اسفند 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      


اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم ضمن عرض سلام وخوش امد گویی خدمت سروران گرامی هدفم از وبلاگ نویسی فقط رضای خداوند است شاید بتوانم در این راستا عماری برای سید علی زمان باشم از نظرات وپیشنهادات وانتقادات شما گرامیان به گرمی استقبال میکنم ومتشکرم یاعلی(عمار)


 موضوعات 

  • همه
  • سبک زندگی اسلامی
  • طوفان جاهلیت
  • یاد شهدا
  • بیانات حکیمانه حضرت اقا
  • تزکیه نفس
  • جنگ نرم
  • معارف اهل بیت
  • مناسبتهای ملی
  • تزکیه نفس
  • اسلام ستیزی
  • موضوعات اخلاقی
  • احکام
  • تربیت فرزند(تاثیرپاداشهای اجتماعی دررفتار فرزند
  • باشهدا(اخلاص شهیدبروجردی)
  • انتخابات
  • پزشکی درمانی
  • دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران
  • 8سال دفاع مقدس
  • حقوق بشرامریکایی


  •  نوای وبلاگ رهبرمن 


     روزشمار عیدغدیر 

    روزشمار غدیر روزشمارعیدغدیر

     دعای عظم البلا 

    دعای عظم البلا

     دفاع مقدس 

    جنگ دفاع مقدسجنگ

     روزشمارفاطمیه 

    روزشمار فاطمیهفاطمیه


     روزشمارمحرم 

    روزشمار محرم عاشوراروزشمارمحرم

     مرگ بر امریکا 

    مرگ بر آمریکا

     یادگار انقلاب 

    انقلاب اسلامی

     ذکرایام هفته 

    ذکر روزهای هفته

     انس با قران 

    آیه قرآن تصادفی

     دانشنامه مهدویت 

    مهدویت امام زمان (عج)

     پخش زنده حرمها 

    پخش زنده حرم

     زیارت عاشورا 

    زیارت عاشورا

     دعای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه 

    دعای فرج

     جانم فدای رهبر 

    اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم ما را به غیر داغ تو گریان نمیکنند جز در هوای روضه بریشان نمیکنن انان که مومنن امتحان شده اند هر چه کنند بشت به ایمان نمیکنند تا برچم حسین رو بام خانه هاست باور کنید حمله به ایران نمیکنند یاد شهیدان یاد ولایت میاورد بیهوده نیست یاد شهیدان نمیکنند پیران مدعی همین انقلاب ما کاری که میکنند جوانان نمیکنند با نهضت حسینی دوران مخالفند حفظ حریم بیر جماران نمیکنند اسلام زنده است ببینید دشمنان دیگر هوای حمله به لبنان نمیکنند این گردباد های به غیرت درامده تسلیم رهبرند که طوفان نمیکنند صد شکرکه دستان ولی برسرماست دستان ابوالفضل علی یاور ماست ما فاتح فتنه های دورانیم چون سید علی خامنه ای رهبر ماست ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم امروز اگر سینه و زنجیر میزنیم فردا به عشق فاطمه شمشیر میزنیم ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد از ما بترسید طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت سید علی ایستاده ایم مردم همیشه نور خدا منجلـی شود / در سینه ای که مملو مهر ولــی شود من افتخار می کــــنم آری خـــدا کــنـد / جـانم فــــدای حضرت سیدعلــــــی شود

     مرگ بر امریکا 

    -->

     نوای وبلاگ 

     
      وداع امیرالمومنین ہ(ع)با حضرت زهرا(س)(خطبه 202نهج البلاغه) ...

    جانسوزترین وداع تاریخ

     وداع امیر المومنین (ع) با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها در خطبه 202 نهج البلاغه

    السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنِّي وَ عَنِ ابْنَتِكَ النَّازِلَةِ فِي جِوَارِكَ وَ السَّرِيعَةِ اللَّحَاقِ بِكَ. قَلَّ يَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِيَّتِكَ صَبْرِي وَ رَقَ عَنْهَا تَجَلُّدِي، إِلَّا أَنَّ فِي التَّأَسِّي لِي بِعَظِيمِ فُرْقَتِكَ وَ فَادِحِ مُصِيبَتِكَ مَوْضِعَ تَعَزٍّ، فَلَقَدْ وَسَّدْتُكَ فِي مَلْحُودَةِ قَبْرِكَ وَ فَاضَتْ بَيْنَ نَحْرِي وَ صَدْرِي نَفْسُكَ، فَ “إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ". فَلَقَدِ اسْتُرْجِعَتِ الْوَدِيعَةُ وَ أُخِذَتِ الرَّهِينَةُ، أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ، إِلَى أَنْ يَخْتَارَ اللَّهُ لِي دَارَكَ الَّتِي أَنْتَ بِهَا مُقِيمٌ. وَ سَتُنَبِّئُكَ ابْنَتُكَ بِتَضَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا، فَأَحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَالَ؛ هَذَا وَ لَمْ يَطُلِ الْعَهْدُ وَ لَمْ يَخْلُ مِنْكَ الذِّكْرُ. وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمَا سَلَامَ مُوَدِّعٍ لَا قَالٍ وَ لَا سَئِمٍ، فَإِنْ أَنْصَرِفْ فَلَا عَنْ مَلَالَةٍ وَ إِنْ أُقِمْ فَلَا عَنْ سُوءِ ظَنٍّ بِمَا وَعَدَ اللَّهُ الصَّابِرِينَ.

    درود بر تو ای رسول خدا، از من و از دختر تو که در همسایگی تو به خاک فرود آمد و برای رسيدن به تو شتابان حرکت کرد. ای رسول خدا، در فقدان دختر نازنينت شکيبایی از دستم رفته و تحملی برايم نمانده است، ولی پيرو سختی جدایی از تو و شدت مصيبت از دست دادن تو، که باعظمت تر از اين مصيبت بود، تسلیتی برای من وجود دارد. من جسد مبارک تو را با دست خودم در قبر نهادم و نفس مبارک تو در آن موقع که سر مقدست مابين گلو و سينه من قرار داشت از بدن شريفت بيرون رفت (ما از آن خداييم و ما به سوی او برمي گرديم.)
    (ای رسول خدا)، امانت برگردانده شد و آن روح مقدس که چند روزی در گرو بدن بود، گرفته شد! پس از اين، اندوهم ابدی است و شبم با بيداری خواهد گذشت. تا آنگاه که خداوند متعال همان جايگاه را که اکنون تو در آن اقامت نموده ای، برای من برگزيند. ای پيامبر عزيز، به زودی دخترت خبر اجتماع امت تو را برای از بين بردن حقوقش به تو خواهد داد. تا عمق مصائبی که به او وارد شده است، از وی سوال فرما و سرگذشتش را بپرس. (اين همه مصيبتها بر او روا داشته شد) با اين که از رحلت تو و تعهدی که برای دوست داشتن خاندانت از مردم گرفته بودی، زمانی دراز نگذشته و هنوز نام مبارک تو و قضايای تو از زبان ها قطع نشده است.
    درود بر شما، درود وداع کننده ای که وداعش نه از روی اعراض است و نه از ملالت خاطر. پس اگر برگردم، نه به جهت خستگی از تنگدلی است، و اگر بر سر قبر اقامت گزينم، نه به جهت بدگمانی به آن وعده ای است که خداوند به صبر کنندگان فرموده است.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه, جانسوزترین وداع تاریخ  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1396-11-11] [ 09:42:00 ب.ظ ]  



      اسلام» بیشترین ضربه را از «خودی‌ها» خورده است ...

    کسانی «سقیفه» را برگزار کردند؟

    «سقیفه» را نه خلیفۀ اول و نه خلیفۀ دوم برپا کردند بلکه مجری و برگزار کننده «سقیفه»، «انصار حزب اللهی» بودند که گرایش به اهل بیت (ع) و امیرالمومنین داشتند

     «اسلام» بیشترین ضربه را از «خودی‌ها» خورده است. نه از «دشمن خارجی»، از ندانم کاری های «خودی‌ها» و «مدعیان‌ولایت مداری»

     کسانی که «قدرت» را بعد از رسول الله (ص) به دست گرفتند، از آب گل آلود ماهی گرفتند ولی چه کسانی آب را گل آلوده کردند؟


    بخشی هایی از سخنرانی راز سکوت امیرالمونین بعد از سقیفه

     «سقیفه»، مهم ترین مسئلۀ چالشی جهان اسلام، بعد از رحلت رسول خدا (ص) است. دغدغه اصلی برگزار کنندگان آن، تصمیم گیری درباره واگذاری «قدرت» و تصمیم‌گیری آینده سیاسی جامعه اسلامی، بود. نتیجه این نشست، تاثیر به سازیی در «جهت سیاسی» جامعه در زمان خویش و آینده مسلمانان گذاشت.

     «سقیفه»، نامی برای محل اجتماع «انصار» به‌منظور حل مشکلات و معضلات اجتماعی و سیاسی‌شان بود. (ماجرای سقیفه، ص121) «انصار»، گروه بزرگی از مسلمانان «مدینه» بودند که بیشتر گرایش به علی بن ابی‌طالب (ع) و اهل‌بیت پیامبر (ص) داشتند. (تعامل انصار با اهل بیت ع، سعید طالقانی، ص87)

     «انصار» به‌خوبی می‌دانستند که قریش مکه، به این سادگی نمی‌گذارند، جریان «انتقال قدرت»، بعد از رحلت پیامبر (ص)، براساس برنامه‌ریزی رسول خدا (ص)، به سرانجام برسد و علی بن ابی طالب (ع) به «حکومت »برسد. (الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج3، ص150) از سویی دیگر، «انصار»، بیم آن داشتند که با در دست گرفتن «قدرت» توسط قریش، آسیب ببینند (پژوهشی پیرامون انصار، غلام حسن محرمی، ص138) و خوی انتقام‌جویی جاهلی قریش، به سبب خون‌های که از آنان، در نبردهای اُحُد و بدر و … به دست انصار ریخته شده، دوباره زنده گردد ؛ بنابراین در مکانی که محل اجتماع قومی و قبیلگی آنان بود، پشت درهای بسته و سری ، تصمیم گرفتند تا جریان «انتقال قدرت» را مدیریت کنند.

     عده کمی از«قریش مکه،» بااطلاع از برگزاری چنین نشست سری و پشت درهای بسته خود را به سرعت به جلسه رساندند. آنان با استفاده از عدم انسجام درونی رهبران «انصار» (تاریخ طبری، ج3، ص218) و دوقطبی «اوس» و «خزرج» و «احساس ضعف» آنان پروژه «انصار» را به شکست کشانده و حکومت را از دست آن‌ها گرفتند. هرچند برخی از مدعیان «انصار» که قافیه را به حریف باخته بودند، فریاد «لانبایع الا علیا»(همان) سر دادند ولی این صداها دیگر به‌جایی نرسید و مسند حکومت به دست، پایین‌ترین قبایل قریشی از لحاظ جایگاه اجتماعی، افتاد.( تاریخ الامم و الملوک، ج2، ص237)

     «سقیفه»، درواقع فرصتی بود که برای «انصار» تبدیل به تهدید شد و ازآنچه بیم داشتند، خود زمینه‌ساز، وقوع آن را فراهم کردند. علی (ع) فرمود: «سعد [رئیس خزرجیان مدینه که به دعوت او، انصار در سقیفه جمع شده بودند] دری را باز کرد که دیگران از آن در داخل شدند؛ او آتشی را روشن کرد که نورش به درد دیگران خورد، اما خودش سوخت اَوَّلُ مَنْ جَرَأَ النَّاسَ عَلَيْنَا سَعْدُ بْنُ عُبَادَةَ فَتَحَ بَاباً وَلَجَهُ‏ غَيْرُهُ وَ أَضْرَمَ نَاراً كَانَ لَهَبُهَا عَلَيْهِ وَ ضَوَءُهَا لِأَعْدَائِهِ»(شرح نهج البلاغه، ج20، ص307)

     یادتان باشد که «سقیفه» را نه خلیفۀ اول و نه خلیفۀ دوم برپا کردند بلکه مجری و برگزار کننده «سقیفه»، «انصار حزب اللهی» بودند که گرایش به اهل بیت (ع) و امیرالمومنین داشتند.(تعامل انصار با اهل بیت، سعید طالقانی، ص140)

     «اسلام» بیشترین ضربه را از «خودی‌ها» خورده است. نه از «دشمن خارجی»، از ندانم کاری های «خودی‌ها» و «مدعیان ولایت‌مداری». «از ماست که برماست»، آقای «سعد بن عباده»! آیا شما با هماهنگی امیرالمونین، «سقیفه» را برگزار کردید؟ کسانی که «قدرت» را دست گرفتند، از آب گل آلود ماهی گرفتند ولی چه کسانی آب را گل آلود کردند؟ «خودی‌ها»!

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه, چه کسانی ثقیفه را برگزارکردند  لینک ثابت

    [یکشنبه 1396-11-08] [ 10:39:00 ب.ظ ]  



      شهادت مادرمون حضرت زهرا(س) نزدیکه............ ...

    تو ماشین که نشستم گفتم ببخشید عزیز میشه ضبط و خاموش کنی؟
    گفت حاجی بخدا مجازه چیز بدی هم نمیخونه…
    گفتم میدونم… ولی عزادارم!
    گفت شرمنده و ضبط و خاموش کرد…
    گفت تسلیت میگم اقوام نزدیک؟
    گفتم بله. مادرم از دنیا رفته….
    گفت واقعا متاسفم. داغ مادر خیلی بده… منم تو سن بیست و پنج سالگی مادرم و از دست دادم درک میکنم. البته مادرم مریض بود و زجر میکشید بنده ی خدا راحت شد.
    بعد پرسید مادر شما هم مریض بودن؟
    گفتم نه. مجروح بود…
    پرسید یعنی چی؟
    گفتم یه عده اراذل و اوباش ریختن سرش و تا میخورد کتکش زدن.
    گفت جدا؟ شما هیچکاری نکردین؟
    گفتم ما نبودیم. وگرنه میدونستیم چیکار کنیم…
    گفت خدا لعنتشون کنه یعنی اینقد ضربات شدید بود؟
    گفتم آره. مادرم سه ماه بستری شد و بعد از دنیا رفت….
    گفت حاجی ببخشیدا عجب آدمای بی ناموسی بودن! من خودم همه غلطی میکنم؛ گاهی عرق هم میخورم ولی پای ناموس که وسط باشه رگ غیرتم نمیزاره دست از پا خطا کنم… بغضم گرفت… تو دلم گفتم کاش چند تا جوون عرق خور مثل تو بودن مدینه… نمیذاشتن به ناموس علی جسارت بشه… سکوتم و که دید گفت ظاهرا ناراحتتون کردم
    گفتم نه خواهش میکنم. واقعا داغ مادر بده! مخصوصا اگه جوون باشه…
    گفت آخی جوون بودن؟
    گفتم آره. فقط هجده ساله بود…
    پرسید گرفتی مارو حاجی؟ شما که خودت بیشتر از هیجده سالته چطور مادرتون…. حرفش و قطع کردم و گفتم مادر شما هم هست… این هجده ساله مادر همه ی ما شیعه ها، حضرت زهراست…
    مکث کرد و با تعجب نگام کرد و بعد خیره شد به جاده….
    گفت آها ببخشید تازه متوجه شدم… نمیدونستم اینجور احساس نزدیک بودن بین آدما به حضرت فاطمه هم وجود داره… راستی حاجی یه سی دی مداحی هم دارم البته اگر دوس دارین بذارم….
    جواب ندادم. داشبورد و وا کرد و یه سی دی گذاشت تو ضبط. نوای آشنایی بود…
    آتش زبانه زد در خانه ی علی …
    من بودم و راننده و صدای بلند مداح و نگاه خیسم به جاده

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه, این هجده ساله مادر همه ی ما شیعه ها، حضرت زهراست.  لینک ثابت

    [جمعه 1396-11-06] [ 01:38:00 ق.ظ ]  



      سیره حضرت فاطمه زهرا(س)(دفاع ازحریم ولایت وامامت) ...


    بدون شک امامت حلقه اتصال نبوت است. پیامبر جانشین و امام بعد از خود را دراندک مناسبت های مختلف قبل از وحی و بعد از رسالت خطیر نبوت بیان می کرد. اما بعد از رحلت جانگداز پیامبر امامت و وصایای پیامبر را کنار گذاشتند. دختر پیامبر برای تبیین موضوع مهم امامت تلاش فراوان نمود. گریه ها و ندبه های این بانوی بهشتی بالاترین فریاد و دفاع از مقام امامت بود. بیرون کشاندن حضرت فاطمه(س) از خانه‌اش به بیت‌الاحزان، نه تنها به نفع خلیفه و دستیارانش تمام نشد؛ بلکه باعث وبال حکومت گردید. آن‌ها می‌خواستند حضرت زهرا(س) را از مسجد رسول ‌خدا(ص) که محل تجمع مردم بود، دور سازند؛ ولی با این کار سند دیگری بر مظلومیت حضرت زهرا(س) افزودند.زیرا مردم می‌دیدند که عده‌ای که خود را از پیروان آنان می‌دانند و به نبوت پدرش اعتراف دارند، ظلم و ستمگری‌شان به جایی رسیده است که نزدیک‌ترین مردم به رسول‌خدا(ص) یعنی دخترش را که عواطف زنانه خود را دارد، در فشار قرار دادند و او را از اظهار حزن و اندوه در فراق پدرش باز داشتند که مبادا حضرت زهرا(س) از ظلمی که بر او روا داشته‌اند، با صدای بلند سخن بگوید. ولی صدیقة طاهر (س) به رغم هیئت حاکمه، به اعتراض خویش در قالب حزن و اندوه ادامه داد و از خانه‌اش به بقیع در زیر درختچه‌ای مأوی گزید. هنگامی که آن درخت را قطع نمودند، امام علی(ع) سایبانی به نام بیت‌الاحزان ساخت و حضرت زهرا(س) در آنجا قرار گرفت.

    از مهم ترین و بارزترین قله های زندگی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا(س) دفاع ایشان از حریم ولایت امیرمومنان علی(ع) و خطبه فدکیه آن حضرت است. که سرانجام آن حضرت در راه دفاع از ولایت مجروح شده، نوزادش محسن(ع) را سقط کرده و به شهادت رسید.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

    [دوشنبه 1395-12-09] [ 11:08:00 ق.ظ ]  



      سیره حضرت فاطمه زهرا(س)(زندگی سیاسی اجتماعی) ...

    سبک زندگی سیاسی و اجتماعی
    حضرت فاطمه(س) حتی الامکان از ظاهر شدن در انظار عمومی اجتناب می کرد اما این بدان معنی نبود که در مواقع حساس و لازم از انجام وظیفه خود شانه خالی کند.

    ابن ابی الحدید از واقدی نقل می کند که پس از جنگ احد فاطمه(س) با گروهی از زنان مدینه از خانه خارج شد و چون چهره مجروح پدرش را دید او را در آغوش گرفت و خون از صورت مبارکش پاک کرد؛ سپس آبی فراهم نمود و خون های چهره رسول خدا را شست و شمشیر او را پاک کرد.

    همچنین می نویسد: زنانی که از مدینه آمده بودند چهارده نفر بودند که زهرا(س) یکی از آنان بود و آب و نان با خود به جبهه برده و در کنار رزمندگان از مجروحین پرستاری می کردند.

    همچنین علی(ع) نقل می کند:ما به مراه پیامبر(ص) در جریان حفر خندق بودیم که فاطمه(س) با تکه نانی نزد پیامبر(ص) آمد و آن را به خدمت او برد. پیامبر(ص) فرمود: این چیست فاطمه عرض کرد: از نانی است که برای دو فرزندم پختم، این تکه آن را برای شما آوردم. پیامبر(ص) فرمود: دخترم! این اولین غذایی است که بعد از سه روز وارد دهان پدرت می شود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

     [ 11:01:00 ق.ظ ]  



      سیره حضرت فاطمه زهرا(س)(عبادات) ...


    تجلی عبادت و روح عادت در سیره حضرت موج میزد به گونهای که عبادت و ایشان زبانزد عام و خاص، دوست دشمن بوده است. حضرت پیامبر(ص) درباره حضرت فاطمه(س)می فرمود: ایمان به خدا در اعماق دل و باطن روح زهراء چنان نفوذ کرده که برای عبادت خدا خودش را از همه چیز فارغ می سازد. فاطمه دخترم بهترین زن عالم است. پاره تن من و نور چشم من و میوه دل من و روح و روان من است. حوریه ای است به صورت انسان. آنگاه که در محراب عبادت می ایستد نورش برای ملائک آسمان درخشندگی دارد و خداوند به ملائکه خطاب می کند: بنده مرا ببینید! چطور در مقابل من به نماز ایستاده و اعضای بدنش را خوف می لرزد و غرق عبادت است! ای ملائکه گواه باشید که پیروان فاطمه را از عذاب دوزخ در امان قرار دادم.

    در حدیث دیگری به سلمان می فرماید: ای سلمان! خدای تعالی چنان دل و جان و تمام اعضاء و جوارح دخترم فاطمه را به ایمان پر کرده که یک سره برای عبادت و فرمانبرداری حق تعالی خود را از همه چیز فارغ ساخته است.

    امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: در دنیا کسی عابدتر از مادرم فاطمه(س) نبود؛ آن قدر به عبادت می ایستاد تا پاهایش ورم می کرد. همین طور ابن عمره از پدرش نقل می کند که گفت: از امام صادق(ع) پرسیدم: چرا فاطمه(س) زهرا نامیده شد؟

    فرمود: برای آن که وقتی فاطمه زهرا(س) در محراب عبادت می ایستاد، نورش برای اهل آسمان می درخشید، همان طوری که نور ستارگان برای اهل زمین می درخشد.

    امام مجتبی(ع) نقل فرموده اند که: «مادرم فاطمه(س) را دیدم شب جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان شدن سپیده صبح در عبادت و رکوع و سجود می بود، و می شنیدم که برای مؤمنین و مؤمنات دعا می فرمود و آنان را نام می برد و برایشان دعا می کرد، و برای خود هیچ دعا نمی کرد، به او گفتم: مادر! چرا همان طوری که برای دیگران دعا می فرمایی برای خودت دعا نمی کنی؟ فرمود: پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

     [ 10:52:00 ق.ظ ]  



      سیره حضرت فاطمه زهرا(س)(تربیت فرزند) ...


    سیره رفتار فاطمه(س) با فرزندان خود نیز سرمشقی مناسب برای تربیت صحیح فرزندان است. ایشان به فرزندان احترام می گذاشتند و آنها را با احترام خطاب می کردند و همیشه سعی در آموزش و تربیت دینی و اخلاقی آنها داشتند.

    در حدیث شریف کساء حضرت فاطمه(س) در پاسخ سلام فرزند خود امام حسن(ع) می فرماید: سلام برتو ای نور دیده ام و میوه دلم. و در پاسخ سلام امام حسین(ع) می فرماید: سلام بر تو ای فرزند من و ای نور دیده ام و میوه دلم.

    حضرت زهرا (س) فرزندان خود را همیشه برای یادگیری و تعلیم و تزکیه آماده می کرد؛ به عنوان مثال به فرزندش حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن».

    و در عین حال شادی و خوشحالی را در بیت خود تسری می داد و این تا حدی بود که از بازی با کودکان که نقش بسزایی در تربیت آنها دارد اجتناب نمی نمود. نقل شده است که فاطمه(س) فرزندش حسن(ع) را روی دست می گرفت و بالا می انداخت و حرکت می داد و می فرمود: اشبه أباک یاحسن، و اخلع عن الحق الرّسن، و اعبد الهاً ذامنن، و لاتوال ذا الاحسن.(ای حسن، نظیر پدرت باش و ریسمان ظلم از حق دور کن، و خداوندی را که صاحب نعمت هاست پرستش کن و با افراد تیره دل دوست مباش).

    ایشان همیشه رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا(س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.

    همچنین از نکات بارز حضرت زهرا(س) در تربیت فرزندان سبک عملی تشویق به عبادت برای آنها بود. مسلما وقتی والدین الگوی عملی کودکان برای عبادت پروردگار باشند، در آینده و بزرگ سالی آنها نیز به تعصی از والدین این راه را پیش خواهند برد.

    در همین زمینه امام حسن(ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.

    آن حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند. حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند. ایشان نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند.

    از نکات دیگر تربیتی ایشان عدالت در توجه به کودکان بود. آمده است روزی امام حسن(ع) نزد پیامبر(ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا(ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن(ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر(ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر(ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.

    همچنین روزی حسنین(ع) در حضور پیامبر(ص) کشتی گرفتند. در این میان فاطمه(س) شنید که پدر بزرگوارش، امام حسن را به پیروزی بر امام حسین ترغیب می کند. حضرت زهرا(س) از این نوع رفتار پیامبر(ص) اظهار تعجب کرد. پیامبر فرمود: دوستم جبرئیل، حسین را تشویق می کند و من حسن را تشویق می نمایم.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

     [ 10:40:00 ق.ظ ]  



      سیره حضرت فاطمه زهرا(س)(همسرداری) ...

    خوب شوهرداری کردن
    برای زن بزرگ ترین موفقیت و ارزش این است که در شئون گوناگون زندگی، خشنودی همسرش را به دست آورد و از هر گونه عملی که موجب ناراحتی شوهر می گردد پرهیز نماید. حضرت علی(ع) می فرمایند: «جهاد زن، خوب شوهرداری است» زن برای اینکه بتواند در این جهاد پیروزمند باشد باید تمام سعی و تلاش خود را بکار گیرد تا خانه را محل آرامش مرد قرار دهد.

    شوهرداری حضرت زهرای مرضیه(س) بهترین الگو برای زنان مسلمان است. رفتار حضرت زهرا(س) با شوهر در عالی ترین مرحله صفا و مهربانی بود. نه تنها هرگز خاطر شوهر را نرنجاند بلکه یاوری مهربان برای او بود.

    حضرت علی(ع) می فرمایند: «سوگند به خدا، من زهرا(س) را تا آن زمان که خداوند او را به سوی خود برد، خشمگین نساختم و در هیچ کاری موجب ناخشنودی او نشدم. او نیز هیچ گاه مرا خشمگین نکرد و عملی از او سر نزد تا باعث ناخشنودی من شود.»

    و همچنین نقل است که امام علی(ع) فرمود: هرگاه به چهره او «زهرا(س)» نگاه می کردم هر گونه غم و اندوه از من برطرف می شد.

    پس از ماجرای تلخ سقیفه، سران سقیفه برای جلب افکار عمومی مردم به فکر چاره افتادند تا به گونه ای که از حضرت زهرا(س) دلجویی نمایند که اجازه ملاقات می خواستند. اما فاطمه زهرا(س) هر گونه پیشنهادی را رد می نمود و موضع اعتراض و سکوت و بیزاری را ادامه می داد.

    روزی امام علی(ع) وارد منزل شد و فرمود: فاطمه جان خلیفه و عمر در پشت درب منزل، منتظر اجازه ورود می باشند، تا نظر شما چه باشد. حضرت زهرا(س) فرمودند: «علی جان خانه، خانه توست و من همسر تو می باشم هر آنچه می خواهی انجام ده.»

    همسرداری حضرت فاطمه(س) نیز بهترین الگو برای زنان مسلمان است. شیوه رفتار با همسر برای یک زن آن قدر مهم است که حضرت علی(ع) می فرماید: جهاد زن، خوب شوهرداری کردن است.

    فاطمه(س) با آن همه فضیلت، همسری نیکو و مطیع برای امیر مؤمنان علی(ع) بود. روایت است هنگامی که علی(ع) به فاطمه (س) می نگریست، غم و اندوهش برطرف می شد.

    رسول خدا در اولین شب ازدواج علی (ع) و زهرا(س) کارهای آنان را به این شکل تقسیم نمود: خمیر کردن آرد و پختن نان و تمیز کردن و جارو زدن خانه به عهده فاطمه (س) باشد و کارهای بیرون منزل از قبیل جمع آوری هیزم و مواد غذایی را علی(ع) انجام دهد.

    پس از آن بود که حضرت زهرا(س) فرمود: جز خدا کسی نمی داند که از این تقسیم کار تا چه اندازه خوشحال شدم، زیرا رسول خدا (ص) مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است، باز داشت.

    فاطمه (س) هیچ گاه حتی اموری را که احتمال می داد علی(ع) قادر به تدارک آنها نباشد، از او طلب نمی نمود؛ تا آنجا که از علی(ع) در رابطه با فاطمه(س) نقل شده است: به خدا سوگند که او را به خشم نیاوردم و تا هنگامی که زنده بود، او را وادار به کاری که خوشش نیاید نکردم؛ او نیز مرا به خشم نیاورد و نافرمانی هم نکرد.

    از ویژگی های مهم حضرت فاطمه(س) این بود که آن بزرگوار بهترین یار و یاور شوهرش علی(ع) در اجرای فرامین الهی بود. پیامبر(ص) از علی(ع) سوال کرد: همسرت را چگونه یافتی؟ و علی(ع) پاسخ گفت: نِعْمَ الْعَوْنُ علی طاعَةِ اللَّه(بهترین یار و یاور برای اطاعت و بندگی خدا).

    آن بانوی بزرگوار، نام همسر خود را با احترام یاد می کرد. گاهی وی را با کنیه «ابالحسن» می خواند و گاهی با یاد قرابت نسبی(یا ابن عم) وی را ندا می داد. در حدیث شریف کساء آمده است که حضرت فاطمه(س) می فرماید: ابوالحسن علی بن ابیطالب وارد شد و فرمود سلام بر تو ای دختر رسول خدا گفتم: و بر تو باد سلام ای ابا الحسن و ای امیر مؤ منان. این گونه نقل نام و خطاب احترام آمیز یکی از نکات اصلی رابطه زوجین نسبت به یکدیگر است.

    از دیگر نکات متابعت ایشان از شوهر بود. نقل است هنگامی که مصدوم کردن حضرت زهرا(س) از امیرمومنان درخواست ملاقات و عیادت ایشان را کردند، حضرت علی(ع) تقاضای آن دو را به فاطمه(س) ارائه کردند و ایشان در جواب فرمودند: البیت بیتک و الحره امتک(خانه متعلق به شماست و من هم به منزله کنیز و خدمتگزار در خانه شماهستم).

    رسیدگی به وضع ظاهری به خاطر همسر از اصول زندگی یک زن و مرد مسلمان است. آمده است پیامبر برای شب عروسی حضرت زهرا(س) دستور داد عطرهایی خوشبو تهیه کنند و حضرت زهرا(س) نیز در داخل خانه دائماً معطر بودند.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

     [ 10:36:00 ق.ظ ]  



      سیره حضرت فاطمه زهرا(س) ( رفتار با والدین) ...


    حضرت فاطمه سلام الله علیها هشت سال در مکه پا به پای پدر در اعتلا و پیشرفت اسلام کوشید و در آزار کفار و مشرکان و منافقان یار و مددکار پدر بود. در دره و شعب ابوطالب، سه سال درکنار پدر تحمل کرد و زمانی که مشرکان پیامبر(ص) را آزار و اذیت و زخمی و یا جسارتی می کردند، پیامبر(ص) را دلداری می داد و زخم هایش را مداوا می کرد؛ این گونه بود که پیامبر(ص) ایشان را «ام ابیها»(مادر پدرش) نامید.

    فاطمه زهرا(س) در همه حال به یاد پدر گرامی خویش بود و از هیچ نعمت و کمکی برای یاری به پدر دریغ نمی کرد. در روایت است که: سه روز بود که پیامبر(ص) غذایی نخورده بودند به طوری که بر حضرت سخت می گذشت. در نزد همسرانش خوراکی یافت نمی شد. نزد فاطمه آمد و گفت: دخترم نزد تو چیزی برای خوردن هست که بسیار گرسنه ام؟ عرض کرد: نه به خدا سوگند! وقتی پیامبر(ص) بیرون رفت، دخترش از اینکه نتوانسته پدر را سیر کند محزون شد. ناگهان دختر همسایه در زد و دو قرص نان و یک تکه گوشت خدمت فاطمه(س) آورد. او خوشحال شد و گفت خود را بر رسول خدا مقدم نمی داریم. درحالی که همه گرسنه بودند آن را زیر سبد نهاده و سرپوش بر آن گذاشت. حسن و حسین علیها السلام را خدمت پیامبر(ص) فرستاد، تا جدشان را برای غذا دعوت کنند. پیامبر(ص) تشریف آوردند و غذای بسیار معطری زیر سبد یافت. سوال کرد این غذا از کجاست؟ فاطمه(س) جواب داد: از جانب خدایی که به هر کس بخواهد بدون حساب روزی می دهد. پیامبر(ص) و همه اعضای خانواده علی(ع) و همسران پیامبر(ص) از آن غذا خوردند و برای همسایه ها هم فرستادند.

    بانوی عطوفت حضرت زهرا(س) همیشه رفتاری سرشار و آمیخته از ادب و تواضع و فروتنی نسبت به پدر داشت. گرچه رابطه ایشان بسیار عاطفی و سراسر محبت و صمیمیت بود، اما این مانع احترام و تواضع ویژه ایشان نسبت به پیامبر(ص) نمی شد. نقل است از حضرت فاطمه(س) که فرمود: وقتی بر پیامبر(ص) آیه نازل شد(که پیامبر(ص) را با نامش خطاب نکنید)، هیبت پیامبر(ص) مرا گرفت، به طوری که نتوانستم به او “یا ابة” بگویم و یا رسول الله به او می گفتم. حضرت از من روی گرداند. چند بار به همین ترتیب صدا کردم و او جواب نداد. سپس فرمود: دخترم این آیه درباره تو و خاندان تو نازل نشده است. تو از منی و من از تو هستم. این آیه درباره اهل جفا و تکبر و کسانی که فخر می ورزند نازل شده است. تو “یا ابة” بگو. چون برای قلب من محبوب تر و برای پروردگار رضایت بخش تر است.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

     [ 08:57:00 ق.ظ ]  



      مادر همه ی ما شیعه ها، حضرت زهراست.. ...

    تو ماشین که نشستم گفتم ببخشید عزیز میشه ضبط و خاموش کنی؟
    گفت حاجی بخدا مجازه چیز بدی هم نمیخونه…
    گفتم میدونم… ولی عزادارم!
    گفت شرمنده و ضبط و خاموش کرد…
    گفت تسلیت میگم اقوام نزدیک؟
    گفتم بله. مادرم از دنیا رفته….
    گفت واقعا متاسفم. داغ مادر خیلی بده… منم تو سن بیست و پنج سالگی مادرم و از دست دادم درک میکنم. البته مادرم مریض بود و زجر میکشید بنده ی خدا راحت شد.
    بعد پرسید مادر شما هم مریض بودن؟
    گفتم نه. مجروح بود…
    پرسید یعنی چی؟
    گفتم یه عده اراذل و اوباش ریختن سرش و تا میخورد کتکش زدن.
    گفت جدا؟ شما هیچکاری نکردین؟
    گفتم ما نبودیم. وگرنه میدونستیم چیکار کنیم…
    گفت خدا لعنتشون کنه یعنی اینقد ضربات شدید بود؟
    گفتم آره. مادرم سه ماه بستری شد و بعد از دنیا رفت….
    گفت حاجی ببخشیدا عجب آدمای بی ناموسی بودن! من خودم همه غلطی میکنم؛ گاهی عرق هم میخورم ولی پای ناموس که وسط باشه رگ غیرتم نمیزاره دست از پا خطا کنم… بغضم گرفت… تو دلم گفتم کاش چند تا جوون عرق خور مثل تو بودن مدینه… نمیذاشتن به ناموس علی جسارت بشه… سکوتم و که دید گفت ظاهرا ناراحتتون کردم
    گفتم نه خواهش میکنم. واقعا داغ مادر بده! مخصوصا اگه جوون باشه…
    گفت آخی جوون بودن؟
    گفتم آره. فقط هجده ساله بود…
    پرسید گرفتی مارو حاجی؟ شما که خودت بیشتر از هیجده سالته چطور مادرتون…. حرفش و قطع کردم و گفتم مادر شما هم هست… این هجده ساله مادر همه ی ما شیعه ها، حضرت زهراست…
    مکث کرد و با تعجب نگام کرد و بعد خیره شد به جاده….
    گفت آها ببخشید تازه متوجه شدم… نمیدونستم اینجور احساس نزدیک بودن بین آدما به حضرت فاطمه هم وجود داره… راستی حاجی یه سی دی مداحی هم دارم البته اگر دوس دارین بذارم….
    جواب ندادم. داشبورد و وا کرد و یه سی دی گذاشت تو ضبط. نوای آشنایی بود…
    آتش زبانه زد در خانه ی علی …
    من بودم و راننده و صدای بلند مداح و نگاه خیسم به جاده

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

    [سه شنبه 1395-11-26] [ 11:44:00 ق.ظ ]  



      ارامش حضرت زهرا (س) ...

    فاطمه ع لبریز از ایمان

    رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در وصف ایمان وعبادت حضرت زهرا(علیهاالسلام) فرمود:

    (( یا سلمان، ابنتی فاطمه ملا الله قلبها وجوارحها ایمانا الی مشاشها تفرغت لطاعه الله))


    ای سلمان! خداوند متعال قلب و جوارح دخترم فاطمه را مملو از ایمان کرده است، لذا او با آرامش خاصی همیشه مشغول عبادت پروردگار می باشد.

    منبع: مناقب،ج3،ص337

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

    [یکشنبه 1395-11-24] [ 10:37:00 ق.ظ ]  



      شهادت جانسوز بی بی فاطمه زهرا (س)تسلیت باد ...

    ایام فاطمیه امسال دهه اول و دوم در اسفند ماه قرار دارد.

    ایام فاطمیه سال 95 چه روزهایی است؟

    روز 23 بهمن 1395 = شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام ا… علیها (به روایتی)

    [ 13 جمادی الاول 1438 هجری قمری و 11 فوریه 2017 میلادی ]

    روز 12 اسفند 1395 = شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام ا… علیها

    [ 3 جمادی الثانی 1438 هجری قمری و 2 مارچ 2017 میلادی ]

    تاریخ شروع ایام فاطمیه و تاریخ پایان ایام فاطمیه بدین ترتیب می باشد :

    از 23 بهمن 1395 تا 12 اسفند 1395 مجموعاً 20 روز (به کل این زمان ایام فاطمیه می گویند).

    لازم به ذکر است ایام فاطمیه امسال به طور کامل، در سال 1395 بوده و هیچ روزی از آن در سال 1396 یا نوروز 96 نمی باشد.

    دربارة تاریخ شهادت حضرت زهرا (س) روایات مختلف و متضاد است. از چهل روز تا شش ماه بعد از رحلت پیامبر (ص).
    میان علمای شیعه، دو تاریخ مشهور و مقبول است:یکی هفتاد و پنج روز بعد از رحلت پیامبر (ص) و دیگری نود و پنج روز.
    با توجه به رحلت پیامبر اسلام (ص) در بیست و هشتم صفر، بنا به روایت هفتاد و پنج روز، در مورخة سیزدهم تا پانزدهم جمادی الأوّل ، شهادت حضرت زهرا(س) است و این ایام را فاطمیة اوّل می خوانند.
    اما بنا به روایت نود و پنج روز، شهادت حضرت(س) در سوم تا پنجم جمادی الثانی است و این ایام را فاطمیة دوم می خوانند.


    ایام فاطمیه جمعا 6 روز می باشد، 3 روز در ماه جمادی الاول و 3 روز در ماه جمادی الثانی. بنابراین فاطمیه اول از 13 تا 15جمادی الاول است و فاطمیه دوم از سوم تا پنجم جمادی الثانی می باشد. ظاهراً علت اینکه سه روز در هر ماه بعنوان روز شهادت آن حضرت(س) معرفی شده است به این دلیل است که این احتمال وجود دارد که ماههای قمری از رحلت پیامبر(ص) تا شهادت حضرت زهرا(س)،29روز بوده باشند،حال آنکه درصورت کامل بودن ماههای قبل،روز شهادت 13جمادی الاول و یا سوم جمادی الثانی خواهد بود. چرا که طبق تقویم، حداکثر سه ماه قمری 29 روزه و حداکثر 4 ماه قمری 30 روزه می توانند پشت سر هم قرار گیرند.
    ولی در عرف به دهه دوم جمادی الاول از دهم تا بیستم جمادی الاول که بنابر قول 75روز، شهادت آن بانوی بزرگوار در آن واقع شده است دهه فاطمیه اول و به دهه اول جمادی الثانی از اول تا دهم جمادی الثانی، که طبق قول 95روز،شهادت حضرت زهرا(س) در آن واقع شده است،دهه فاطمیه دوم گفته می شود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: فاطمیه  لینک ثابت

     [ 10:16:00 ق.ظ ]  




     
    شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)