توجه به این نکته لازم است که دین گریزی عده ای از جوانان نباید ما را نسبت به قشر جوان بدبین کند و این حقیقت که نسل جوان امروز ما در طول تاریخ، بی نظیر است را از نظر بیندازد.

در حال حاضر، جوانان ما از درک بسیار بالایی در امور دینی برخوردار هستند و گرایش بسیار زیادی به معنویت دارند و شاهد بر این مدعا آمار روزافزون ورود به حوزه های علمیه، استقبال روبه رشد از مراسم اعتکاف و… است. در سخنان مقام معظم رهبری حفظه الله هم ما شاهد هستیم که نسل جوان را امید و آینده ی این مملکت می دانند و همین جوانان را عامل شکست فتنه های دشمنان اسلام بیان می کنند.

اما جواب سؤال: دین گریزی، در طول تاریخ همواره جزو دغدغه های بزرگان دین بوده و این مسأله به جوانان اختصاص ندارد؛ بلکه به همه اقشار و سنین مربوط می شود وعلل زیادی می تواند داشته باشد.

در اینجا به تعدادی از این عوامل اشاره می شود:

1. گاهي دين گريزي معلول جهل به دين است، اگر انسان، دين حقيقي را كه اسلام الهي است از طريق قرآن و اهل بيت علیهم السلام بشناسد و خود هم خواهان خوشبختي دنيا و آخرت خود باشد، از دين گريزي دست برمي دارد.

2. گاهي دين گريزي معلول عملكرد خشن خانواده هاي ديندار در دينداري است؛ خانواده هایي كه بددين و ديندار بدي هستند سبب دين گريزي نسل خود مي باشند.

3. گاهي سبب دين گريزي، عملكرد زشت بعضی مدّعیان تولی و حکومت است كه نام اسلام را يدك مي كشند؛ افراد ضعيف الإراده و ناآگاه وقتي عملكرد زشت آنها را مي بينند، دين گريز مي شوند. وچه نيكوست اگر دين گريزان و به ويژه جوانان دين گريز، به جاي اين كه معيار عدم پذيرش دين را خانواده خشونت گرا، يا مدّعیان دینداری و حکومت دینی قرار دهند، كتاب خدا، قرآن مجيد و فرهنگ اهل بيت علیهم السلام و روش دينداران واقعي و معتدل و مستقيم را معيار و ميزان براي پذيرفتن دين قرار دهند و از دين گريزي كه سبب خرابي دنيا و آخرت است بگريزند.

4. روش‏های نادرست در آموزش دینی در دوران كودكی و نوجوانی؛ ضعف و سستی بنیان‏های دینی در برخی از خانواده‏ها كه منجر به عدم تربیت و پروش صحیح جوانان شده است. غفلت والدین از تربیت دینی فرزندان و عدم توجه آنها به مسائل معنوی و صرف تمام سعی خود در برطرف کردن نیازهای مادی باعث می شود که فرزندان، بدون داشتن اعتقادات صحیح و محکم رشد کرده و وارد اجتماع شوند و به همین خاطر در مقابل مفاسد و انحرافات موجود در جامعه هیچگونه مصونیتی نداشته باشند و با فراهم شدن زمینه گناه در آن وارد شوند.

5. تبلیغات سوء دشمنان و ایجاد و القای شبهه درباره دین كه گاهی پاسخ آن را ندیده اند و در ذهن برخی جای گرفته است؛ این امر گاهی در غالب تهاجم فرهنگی و تولیدات فرهنگی و فیلم و ماهواره و … بوده و گاهی نیز از طریق القای شبهاتی كه به نظر آنها دین درباره آنها پاسخی ندارد.

6. عملكرد منفی و نامطلوب بعضی از دستگاه‏های فرهنگی در سال‏های اخیر و میدان دادن به افراد و عناصر غیرمعتقد به نظام اسلامی، و ترویج فرهنگ غربی از سوی آنان؛

7. كم‏ كاری نیروها و دستگاه‏های انقلابی در تولید برنامه‏ های سالم و جذاب و مفیدی كه بتواند اوقات فراغت جوانان را پر كند و آنان را از توجّه به برنامه‏ های ضد اخلاقی و فاسد فرهنگ بیگانه باز دارد؛

8. کم کاری در انتقال ارزش‏ها توسط دستگاه‏های فرهنگی، از نسل های اوّل به دوم و سوم؛ هرچند این انتقال تا حدّی توسط خود نسل اول و دوم و سوم محقق شده و تصمیم گیری های صحیح در بزنگاه ها از نتایج این انتقال ارزش هاست، لکن ظرفیت کار بیش از اینهاست. البته نسل جدید از جهت شعور و شعار بسیار فراتر و عمیق تر از نسل اوّل در صحنه بوده و شاهد آن رشد در عرصه های مختلف فرهنگی و اجتماعی و علمی و سیاسی و… می باشد و همیشه عدّه ای در این صحنه ها به نقطه مطلوب نمی رسند که کار جدی تری را می طلبد.

 

اشتراک گذاری این مطلب!
موضوعات: دین گریزی فرزندان  لینک ثابت