفتى- در بخش «الشراط الساعة»- از سلمان چنين روايت مى‏كند كه پيامبر اكرم فرمود:
    «يا سلمان و الذى بعثنى بالنبوة لاخذن يوم القيامة بحجزة جبرئيل، و على اخذ بحجزتى، و فاطمة آخذه بحجزته، والحسن آخذ بحجزة فاطمة، والحسين آخذ بحجزة الحسن، و شيعتهم اخذه بحجزتهم.فاين ترى اللَّه ذاهبا برسول‏اللَّه؟ و اين ترى رسول‏اللَّه ذاهبا باخيه؟ و ان ترى اخا رسول‏اللَّه ذاهبا بزوجته؟ و اين ترى فاطمة ذاهبة بولدها؟ اين ترى ولد رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم ذاهبين بشيعتهم؟ الى الجنة و رب الكعبه يا سلمان، الى الجنة و رب الكعبة ياسلمان، الى الجنة و رب الكعبه يا سلمان، عهد عهد به جبرئيل من عند رب العالمين». (9)
    «اى سلمان، قسم به وجود مقدسى كه مرا به پيامبرى مبعوث فرموده است، در روز قيامت، من دامان جبرئيل (نماينده‏ى خداى عز و جل را مى‏گيرم، و على دامان مرا، و فاطمه دامان على را، و حسن دامان فاطمه را، و حسين دامان حسن را، و شيعيانشان دست به دامان آنها هستند. يا سلمان، آيا گمان مى‏كنى، خداى تعالى پيامبرش را (پناهنده‏ى خود را) كجا مى‏برد؟ و پيامبر، برادرش على را؟ و على همسرش زهرا را؟ و فاطمه دو فرزندش را؟ و آنها شيعيانشان را كجا خواهند برد؟ سپس پيامبر اكرم سه بار تكرار فرمودند: اى سلمان قسم به خداى كعبه به سوى بهشت مى‏برند؛ و اين پيمانى است كه جبرئيل از جانب پروردگار جهانيان وعده داده است». اعتراف و ايقان به ولايت حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها، و اظهار تشيع و دوستى نسبت به او، در زيارت مخصوص آن حضرت نيز با اين جملات بيان شده است: «خدايا شاهد باش كه من از شيعيان زهرا و از دوستان اويم و معتقد به ولايت آن حضرت هستم».

    با توجه به اينكه حضرت فاطمه صديقه سلام‏اللَّه‏عليها در والاترين مناقب و برترين مقامات با پدر و همسر و فرزندانش مشترك است و با در نظر گرفتن مطالبى كه نسبت به مراتب عالى آن حضرت در روز قيامت بيان شد، و بشارتهائى كه درباره‏ى شيعيانش از پيامبر اكرم نقل شده است، هرگز معقول نيست كه صاحب اين مقامات عاليه وليةاللَّه نباشد.

    مطالبى را كه بيان شد، از اخبارى كه در علت نامگذارى حضرت صديقه سلام‏اللَّه‏عليها به اسامى «فاطمه» و «بتول» وارد شده است مى‏توان استفاده كرد. فاطمه اسمى است كه از اسماء حق تبارك و تعالى مشتق گرديده، و بر عرش و جنت چنين نوشته شده است: «انا الفاطر و هذه فاطمه».
    در كتاب ذخائر العقبى مى‏خوانيم:
    «قال رسول‏اللَّه صل اللَّه عليه و اله و سلم لفاطمة: يا فاطمه تدرين لم سميت فاطمة؟ قال على: يا رسول‏اللَّه لم سميت فاطمة؟ قال: ان اللَّه عز و جل قد فطمها و ذريتها عن النار يوم القيامة». (10)
    «پيامبر اكرم به فاطمه فرمود: آيا مى دانى چرا اسم ترا فاطمه نهاده‏اند؟ على عرض كرد،: يا رسول‏اللَّه خودتان بفرماييد سبب اين تسميه چيست. پيامبر اكرم فرمود: سبب اين است كه خداى تعالى فاطمه و شيعيان او را از آتش روز قيامت منقطع و دور نگهداشته است».

    روايت مذكور را محب‏الدين طبرى در ذخائرالعقبى از ابن‏عساكر نقل كرده است و اضافه مى‏كند كه اين حديث را امام على بن موسى الرضا عليهماالسلام نيز در مسند خود ذكر كرده است. محب‏الدين طبرى مى‏گويد حضرت رضا در كتاب مسندش چنين مى‏فرمايد:
    «ان رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قال: ان عز و جل فطم ابنتى فاطمه و ولدها و من احبهم من النار فلذلك سميت فاطمه». (11)
    «پيامبر اكرم فرمود: بدرستيكه خداى تبارك و تعالى دخترم فاطمه و فرزندانش را و هركسى را كه آنان را دوست بدارد از آتش منقطع و دور گردانيده است و از اين جهت است كه او را فاطمه ناميده‏اند».

    علاوه بر دانشمندانى كه نامشان برده شد، جمعى ديگر از علماء نيز اين روايت را در كتابهاى خود آورده‏اند، از جمله عبيدى مالكى (12) در عمدة التحقيق اين مطلب را ذكر كرده است.
    (13)قسطلانى كه يكى از دانشمندان بزرگ عامه است در مواهب اللدنيه چنين نقل مى‏كند:
    «روى النسائى و الخطيب مرفوعا: (انما سميت فاطمه لان اللَّه فطمها و محبيها عن النار).
    (14)و (سميت بتولا لانقطاعها عن نساء زمانها فضلا و دينا و حسبا. و قيل لانقطاعها عن الدنيا الى اللَّه تبارك و تعالى) قاله ابن الاثير». (15)
    «نسائى و خطيب بغدادى از پيامبر روايت كرده‏اند كه فرمود: (فاطمه به اين دليل فاطمه ناميده شده كه خداى تبارك و تعالى او را و دوستانش را از آتش منقطع و دور گردانيده است)؛ و ابن اثير مى‏گويد: (او را بتول ناميده‏اند، زيرا از نظر تدين و فضيلت و اصالت از تمام زنان عصر خويش جدا و ممتاز بوده است؛ همچنين گفته شده كه تسميه‏ى او به بتول به اين دليل است: كه فاطمه دل از دنيا گسسته و به خداى خويش پيوسته است)».

    هر يك از نامهاى حضرت فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها رمزى و سرى دارد كه در اخبار وارد است، چرا فاطمه‏اش ناميده‏اند؟ چرا او را بتول گفته‏اند، و چرا اسمش را عذرا نهاده‏اند؟
    چنانكه گفته شد «فاطمه» و «بتول» در حقيقت هر دو يك معنى دارند كه به فرمايش پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم حاكى از اين است كه حضرت فاطمه و فرزندش و شيعيان او در روز قيامت از آتش منقطع و دورند. خدا ما را نيز از شيعيان فاطمه سلام‏اللَّه‏عليها قرار بدهد، ان‏شاءاللَّه.

    پي نوشت ها

    1ـ امالى صدوق ص 25، بحارالانوار ج 43/ 220 219.

    2ـ يعنى: (چشمان خود فرودبنديد تا فاطمه عبور نمايد). اين جمله در روايات متعدد با عبارات مختلفى ايراد گرديده است، كه از آن قبيل است:
    «غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمه الصديقه بنت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم و من معها».
    «غضوا ابصاركم كم لتجوز فاطمه بنت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم سيده نساءالعالمين على الصراط».
    «غضوا ابصاركم و نكسوا روسكم».
    «غضوا ابصاركم تمر فاطمه بنت رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم».
    «غضوا ابصاركم حتى تعبر فاطمه بنت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم».
    «غضوا ابصاركم حتى تمر فاطمه بنت حبيب اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم».
    «غضوا الابصار فان هذه فاطمه تسير».
    «غضوا ابصاركم فهذه فاطمه بنت محمد رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم تمر على الصراط».
    «نكسوا روسكم و غضوا ابصاركم حتى تجوز فاطمه على الصراط».
    «طاطاوا الروس و غضوا الابصار، فان هذه فاطمه تسير الى الجنه».
    حاكم نيسابورى درباره‏ى روايت فوق مى‏گويد: «اين حديث- على شرط الشيخين (يعتى بر مبناى شرط بخارى و مسلم)- صحيح است». (مستدرك حاكم ج 3/ 153).
    ابن ابى‏الحديد در شرح نهج‏البلاغه ج 9/ 193 پس از نقل اين روايت چنين مى‏گويد: «و هذا من الاحاديث الصحيحه،.و ليس من الاخبار المستضعفه». يعنى اين روايت از احاديث صحيحه مى‏باشد و از جمله احاديث ضعيف نيست.
    بعضى از مصادر اين روايت در كتب عامه از اين قرار است: معجم كبير طبرانى ج 1/ 108/ ح 180، مستدرك حاكم ج 3/ 153، 161، اسد الغابه ج 5/ 523، تلخيص المستدرك ج 3/ 153، فرائد السمطين ج 2/ 49/ ح 380، الصواعق المحرقه ص 289، كنز العمال ج 12/ ص 105، 106/ ح 34209- 34211، ص 108/ ح 34219، ص 109، 110/ ح 34229، ينابيع الموده ص 182، الاتحاف ص 46.
    اين روايت در كتب شيعه نيز موجود است كه از جمله مى‏توان به مصادر ذيل مراجعه نمود: تفسير الامام العسكرى- ذيل تفسير سوره‏ى البقره، آيه‏ى 93- ص 434، كنز الفوائد ص 253، 254، 355، 356، تفسير فرات ص 437، 438/ ح 578. كسانى كه مايل به بررسى بيشتر روايات شيعى در اين باره هستند مراجعه بفرمايند به: بحارالانوار ج 7/ 336، ج 32/ 610، ج 37/ 70، ج 43/ 52، 53، 62، 64، 219، 220، 221، 223، 224، ج 68/ 59.

    3ـ بحارالانوار ج 43/ 223.

    4ـ تفسير فرات ص 444- 447/ ح 587، بحارالانوار ج 8/ 54، 43/ 227. اين حديث كه توسط اميرالمؤمنين از پيامبر اكرم نقل گرديده است نسبتا طويل است و در آن به بعضى از مناقب حضرت زهرا عليهاالسلام- خصوصا به موقف و مقام حضرت صديقه در محشر- اشاره گرديده كه ما بدليل اهميت آن، متن كامل روايت را در تعليق شماره‏ى 5 آورده‏ايم.

    5ـ تفسير فرات ص 299/ ح 403، بحارالانوار 8/ 52، 43/ 65. متن كامل اين روايت در تعليق شماره‏ى 6 آمده است.

    6ـ سوره‏ى الانبياء، آيه‏ى 103.

    7ـ وره‏ى الانبياء، آيه‏ى 102.

    8ـ اين عبارت در دو روايت نقل شده است كه هر دو در كتاب تفسير فرات آمده است. مراجعه بفرماييد به: تفسير فرات ص 269، 437، 438/ ح 362، 578، بحارالانوار ج 7/ 336، ج 43/ 63، ج 65/ 60.

    9ـ زين الفتى فى شرح سوره هل اتى (نسخه‏ى مخطوط اين كتاب در نجف اشرف در اختيار مرحوم علامه امينى بوده است).

    10ـ ذخائرالعقبى ص 26، ينابيع الموده ص 194، ارحج المطالب ص 24، 263، 445. نسائى و خطيب بغدادى روايت مى‏كنند كه پيامبر فرمود: «ان ابنتى فاطمه حوراء آدميه، لم تحض و لم تطمث، انما سماها فاطمه لان اللَّه فطمها و محبيها عن النار». (الصواعق المحرقه ص 245، كنز العمال ج 12/ 109/ ح 34226).

    11ـ ذخائرالعقبى ص 26، ينابيع الموده ص 194، ارجح المطالب ص 445 263 24.

    12ـ ابراهيم بن عامر على عبيدى مصرى مالكى متوفاى 1091 هجرى. وى داراى تاليفات متعددى است كه يكى از آنها كتاب «عمده التحقيق فى بشائر آل‏الصديق» مى‏باشد. (ايضاح المكنون ج 1/ 52، هديه العارفين ج 1/ 33، معجم المولفين ج 1/ 33).

    13ـ عبيدى اين روايت را عينا از كتاب ذخائرالعقبى نقل مى‏نمايد. (عمده التحقيق ص 15، ذخائرالعقبى ص 26). همچنين ديلمى نقل مى‏كند كه پيامبر فرمود: «انما سميت ابنتى فاطمه لان اللَّه فطمها و محبيها عن النار». (فردوس الاخبار ج 1/ 426/ 1395، الصواعق المحرقه ص 235).

    14ـ المواهب اللدنيه ج 1/ 394. همچنين مراجعه بفرماييد به: الصواعق المحرقه ص 245، فرائد السمطين ج 2/ 48، 57، 58/ ح 379، 384، كنز العمال ج 12/ 109/ ح 34226.

    15ـ المواهب اللدنيه ج 1/ 394، 395. همچنين مراجعه بفرماييد به النهايه- ذيل كلمه‏ى «بتل»- ج 1/ 94.

     

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: بشارت بهشت  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1394-01-19] [ 07:09:00 ب.ظ ]  



      قصاوت قلب ...

    قساوت قلب چیست و روشهای از بین بردن آن چه چیزهایی هستند ؟

    gesavate-gab

    یکی از گناهان قلبی که سبب بسیاری از گناهان قلبی دیگر و نیز سبب آلوده شدن به بسیاری ازگناهان غیر قلبی است-مانند فحش و تحقیر و قتل و شکنجه و غیره-عبارت است از قساوت قلب. در این مطلب سعی شده است تا با استفاده از احادیث،علت ابتلاء به این بیماری قلبی و روش های درمان آن مختصرا بیان شود.
    علاقه مندان به مطالعه بحث مشروح تر در این مورد به کتاب “قلب سلیم” نوشته شهید دستغیب رحمة الله علیه،قسمت مربوط به قساوت قلب مراجعه فرمایند.

    در ابتدا لازم است با استفاده از احادیث،به مصایب و ابتلائاتی که به دلیل قساوت قلب گریبانگیر انسان میشود،اشاره ای شود.
    1)امام صادق علیه السلام:الله به موسی علیه السلام فرمود:در دنیا آرزوی خود را دراز مکن که دلت سخت خواهد شد و سخت دل از من دور است.
    2)امام صادق علیه السلام:الله اجابت نکند دعا را از روی دل سخت و با قساوت.
    3)امام باقر علیه السلام:مبتلا و گرفتار نشده بنده به عقوبتی بزرگ تر از سخت دلی.یعنی بنده در اثر گناه کاری به بزرگترین عقاب الهی که سخت دلی است،مبتلا میشود.
    4)امام سجاد علیه السلام:و از گناهانی که از ریزش باران مانع میشود،سختی دلهاست.
    5)امام صادق علیه السلام:الله رحمت را در دل های رحیم دلان خلق خود قرار داده،پس حاجت های خود را از رحیم دلان بطلبید و از سخت دلان نخواهید.جز این نیست که الله آنها را مورد غضب خود قرار داده است.
    6)امام علی عله السلام:از بزرگترین شقاوت ها،قساوت دل است.

    با توجه به این احادیث اهمیت این بیماری و گناه قلبی بر خواننده اهل نظر مشخص میشود و در نتیجه در صدد معالجه این بیماری و گناه در خود(اگر مبتلا باشد)بر می آید.برای مبارزه و ریشه کن کردن هر بیماری،نخست باید به علل آن بیماری پی برد.در این قسمت با استفاده از احادیث به علت های این گناه و بیماری و احادیثی در مذمت هریک از این عوامل اشاره مینمایم…

    علل قساوت قلب:
    1)گناه
    2)آرزوها:
    امام علی علیه السلام:ترسناکتر چیزی که بر شما میترسم دو چیز است:یکی هوا پرستی و دیگر آرزوی دراز.اما پیروی از هوای نفس،پس باز میدارد از پیروی حق و اما درازی آرزو،پس انسان را از آخرت به فراموشی می اندازد.
    3)پرخوری:
    الف)امام صادق علیه السلام:نزدیک ترین حالات بنده به الله زمانی است که شکم او سبک باشد از طعام و مبغوض ترین حالت بنده نزد الله وقتی است که شکمش از طعام پر شده باشد.
    ب)رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم:نمیرانید دلها را به زیاد خوردن و آشامیدن.زیرا دلها میمیرد بمانند زراعتی که بیش از حد آبش دهند.
    ج)در شب معراج الله به رسول خود فرمود:دشمن دار دنیا و اهل دنیا را.
    پرسید:اهل دنیا کیانند؟
    فرمود:هر که زیاد باشد خوراکش و خوابش و خنده اش.
    د)امام علی علیه السلام:بپرهیزید از پرخوری که آن سبب قساوت دل و کسل کننده از نماز و خراب کننده بدن است.
    آنچه گفته شد از اینکه پرخوری موجب قساوت است،پرخوری از حلال است و اما طعام حرام یک لقمه آن هم موجب قساوت است.
    4)پرگویی:
    الف)امام صادق علیه السلام:عیسی علیه السلام میفرمود:زیاد سخن نگویید در غیر ذکر الله.براستی آنانکه پرگویی میکنند در غیر ذکر الله،دل هاشان قساوت دار است لکن خودشان نمیدانند.
    ب)امام صادق علیه السلام:شنیدم از پدرم میفرمود:از نیکی اسلام شخص ترک کردن سخنان بیهوده است و چیزی که نفعی برایش ندارد.
    ج)رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم:راست و درست نمیشود ایمان بنده ای تا اینکه دلش راست و درست شود و دلش راست و درست نمیشود تا اینکه زبانش راست و درست شود.
    5)پرخوابی:
    الف)امام صادق علیه السلام:خواب زیاد از آب زیاد خوردن است و آن از خوراک زیاد است و هردو سنگین میکند نفس را از طاعت و عبادت و قساوت دار میکند دل را از تفکر.
    ب)امام صادق علیه السلام:خواب زیاد،دین و دنیای شخص را از میان میبرد.
    ج)امام صادق علیه السلام:الله دشمن دارد زیاد خواب رفتن و زیاد بیکار بودن را.
    6)ثروتمندی زیاد:
    البته ثروتمندی که با بخل از انفاق است و اگر ثروت با سخاوت جمع شود،چنین ثروتی ممدوح و موجب زیادی رقت و سعادتمندی شخص است.
    7)غفلت:
    غفلت در مقابل ذکر است.برای اینکه حالت غفلت دائمی نشود،نمازهای پنج گانه واجب شده است.(البته این یکی از دلایل وجوب نمازهای پنج گانه است)ولی اگر در حالت غفلت مرتکب گناه شویم،نماز تنها علاج آن آلودگی را نمیکند،بلکه باید بوسیله توبه ایکه پاک کننده آن گناه است،دل را از آن آلودگی علاج کند.پس برای آلوده نشدن و قساوت دار نگردیدن دل باید دائم الذکر شویم و اگر ساعتی غافل شدیم،ساعت دیگر ذاکر شویم.
    8)پنج عامل قساوت دل در حدیث نبوی:
    رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم فرمود:"پنج چیز است که دل ها را قساوت میدهد:گناه پشت سر گناه،همسایگی با احمق،هم نفسی زیاد با زنان،در مدت درازی تنها در خانه ماندن،نشستن با مردگان.”
    گفته شد یا رسول الله مردگان کیانند؟
    فرمود:"هر بنده خوش گذران سرکشی،پس او مرده است و هرکس برای حیات پس از مرگش کار نمیکند پس او مرده است.
    9)سه عامل دیگر قساوت دل در حدیث نبوی:
    رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمود به علی علیه السلام:سه چیز است که دل را قساوت میدهد:گوش دادن به لهو،دنبال صید رفتن و درب خانه سلطان رفتن.
    10)راحت طلبی
    11)نگاه کردن به بخیل
    12)سلاخی
    13)هم دنیا و کثرت هم قوت و غصه اینها را خوردن
    14)خاک ریختن در قبر خویشاوندان
    15)ترک مجالست علما:
    رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم:اگر چهل روز بر مومن بگذرد هم نشین با علما نشود،دلش قساوت دار گردد و بر گناهان کبیره جرئت پیدا میکند.

    اینک برخی از روش های درمان این بیماری و گناه قلبی را با استفاده از احادیث و روایات،بیان مینماییم:
    1)یاد مرگ:
    رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:لقمه در دهان نمیگذارم که امید فرو بردنش را داشته باشم و چشم بر هم نمیگذارم که امید باز شدنش را داشته باشم.
    2)لطف و مهربانی نسبت به درماندگان و یتیمان:
    رسول اعظم صلی الله علیه و آله وسلم:هرگاه بخواهی دلت نرم شود،پس اطعام کن مسکین را و دست بر سر یتیم کش.
    3)خوردن عدس،نخود،انجیر،نان جو،سرکه،انگور سیاه،زیتون و انار.
    4)زیاد یاد کردن الله در خلوت.
    امام باقر علیه السلام:طلب کن رقت دل را به زیاد یاد خدا کردن در خلوت ها.
    5)چهار عامل روشنایی دل در حدیث نبوی:
    رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم:سفیدی و روشنایی دل در چهار خصلت است:عیادت کردن از مریض،
    تشییع جنازه کردن،کفن برای مردگان خریدن و بدهی مسلمانی را پرداختن.
    والسلام علی من اتبع الهدی

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: قصاوت قلب  لینک ثابت

    [شنبه 1393-11-18] [ 11:19:00 ب.ظ ]  




     
    شهادت حضرت زهرا (س)