اسفند 1396
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29      


اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم ضمن عرض سلام وخوش امد گویی خدمت سروران گرامی هدفم از وبلاگ نویسی فقط رضای خداوند است شاید بتوانم در این راستا عماری برای سید علی زمان باشم از نظرات وپیشنهادات وانتقادات شما گرامیان به گرمی استقبال میکنم ومتشکرم یاعلی(عمار)


 موضوعات 

  • همه
  • سبک زندگی اسلامی
  • طوفان جاهلیت
  • یاد شهدا
  • بیانات حکیمانه حضرت اقا
  • تزکیه نفس
  • جنگ نرم
  • معارف اهل بیت
  • مناسبتهای ملی
  • تزکیه نفس
  • اسلام ستیزی
  • موضوعات اخلاقی
  • احکام
  • تربیت فرزند(تاثیرپاداشهای اجتماعی دررفتار فرزند
  • باشهدا(اخلاص شهیدبروجردی)
  • انتخابات
  • پزشکی درمانی
  • دستاوردهای انقلاب اسلامی ایران
  • 8سال دفاع مقدس
  • حقوق بشرامریکایی


  •  نوای وبلاگ رهبرمن 


     روزشمار عیدغدیر 

    روزشمار غدیر روزشمارعیدغدیر

     دعای عظم البلا 

    دعای عظم البلا

     دفاع مقدس 

    جنگ دفاع مقدسجنگ

     روزشمارفاطمیه 

    روزشمار فاطمیهفاطمیه


     روزشمارمحرم 

    روزشمار محرم عاشوراروزشمارمحرم

     مرگ بر امریکا 

    مرگ بر آمریکا

     یادگار انقلاب 

    انقلاب اسلامی

     ذکرایام هفته 

    ذکر روزهای هفته

     انس با قران 

    آیه قرآن تصادفی

     دانشنامه مهدویت 

    مهدویت امام زمان (عج)

     پخش زنده حرمها 

    پخش زنده حرم

     زیارت عاشورا 

    زیارت عاشورا

     دعای سلامتی امام زمان عجل الله تعالی فرجه 

    دعای فرج

     جانم فدای رهبر 

    اللهم صل علی محمد وال محمدوعجل فرجهم ما را به غیر داغ تو گریان نمیکنند جز در هوای روضه بریشان نمیکنن انان که مومنن امتحان شده اند هر چه کنند بشت به ایمان نمیکنند تا برچم حسین رو بام خانه هاست باور کنید حمله به ایران نمیکنند یاد شهیدان یاد ولایت میاورد بیهوده نیست یاد شهیدان نمیکنند پیران مدعی همین انقلاب ما کاری که میکنند جوانان نمیکنند با نهضت حسینی دوران مخالفند حفظ حریم بیر جماران نمیکنند اسلام زنده است ببینید دشمنان دیگر هوای حمله به لبنان نمیکنند این گردباد های به غیرت درامده تسلیم رهبرند که طوفان نمیکنند صد شکرکه دستان ولی برسرماست دستان ابوالفضل علی یاور ماست ما فاتح فتنه های دورانیم چون سید علی خامنه ای رهبر ماست ما از الست طایفه ای سینه خسته ایم ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم امروز اگر سینه و زنجیر میزنیم فردا به عشق فاطمه شمشیر میزنیم ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد از ما بترسید طایفه ای پر اراده ایم ما مثل کوه پشت سید علی ایستاده ایم مردم همیشه نور خدا منجلـی شود / در سینه ای که مملو مهر ولــی شود من افتخار می کــــنم آری خـــدا کــنـد / جـانم فــــدای حضرت سیدعلــــــی شود

     مرگ بر امریکا 

    -->

     نوای وبلاگ 

     
      امام خامنه ای (حفظه الله)22بهمن امسال تماشایی خواهدبود ...

    رهبر انقلاب:۲۲بهمن امسال از آن ۲۲بهمن‌های تماشایی خواهد بود چون مردم با این یاوه‌گویی‌هایی که بعضی دولتمردان آمریکایی کردند احساس می‌کنند که دشمن در حال کمین گرفتن برای تهاجم و دشمنی است

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: دهه فجر, همه باهم می اییم  لینک ثابت

    [جمعه 1396-11-20] [ 10:52:00 ب.ظ ]  



      تا حالا سگ دنبالت کرده؟؟؟؟ ...

    تا حالا سگ دنبالت کرده ؟
    نکرده؟
    خب خداروشکر که تجربشو نداری…
    اما بزار برات بگم…
    وقتی سگ دنبالت میکنه…
    مخصوصا اگه شکاری باشه…
    خیلیا میگن نباید فرار کنی ازش …
    اما نمیشه… یه ترسی ورت میداره ک فقط باید بدویی…
    امـا…
    خدا واست نیاره اگه پات درد کنه…
    یا یه جا گیر کنی…
    یا…
    کربلای چهار بود…
    وقتی منافقین لعنتی عملیاتو لو دادن… مجبور شدیم عقب نشینی کنیم…
    نتونستیم زخمیا رو بیاریم…
    بچه های زخمیه غواص تو نیزارهای ام الرصاص جاموندن…
    چون نه زمان داشتیم و نه شرایط نیزار ها میذاشت برشونگردونیم…
    هنوز خیلی دور نشده بودیم از نیزارا که یهو صدای ناله ی زخمیا بلند و بلند تر شد…
    آخ …
    نمیدونم چنتا بودن…
    سگای شکاری …
    ریخته بودن تو نیزار…
    بعثیا به سگ های شکاریشون یه چیزی تزریق کرده بودن که سگا رو هار کرده بود …
    هنوز صدای ناله های بچه ها تو گوشمه…
    زنده زنده رفیقامو که دیگه پای فرار کردن نداشتن رو…
    داشتن تیکه تیکـ ….
    کاری از دست ما بر نمیومد ..
    شنیدی رفیق؟
    دیگه باید چیکار میکردن واسه ما؟
    تا منه مدعی بچه مذهبی با یه مَن ریش هر کاری دلم بخواد بکنم؟
    یا تویه دختر خانوم …
    بگذریم …
    حرفای تکراریه…
    بزار از کارامون تو فضای مجازی حرفی نزنم…
    اما رفیق !
    اگه دین هم نداریم …
    بیا مرد باشیم…
    انقد راحت پا روی خونشون نزاریم…

    معذرت بابت تلخی روایت.

    علقمه یادمان کربلای چهار

    نام عملیات : والفجر8
    رمز عملیات : یا فاطمه‌الزهرا(س)
    منطقه عملیات : جبهه جنوبی ـ فاو
    زمان عملیات :
    20 /11 /1364 تا 9 /2 /1365
    هدف :
    تصرف فاو و تهدید بصره از جنوب
    نوع عملیات :
    گسترده
    فرماندهی عملیات :
    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
    سازمان عملیات :
    سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
    استعداد نیروهای درگیر خودی
    140 گردان پیاده، 16 گردان توپخانه. شامل لشکرهای 27، 25، 7،31، 5، 8،14، 17،41، 19 و تیپ‌های 32، 33،15، 44 سپاه
    استعداد نیروهای درگیر دشمن
    126 گردان پیاده، 33 گردان زرهی، 23 گردان مکانیزه، 29 گردان کماندو، 20 گردان گارد جمهوری
    نتایج عملیات
     تصرف شهر بندری و مهّم فاو و آزاد‌سازی 600 کیلومترمربع
     انهدام وسیع نیرو و تجهیزات دشمن
     تسلط بر اروندرود
     تأمین شمال خلیج فارس و ایجاد امکان تردد کشتی‌ها به بندر امام خمینی
     تصرف دو پایگاه موشکی ساحل به دریا
     انسداد راه عراق به خلیج‌فارس
     هم‌مرز شدن با کویت
    تلفات دشمن
    90000 کشته یا زخمی و 2365 اسیر
    خسارات دشمن
    انهدام 39 هواپیما، 5 هلی‌کوپتر، 540 تانک و نفربر، 75 قبضه توپ، 5 دستگاه ماشین‌آلات مهندسی و 250 خودرو
    غنائم
    50 دستگاه تانک و نفربر، 140 قبضه توپ، 30 دستگاه ماشین‌آلات مهندسی و 180 دستگاه خودرو

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: هفته دفاع مقدس, 8سال دفاع مقدس, عملیات : والفجر8  لینک ثابت

     [ 10:35:00 ب.ظ ]  



      دهه فجر مبارک باد ...

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: دهه فجر, امام امد  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1396-11-11] [ 09:48:00 ب.ظ ]  



      9 دی وفتنه اکبر ...

     فتنه اکبر

    مردم کشورم، هوشیار باشید… دشمن خوابهای آشفته‌ای برای ایران عزیزمون دیده و در حال تلاش برای روشن کرده آتش یک فتنه بزرگ در کشور است.

     بازی پادوها و مزدوران کثیف اونها رو نخورید… مطالبات اقتصادی و معیشتی، حق به جا و قانونی مردمِ . اما مراقب باشید، اونها در تلاشند که مثل فتنه۸۸ شما رو بازیچه اهداف خبیثانه خودشون قرار بدهند. اون موقع هم با دروغ تقلب شما رو به خیابونها کشیدن و دیدید که چه خسارات بزرگی به این مملکت زده شد.

     اونها به بهانه گرانی و فشار اقتصادی، اصل_انقلاب رو هدف گرفتن، در حالی که کاملا مشخصه که فشارهای اقتصادی عامدانه است. برای اینکه شما رو در مقابل انقلاب و رهبری قرار بدهند.

     خودتون هم خوب می‌دونید که عامل فساد، تورم و فشار اقتصادی، مسئولان_فاسدی هستند که خود من و شما با رأی خودمون، اونها رو به نظام و رهبری تحمیل می‌کنیم. اون روزی که رهبری فریاد می‌زد که به مسئولان انقلابی رأی بدید، اون روزی که راه حل مشکلات رو فقط در توجه به اقتصاد_مقاومتی دونست، اون روزی که نسبت به ورود عناصر نفوذی دشمن در دستگاههای تصمیم گیرنده نظام هشدار داد، برای امروز من و شما بود.

     اما من و شما توجه نکردیم و گول شعارهای بزک شده مثل آزادی و حقوق شهروندی و امثالهم رو خوردیم…
    از_ماست که برماست…

    اما حالا وضع رو از اینی که هست بدتر نکنیم… اگه خدای نکرده امنیت این کشور از بین رفت، اون روز دیگه حتی خواهر و مادر ما هم در خونه‌هامون امنیت نخواهند داشت…

     این جماعت منافق کوردل که سال ۸۸ هم فتنه کردند، نه درد معیشت دارند، نه اقتصاد و نه بیکاری. تمام جلز و ولز اینها برای کثافتکاریهای_جنسی هست. دلشون قنج میزنه برای سواحل لختی قبل از انقلاب… برای کاباره‌ها و عشرتکده‌ها. لیدرهای اینها هم مواجب بگیر اسرائیل و آل سعود هستند. تو کشورتو به چی میخوای بفروشی؟؟ دین و ایمانِ تو حراج دنیای چه کسانی داری می‌کنی؟؟ یه جماعتی که از خوارج بدترند؟؟!!

     پس فریب اونها رو نخوریم و پازل رذیلانه اونها رو کامل نکنیم. به خدا آخرتی هم هست، حساب و کتابی هم هست… انالله و انا الیه راجعون

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 9دی, 9دی وفتنه اکبر  لینک ثابت

    [یکشنبه 1396-10-17] [ 11:03:00 ب.ظ ]  




      12فروردین روزجمهوری اسلامی گرامی باد ...

     

    رفراندم ۱۲فروردین ماه۱۳۵۸ برگی زرین در تاریخ انقلاب اسلامی

    امام بعد از رای مردم در این روز فرمودند:امروز، روز حاکمیت الله بر روی زمین است.

    می توان گفت۲۲بهمن نه به وضع موجود بود ولی ۱۲فروردین آری به آنچه بود که باید جایگزین وضع موجود می شد.

    مهمترین آورده ۱۲فروردین برای نسل امروز انقلاب است نه نسل اول.

    هیچ انقلابی جهت گیری اساسی خود بعد از پیروزی را به رفراندم نمی گذارد اما امام این کار را کرد تا ما امروز به این افتخار کنیم که انقلاب اسلامی مشروعیت خود را عینیت تصاعدی بخشید وحجت را بر همه تمام کرد.زیرا ممکن بود امروز عده ای پیدا شوند و این سئوال را طرح نمایند که:از کجا معلوم بود که مردم در فردای انقلاب اسلامی دنبال نظام دینی بودند؟

    در انقلاب اسلامی نحله های مختلف و مدعی زیاد بودند که وجه مشترکشان با مذهبیون نه به وضع موجود بود اما در فردای انقلاب اسلامی به راه دیگری می اندیشید ند که از سپهر چپ جهانی آن روز الهام می گرفت.

    امام با رفراندوم ۱۲فروردین وزن آنان را هویدا کرد.امام ثابت کرد که آنان فاقد پایگاه اجتماعی هستند و سرجمع همه آنان به دو درصد نمی رسید.

    رفراندم مذکور وزن کشی برای سهم خواهان از سفره انقلاب بود و معلوم شد حجم اجتماعی و اندازه گلیم هر کدام چقدر است.

    برخی اکنون و در این سالها این سئوال را طرح می کنند که :ما اگر نخواهیم راهی که پدرانمان در۱۲فروردین۱۳۵۸انتخاب کردند برویم باید چه کنیم و کی را باید ببینیم؟

    در پاسخ باید گفت هر انتخابات یک رفراندم به نظام نیز هست.مگر می شود کسی نظام را قبول نداشته باشد اما کاندیدای این نظام را بپذیرد.پس هر انتخابات به مثابه رفراندم ۱۲فروردین ۱۳۵۸است و قله آن مشارکت۸۵درصدی ملت در این رفراندوم در خردا ۱۳۸۸بود.

    در خرداد۱۳۸۸ خشم دشمن از انتخاب فلان فرد نبود بلکه از نزدیکی رفراندوم۱۳۸۸به رفراندوم ۱۳۵۸بود.

     

    ما برای انچه ایران گوهری تابان شود
    خون دلها خورده ایم، خون دلها خورده ایم
    ما برای اینکه ایران خانه خوبان شود
    رنج دوران برده ایم
    ما برای بویییدن بوی گل نسترن
    چه سفرها کرده ایم
    ما برای نوشیدن شورابه های کویر
    چه سفرها کرده ایم، چه خطرها کرده ایم
    ما برای خواندن این قصه عشق به خاک
    خون دلها خورده ایم
    ما برای جاودانه ماندن این عشق پاک
    رنج دوران برده ایم

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: مناسبتهای ملی, 12فروردین روزجمهوری اسلامی  لینک ثابت

    [شنبه 1396-01-12] [ 03:34:00 ب.ظ ]  



      5اسفند سالروزگرامیداشت خواجه نصیرالدین طوسی روزمهندس گرامی باد ...

    محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیر الدین طوسی در تاریخ ۱۵ جمادی الاول سال ۵۹۸ هجری قمری در طوس ولادت یافته است. او به تحصیل دانش علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حکمت سرآمد شد علوم دینی و علوم عملی را زیر نظر پدرش و منطق و حکمت را نزد خالویش بابا افضل ایوبی کاشانی آموخت. تحصیلاتش را در نیشابور به اتمام رسانید و در آنجا به عنوان دانشمندی برجسته شهرت یافت. خواجه نصیر الدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر (یازدهم) نام نهاده اند. علامه حلی که یکی از شاگردان خواجه نصیر الدین طوسی می باشد درباره استادش چنین می نویسد: خواجه نصیر الدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت. او اشرف کسانی است که ما آنها را درک کرده ایم. خدا نورانی کند ضریح او را.و از دانشمندان معروف زمان خود گردید. طوسی یکی از سرشناس ترین و با نفوذترین چهره های تاریخ اسلامی است.

    خواجه نصیر الدین از محضر اساتیدی که از محضرشان بهره مند گردیده است عبارتند از:
    1 ـ از محضر دایى بزرگوارش (نور الدیـن على بـن محمد شیعى) .
    2 ـ از محضر ریاضـى دان معروف آن زمان (محمد حاسب) کسب فیض نموده است.
    3ـ آخریـن استادى که خواجه در طوس پیـش او تلمذ نمود (عبدالله بـن حمزه) دایى پدرش بوده است.
    4 _ درس خارج فقه و حدیث و رجال را در محضر امام سراج الدین کسب علم نمود.
    5_ فرید الدیـن داماد نیشابورى دانشمند بزرگ آن عصر بود که خـواجه در حضـور ایـن استـاد اشـارات ابـن سینا را آمـوخت.
    6ـ کتاب قانـون ابـن سینا را از قطب الـدیـن فرا گرفته و در نهایت از محضـر عارف نامـور شیخ عطار نیشابـورى بهره مند گردید.
    7ـ ابـو السادات اسعد بـن عبد القادر.
    8 _ خـواجه نصیر علـم فقه را از محضـر (معین الدیـن سالم) فرا گرفته است.
    9ـ در موصل از محضر (کمال الدیـن موصلى) نجـوم و ریاضـى را آموخت.
    شاگردان
    شاگردان بسیاری از محضر خواجه کسب علم نموده اند که معروف ترین آنان را می توان : علامه حلی و ابـن فـوطـى یکـى از شـاگـردان حنبلى مـذهب را نام برد.

    خصوصیات اخلاقی
    خـواجه را نمى تـوان یک دانشمند محصـور در قلـم و کتاب به شمار آورد او هرگز زندگى خـویـش را در مفاهیـم و واژه ها خلاصه نکرد آنجا که پاى اخلاق و انسانیت به میان مـىآمد، او ارزشهاى الهى و اسلامى را بر همه چیز ترجیح مـى داد خواجه از زندان نفـس و خـود خـواهى رها گشته بـود زندانى که با علـم و دانـش نتـوان از آن بیرون آمد بلکه رهایـى از آن ایمان به خـداوند متعال و تقـوا و عمل صـالح لازم دارد بـا وجـود اینکه بیـش از هفت قـرن از عصـر خواجه مى گذرد ولى هنوز سخـن او، رفتار او و دانش او، زینت بخـش مجـالـس و محـافل اهل علـم و دانـش مـى بـاشـد.
    فعالیت
    چنـدى از فتح بغداد نگذشته بـود، که هلاکـو خـواجه را به ساختـن رصد خانه تشـویق کرد هلاکو کلیه موقوفات را به خـواجه واگذار کرد تـا 110 آنها را به مصـرف رصـد خـانه بـرسـاند. خـواجه به امر هلاکـو، مشاهیر، حکما و منجمان را به مراغه احضار کرد رصـد خانه مراغه در سال 656 هـ. ق، آغاز و در سال 672 هـ. ق، به اتمام رسید در ایـن رصد خانه از ابزار نجـومـى که از قلعه المـوت و بغداد آورده بـودنـد استفـاده گـردیـد خـواجه تـوانست کتابخانه عظیمـى در آنجا تأسیـس کنـد تعداد کتب آن را بالغ بـر چهار صـد هزار جلـد نـوشته انـد.َ‌ زندگی‌ خواجه‌ نصیر
    خواجه‌ در سال‌ 597 هجری‌ و 1201 میلادی‌ در طوس‌ خراسان‌ زاده‌ شد و در 672 هجری‌ و 1274 میلادی‌ در بغدا مرد و در مشهد کاظمین‌ پای‌ قبر امام‌ موسی‌الکاظم(ع) دفن‌ شد، قاضی‌ نورالله‌ شوشتری‌ و برخی‌ دیگر از همان‌ گروه‌ نقل‌ کرده‌اند که: وقتی‌ دید بیماری‌ دیگر علاج‌ ندارد، درباره‌ دفن‌ و کفن‌ خویش‌ با یاران‌ و نزدیکانش‌ مذاکره‌ کرد، گفتند: مناسب‌ آن‌ است‌ که‌ در جوار حضرت‌ علی‌ دفنش‌ کنند. او گفت‌ مرا شرم‌ آید که‌ در جوار این‌ امام‌ بمیرم‌ و از آستان‌ او به‌ جای‌ دیگر برده‌ شوم. پس‌ از مرگ‌ بر وصیت‌ او رفتند و در کاظمین‌ دفنش‌ کردند و در جلوی‌ لوح‌ مزارش‌ این‌ آیه‌ را نقش‌ کردند که: «و کلبهم‌ باسط‌ ذراعیه‌ بالوصید = و سگشان‌ دو دست‌ خویش‌ بر درگاه‌ گشاده‌ است.»
    ‌اصل‌ خواجه‌ از جهرود [= چاه‌ رود] قم‌ بوده‌ و چون‌ نیاکانش‌ به‌ طوس‌ رفته‌ و در آنجا توطن‌ اختیار کرده‌ بودند، خواجه‌ هم‌ آنجا از مادر بزاد و از این‌ رو «طوسی» مشهور گشت.
    ‌پدر خواجه‌ «محمدبن‌ حسن» خود از فقیهان‌ فرقه‌ امامیه‌ و از محدثان‌ معروف‌ طوس‌ بود و همو بود که‌ مبادی‌ صرف‌ و نحو و اشتقاق‌ و اقسام‌ علوم‌ ادبی‌ و قرآن‌ مجید را به‌ پسر هوشمند خویش‌ تعلیم‌ کرد، پس‌ از چندی‌ خواجه‌ پیش‌ خال‌ خویش‌ به‌ اکتساب‌ منطق‌ و مبانی‌ علوم‌ عقلی‌ پرداخت. همچنین‌ گفته‌اند جزء سوم‌ از کتاب‌ الغنیه‌ ابی‌المکارم‌ بن‌ زهرة‌ الحلبی‌ را پیش‌ معین‌الدین‌ سالم‌ بن‌ بدران‌ المازنی‌ المصری‌ خواند و در سال‌ 619 هجری‌ از او اجازه‌ یافت.
    ‌خواجه‌ پس‌ از آنکه‌ در طوس‌ پیش‌ خالوی‌ خویش‌ مقدمات‌ حکمت‌ و حساب‌ و هندسه‌ و جبر را تعلیم‌ گرفت، برای‌ تکمیل‌ معلومات‌ در اوایل‌ جوانی‌ رهسپار نیشابور شد. نیشابور تا روزگار خواجه‌ با وجودی‌ که‌ چندین‌ بار مورد تهاجم‌ و تاخت‌ و تاز قرارگرفته‌ بود به‌ ویژه‌ در حمله‌ غزان‌ خرابی‌ بسیار بدان‌ راه‌ یافته‌ بود، باز هم‌ از مهم‌ترین‌ مراکز علم‌ و حکمت‌ به‌ شمار می‌رفت. خواجه‌ تازه‌ کسب‌ علم‌ و دانش‌ در نیشابور آغاز کرده‌ بود که‌ مغولان‌ بسان‌ بلایی‌ آسمانی‌ سررسیدند و مدتی‌ شهر در محاصره‌ مغولان‌ ماند و اهالی‌ نیشابور مقاومت‌ کردند و در این‌ واقعه‌ داماد چنگیز تغاجار نویان‌ در اثر تیر یکی‌ از محصوران‌ به‌ قتل‌ رسید. سرانجام‌ در دهم‌ صفر 618 هجری‌ مغولان‌ نیشابور را فتح‌ کردند و وارد آن‌ شهر شدند. دختر چنگیز که‌ زن‌ همین‌ تغاجار بود از فرط‌ خشم‌ دستور داد هر کس‌ که‌ در آن‌ شهر بازمانده‌ بکشند و نیز حکم‌ شد آن‌ شهر را چنان‌ ویران‌ کنند که‌ در آنجا بتوان‌ زراعت‌ کرد و حتی‌ سگ‌ و گربه‌ آن‌ شهر را هم‌ زنده‌ نگذارند، مغول‌ چنین‌ کردند و هفت‌ شبانه‌ روز بر نیشابور ویران‌ آب‌ بستند و در سراسر آن‌ جو کاشتند و کار بدانجا رسید که‌ به‌ تعبیر یکی‌ از دانایان‌ «دیواری‌ از آن‌ شهر برپای‌ نماند».
    ‌در ضمن‌ خرابی‌ نیشابور مغولان‌ آبادیهایی‌ را هم‌ که‌ به‌ مناسبت‌ قبر امام‌ علی‌بن‌موسی‌الرضا (درگذشته‌ی‌ 203 ه’ .ق) و هارون‌ الرشید (در گذشته‌ 193 ه’.ق) مورد توجه‌ مسلمانان‌ بود به‌ باد غارت‌ و انهدام‌ دادند.
    ‌در نیشابور خواجه‌ به‌ محضر فریدالدین‌ داماد نیشابوری‌ رسید و کتاب‌ اشارات‌ ابن‌سینا را از او استماع‌ کرد. این‌ فریدالدین‌ شاگرد صدرالدین‌ سرخسی‌ است‌ و او از شاگردان‌ افضل‌ الدین‌ غیلانی‌ و او شاگرد ابوالعباس‌ لوکری‌ صاحب‌ کتاب‌ بیان‌ الحق‌ است‌ و همو بود که‌ علوم‌ حکمی‌ را در خراسان‌ انتشار داد، این‌ لوکری‌ هم‌ از شاگردانِ‌ بهمنیار مرزبان‌ آذربایجانی‌ بوده‌ که‌ از شاگردان‌ برجسته‌ ابن‌سینا بوده‌ است، بدین‌ ترتیب‌ خواجه‌ به‌ پنج‌ واسطه‌ شاگرد ابن‌سینا می‌شود.
    َ‌ خواجه‌ نصیر در دژ اسماعیلیان‌ (زندانی‌ سیاسی)
    چون‌ نیشابور مورد تاخت‌ و تاز و نهب‌ و غارت‌ قرار گرفت، هر کس‌ که‌ می‌توانست‌ به‌ فکر چاره‌ برآمد و از آنجا کوچ‌ کرد و خود و زن‌ و فرزند را از ورطه‌ بلا خلاص‌ کرد. خواجه‌ نیز در این‌ میان‌ حیرت‌زده‌ و سرگردان‌ و مبهوت‌ پی‌مأمنی‌ می‌گشت، قضا را محتشم‌ قهستان‌ ناصرالدین‌ عبدالرحیم‌ بن‌ ابی‌ منصور اسماعیلی‌ او را به‌ قهستان‌ دعوت‌ کرد و در اکرام‌ و احترام‌ او بسیار کوشید. به‌ دستور همین‌ ناصرالدین‌ محتشم‌ قهستان‌ بود که‌ خواجه‌ کتاب‌ الطهاره‌ ابن‌ مسکویه‌ رازی‌ (در گذشته‌ 421 ه’ .ق) را از عربی‌ به‌ فارسی‌ ترجمه‌ کرد و به‌ نام‌ همو «اخلاق‌ ناصری» نامید.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: روز مهندس  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-12-05] [ 02:50:00 ب.ظ ]  



      طلوع فجر مبارک باد(امام خمینی (ره) وحدت کلمه رمز پیروزی است) ...

    شام گاه یازده بهمن، هواپیمای امام خمینی رحمه الله غرش کنان از فرودگاه شارل دوگل فرانسه به آسمان پرواز کرد. امام نماز شب را در طبقه دوم هواپیما به جای آورد و سپس در طبقه پایین هواپیما استراحت کرد. مهماندار هواپیما از مشاهده آرامش امام متعجب شده بود. هنگام طلوع فجر، امام و همراهان نماز صبح را به جماعت به جا آوردند. زمان ورود هواپیما به آسمان ایران، خبرنگاری از امام پرسید: «چه احساسی دارید؟» و امام پاسخ داد: «هیچ.» امام هیچ احساسی نداشت؛ چرا که او فقط بر مبنای تکلیف عمل می کرد. پیروزی و شکست برای او، هر دو زیبا بود. همان طور که شکست، او را ناامید نمی کرد، پیروزی نیز احساسات شخصی اش را برنمی انگیخت.

    امام خمینی رحمه الله در فرودگاه مهرآباد پس از شنیدن پیام ملت، سخنانی ایراد فرمود. ایشان ابتدا از تمام اقشار ملت از پیر و جوان، روحانی و کسبه، قاضی و وکیل، کارمند و کارگر و کشاورز که در راه رسیدن به پیروزی رنج و مصیبت دیدند و ثابت قدم ماندند، صمیمانه تشکر کرد. ایشان در بخشی از سخنان خود، تلاش های محمد رضا را برای بازگشت به ایران و حفظ سلطنت، ناکام خواند و تلاش های آنان را به دست و پا زدن برای حفظ سلطنت تعبیر کرد. امام در این سخنان با بیان رمز پیروزی فرمود: «ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است. وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت های مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی، وحدت روحانی و جناح سیاسی. ما باید همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه، رمز پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم».

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: دهه فجر  لینک ثابت

    [دوشنبه 1395-11-11] [ 08:11:00 ب.ظ ]  



      22 دی؛ سالروز تشکیل شورای انقلاب ...

     

    شورای انقلاب اسلامی نهادی بود که امام خمینی برای مدیریت انقلاب در داخل ایران در دی‌ماه ۱۳۵۷ تشکیل داد و تا پیش از تأسیس مجلس نهاد قانون‌گذار در ایران به شمار می‌آمد. وجود این شورا پیش از پیروزی انقلاب در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و در ماه‌های آغازین پس از پیروزی به جهت مسائل امنیتی فاش نشده و این شورا در ابتدا به صورت محرمانه و غیر علنی فعالیت می‌کرد.

    امام خمینی در ۲۲ دی‌ماه ۱۳۵۷ پیامی بدین شرح صادر کرد: «به موجب حق شرعی و بر اساس رأی اعتماد اکثریت قاطع مردم ایران که نسبت به اینجانب ابراز شده است، در جهت تحقق اهداف اسلامی ملت، شورایی به نام شورای انقلاب اسلامی، مرکب از افراد با صلاحیت و مسلمان و متعهد و مورد وثوق، موقتاً تعیین شده و شروع به کار خواهند کرد… این شورا موظف به انجام امور معین و مشخصی شده است، از آن جمله ماموریت دارد تا شرایط تأسیس دولت انتقالی را مورد بررسی و مطالعه قرار داده و مقدمات اولیه آن را فراهم سازد.» (صحیفه نور، ج ۴، صص ۲۰۷ و ۲۰۸)

    پس از تشکیل شورای انقلاب از سوی امام خمینی، این شورا از اواخر پاییز سال 1357 شروع به فعالیت و تشکیل جلسات نمود. نخستین کار شورا، تماس با افراد مناسب برای تکمیل اعضاء بود، اما پس از آن به‌تدریج وظایف مهم و مشخصی را درنظر گرفت و در مسیر انقلاب به آن پرداخت.

    اعضای شورای انقلاب

    اعضاي اوليه شورای انقلاب، شهيد مطهري، شهيد بهشتي، آيت الله موسوي اردبيلي، شهيد باهنر، آيت الله هاشمي رفسنجاني، آيت الله طالقاني، آيت الله خامنه اي، آيت الله مهدوي کني، احمد صدر حاج سيد جوادي، مهندس بازرگان، دکتر يدالله سحابي، مهندس کتيرايي، سرلشکر ولي ا… قرني و سرتيپ علي اصغر مسعودي بودند که پس از پيروزي انقلاب و تشکيل دولت موقت، دکتر حسن حبيبي، مهندس عزت الله سحابي، دکتر عباس شيباني، ابوالحسن بني صدر، صادق قطب زاده، مهندس ميرحسين موسوي، احمد جلالي و دکتر حبيب الله پيمان از اعضاي بعدي شوراي انقلاب بودند.

    مهمترين فعاليتهاي شورای انقلاب

    از مهمترين فعاليتهاي شورای انقلاب، پيشنهاد مهندس بازرگان بعنوان نخست وزير دولت موقت، تصويب اساسنامه سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، ملي شدن بانک ها، سامان بخشيدن به دادگاه هاي انقلاب، برگزاري همه پرسي درباره نظام جمهوري اسلامي، بررسي پيش نويس قانون اساسي، تصويب قانون شوراهاي محلي، ملي شدن صنايع بزرگ، تصويب آيين نامه مجلس خبرگان و برگزاري انتخابات رياست جمهوري و مجلس بود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: تشکیل شورای انقلاب  لینک ثابت

    [سه شنبه 1395-10-21] [ 02:09:00 ب.ظ ]  



      روز9دی روز بصیرت مبارک باد ...

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 9دی  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1395-10-09] [ 03:18:00 ب.ظ ]  



      هفته دفاع مقدس گرامی باد ...

     

     

    کجای دنیا چنین رهبری سراغ دارید که مثل جد بزرگوارش پیامبر رحمت ومهربانی حضرت محمد( ص) وامیر المومنین حضرت علی علیه السلام لباس رزم پوشیده ودر راه دین اسلام جنگیده باشه

     

    در 31 شهريور 1359 رژيم بعثي عراق با تصميم و طرح قبلي و با هدف برانداختن نظام نوپاي جمهوري اسلامي جنگي تمام عيار را عليه ايران

    اسلامي آغاز کرد. صدام حسين رييس جمهور عراق با ظاهر شدن در برابر دوربين‌هاي تلويزيون عراق با پاره کردن قرارداد 1975 الجزاير، آغاز

    تجاوز رژيم بعثي به خاک ايران را اعلام کرد . جنگي نابرابر در شرايطي به ايران اسلامي تحميل شد که از جانب استکبار جهاني بويژه آمريکا تحت

    فشار شديدي قرار داشت و در داخل کشور نيز جناح ‌هاي وابسته به غرب و شرق، با ايجاد هياهوي تبليغاتي و ايجاد درگيري‌هاي نظامي در صدد تضعيف

    نظام بودند و نيروهاي نظامي نيز به خاطر تبعات قهري انقلاب، هنوز مراحل بازسازي و ساماندهي را به طور کامل پشت سر ننهاده بودند. آمريکا براي

    به سازش کشاندن جمهوري اسلامي و در نهايت تسليم آن‌ها حمايت پنهان و آشکار خود را در کليه زمينه‌هاي سياسي، نظامي‌، ‌اقتصادي و … از رژيم

    بعثي عراق به اجرا گذاشت. از سوي ديگر نيز ابرقدرت ديگر جهان‌ يعني شوروي که متحد عراق محسوب مي‌شد، خصومتش را با نظام اسلامي که شعار

    نه شرقي و نه غربي را سرلوحه کار خود قرار داده بود و در جريان اشغال افغانستان توسط شوروي، اين تجاوز را محکوم کرده بود، بيش از پيش نمود.

    ارتش عراق که بر اساس محاسبات خود از وضعيت داخلي و خارجي ايران، فتح يک هفته‌اي تهران را در سر مي‌پرورانيد، در روزهاي نخست تجاوز،

    بدون مانعي جدي در مرزها تا دروازه‌هاي اهواز و خرمشهر پيش تاخت. تحت چنين شرايطي امام خمینی (ره)‌ به خروش آمد و نداي ملکوتيش دل‌هاي

    شيفتگان انقلاب و نظام را متوجه دفاع از کيان جمهوري اسلامي نمود؛ بطوريکه، نيروهاي مردمي بدون امکانات و تجهيزات و حتي آموزش‌هاي نظامي

    به مقاومت پرداختند. عليرغم کارشکني‌هاي رييس جمهور وقت بني‌صدر، دفاع مقدس مردم مسلمان و انقلابي ايران شکل گرفت و نيروهاي جوان و

    شهادت طلب به جبهه‌ها شتافتند. پس از شکل‌گيري اتحاد و انسجام در ميان نيروهاي انقلابي و طرد نيروهاي وابسته، حماسه‌اي مقدس شکل گرفت که در

    تاريخ ايران اسلامي بي‌سابقه بود. حماسه دفاع مقدسی که برکات و دستاوردهاي بي‌نهايتي را براي ملت ايران به ارمغان آورد. جهاد و شهادت مردمان با

    ايمان و مخلص اين سرزمين ، ستون‌هاي نظام اسلامي را تا مدت‌ها مستحکم نمود. به مناسبت بزرگ‌داشت اين همه مجاهدت و ايثار هرسال 31 شهريور

    تا ششم مهرماه به عنوان هفته دفاع مقدس نامگذاري شده است.

     

     

     

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: هفته دفاع مقدس  لینک ثابت

    [دوشنبه 1394-06-30] [ 08:59:00 ب.ظ ]  



      روز حجاب مبارک باد ...

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: عیدغدیر, 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

    [یکشنبه 1394-04-21] [ 05:10:00 ب.ظ ]  



      علت نامگذاری 21 تیر ماه به عنوان روز حجاب و عفاف ...


    شورای فرهنگ عمومی کشور سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب را به عنوان روز عفاف و حجاب نام گذاری کرده است.
    زیرپا نهادن رسوم مذهبی
    وقتی رضاخان به قدرت رسید، درصدد فریب مردم برآمد. او با پای پیاده همراه دسته جات عزاداری حرکت می کرد و در مجالس عزاداری و تکیه ها حاضر می شد و خود را مقیّد به اصول مذهب نشان می داد. اما بعد از پا گرفتن قدرتش، همه تلاش خود را در راه زیر پا نهادن رسوم مذهبی به کار بست. او در راه رسیدن به اهداف شوم و پلید خود، حتی حرم مطهر امام رضا علیه السلام را به خاک و خون کشید و واقعه مسجد گوهرشاد، نمونه بارز و علنی دشمنی او با اسلام بود.
    تغییر لباس دستور استعمارگران
    رضاخان به دستور استعمارگران غربی و به کمک جریان وابسته روشن فکر، تمام توان خود را در تغییر لباس ملی به کار گرفت و به عنوان لباس متحدالشکل، مردم را مجبور به تغییر لباس و کلاه نمود و از تمامی قدرت و ابزاری که در دست داشت،برای این مقصد استفاده کرد. او لباس روحانیت را ممنوع و منوط به اخذ اجازه نمود. سفر رضاخان به ترکیه، یکی از توطئه های روشن فکران وابسته بود تا رضاخان تحت تأثیر قرار گیرد و در تغییر ماهیت ملی و اسلامی ایران تلاش نماید.
    پیش بینی مخالفت روحانیون
    در زمان رضاخان، پیش از آن که طرح تغییر لباس و بر سر گذاشتن کلاه شاپو به مرحله اجرا درآید، برای جلوگیری از مخالفت روحانیان، نخست دولت اعلام کرد به این دلیل که اشخاص غیر روحانی یا روحانی نمایان، نتوانند از پوشیدن لباس و عمامه سوء استفاده کنند، باید اشخاصی که به این لباس ملبّس هستند، از دو نفر از مراجع گواهی بگیرند که آیا برای پوشیدن لباس روحانیت صلاحیت دارند، یا خیر و مجتهدان نیز شهادت نامه بدهند. سپس روحانیان گواهی را به وزارت معارف ببرند و اجازه پوشیدن لباس دریافت کنند. دولت بدین ترتیب، در مورد کسانی که معمّم بودند، سخت گیری هایی نمود. پس از آن، افراد معمّم، یا در معابر رفت وآمد نمی کردند و در خانه می ماندند، و یا اگر در معابر رفت و آمد می کردند، گرفتار پلیس می شدند.
    تأثیر اقتصادی تغییر لباس
    تأثیر اقتصادی تغییر لباس و کشف حجاب، این بود که زمینه استفاده از لباس ها، لوازم آرایش و سایر فراورده های ظاهر فریب سرمایه داری فراهم گردید؛ زیرا تا وقتی که مرد و زن ایرانی لباس سنتی خود را می پوشیدند، طبعا مناسب با آن زیور آلات مصرف می کردند و بیش تر لباس ها و زیور آلات نیز در داخل کشور تولید می شد و محتاج محصولات غربی نبودند. این موضوع، برای سرمایه داری غرب غیرقابل تحمل بود. از این رو، با تغییر لباس مردان و زنان به سبک اروپایی، ایرانیان مجبور شدند تولیدات آن ها را وارد کشور کرده، سپس تهیه و مصرف کنند. بدین ترتیب، کم کم صنایع داخلی از قبیل کارگاه های نسّاجی پارچه و شال و نمدمالی و عبابافی و..، چون نمی توانستند با مدهای رنگارنگ پاریس و لندن و نیویورک مقابله و رقابت کنند، از بین رفتند و سرمایه های داخلی، به جای تولید، مجبور به واردات شده و سرمایه داران استعماری هم درآمدهای سرشاری را به جیب زدند.
    باید صورتا و سنتا غربی شویم
    رضا شاه بعد از مسافرت ترکیه، در اغلب اوقات، ضمن صحبت از پیشرفت سریع کشور ترکیه، از تغییر لباس مردان و رفع حجاب خانم ها سخن می گفت و این مسأله را تشویق می کرد. او یک روز اوایل خرداد 1314، هیأت دولت را احضار کرد و گفت: «ما باید صورتا و سنتا غربی شویم و باید در قدم اول، کلاه ها تبدیل به شاپو شود. پس فردا که افتتاح مجلس دوره دوازدهم است، همه باید با شاپو حاضر شوند و در مجالس باید کلاه را به عادت غربی ها از سر بردارند و نیز باید شروع به رفع حجاب زن ها نمود. شما وزرا و معاونان باید پیشقدم شوید».
    جنبش شیراز، مقدمه قیام مشهد
    چند ماه قبل از قیام مردم مشهد، یعنی در یکی از شب های جمعه ماه ذی الحجه سال 1353ق، وزیر معارف مسافرتی به شیراز می کند و به مناسبتی، مجلس جشنی با حضور قشرهای مختلف مردم برپا می شود. پس از ایراد سخنرانی ها و نمایش، در خاتمه، عده ای از دوشیزگان بر روی صحنه نمایان می شوند و ناگهان نقاب از چهره برمی گیرند و ارکستر آهنگ رقص می نوازد و دختران به پای کوبی می پردازند. در این هنگام، عده ای به عنوان اعتراض از آن جا خارج می شوند. روز بعد، این خبر مانند بمبی صدا می کند و عده ای از مردم در مسجد وکیل اجتماع می نمایند. سید حسام الدین فالی که از عالمان و روحانیان با نفوذ شیراز بود، به منبر می رود و این گونه اعمال را تقبیح و محکوم می کند. خبر جنبش شیراز و تعطیل بازار به تهران می رسد، به ناچار دستور گرفتاری سید حسام الدین صادر می شود و او را زندانی می کنند.
    تغییر لباس، مقدمه کشف حجاب
    خبر گرفتاری حسام الدین فالی از روحانیان شیراز به حوزه علمیه قم، مشهد و تبریز می رسد. در تبریز دو مرجع بزرگوار، یکی آیت اللّه سید ابوالحسن انگجی و دیگری آیت اللّه آقا میرزا صادق، درباره تغییر لباس و کلاه شاپو اعتراض می کنند. از تهران دستور تعقیب داده می شود که آن دو نفر توقیف و به سمنان تبعید می گردند. در مشهد هم که دستور تغییر لباس، به همراه خبر جشن شیراز و گرفتاری فالی و تبعید دو نفر از عالمان تبریز، غوغایی برپا می کند و مراجع روحانی را سخت ناراحت نموده، جلساتی برای بحث و گفت وگو درباره این مسایل تشکیل می گردد. در این جلسات، مسأله تغییر لباس مطرح می شود و علما اظهار عقیده می کنند که دنباله تغییر لباس، به برداشتن حجاب منتهی خواهد شد و باید با شدت از آن جلوگیری نمود.
    تغییر لباس پیامد تغییر فرهنگ
    تغییر لباس، همواره پیامد تغییر یک فرهنگ است و انسان تا با فرهنگ خود وداع نکند، نمی تواند با لباس خود وداع کند و تا فرهنگ یک قوم را نپذیرد لباس آنان را به تن نمی کند.
    درست به همین دلیل است که در احادیث ما آمده است که هر که خود را به گروهی شبیه سازد، هم از آن گروه به شمار می آید». لباس هر انسان، پرچم کشور وجود اوست؛ پرچمی است که او بر سر در خانه وجود خود نصب کرده و با آن اعلام می کند که از کدام فرهنگ پیروی می کند. هم چنان که هر ملتی با وفاداری و احترام به پرچم خود، اعتقاد خود را به هویت ملی و سیاسی خود ابراز می کند، هر انسان نیز مادام که به یک سلسله ارزش ها و بینش ها معتقد و دل بسته باشد، لباس متناسب با آن ارزش ها و بینش ها را از تن به در نخواهد کرد.
    گرد همایی مردم در مسجد گوهرشاد
    مسجد گوهرشاد، محل اجتماع و سخنرانی بر ضد لباس بیگانه و اسلام زدایی شده بود. با بازداشت برخی از عالمان مبارز، اجتماعات وسیع تر گردیده و لحن سخنرانان آتشین تر و شعار مردم تندتر شده بود. از مرکز به شهربانی مشهد دستور داده شد که واعظان معروف شهر را دستگیر کنند. اما گردهمایی فزاینده مردم در مسجد گوهرشاد برای شنیدن سخنان واعظان و روحانیان، بیش تر شد. علما و مجتهدان در منزل یکی از مراجع اجتماع کرده و تصمیم گرفتند که تلگرافی به شاه مخابره و او را از اقدامات ضد دینی اش منصرف سازند. این تلگراف به امضای هشت تن از علمای متعهد ارسال گردید. سپس خطبای معروف و مشهور چون شیخ مهدی واعظ خراسانی، شیخ عباس علی محقق و شیخ بهلول در مسجد گوهرشاد به منبر رفتند و مردم را بیش از پیش آگاه ساختند.
    حمله به مسجد گوهرشاد
    صبح جمعه 20 تیر سال 1314، قزّاقان رضاخان برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و بی محابا به روی مردم تیراندازی کردند و در این ماجرا، حدود یک صد نفر کشته و زخمی شدند. اما مردم متفرق نگشتند و مقاومت کردند. پس از این هجوم، مردم از اطراف با ابزاری از قبیل داس، بیل و چوب و… به طرف مسجد سرازیر شدند. مسجد گوهرشاد لبریز از جمعیت گردید. روحانیان به ترتیب بر بالای منبر حضرت صاحب الزمان(عج) قرار گرفتند و به سخنرانی پرداختند. روز شنبه 21 تیرماه در مسجد؛ شعارهای ضد سلطنت و ضد حجاب زدایی داده می شد و مسجد یک پارچه سرود مقاومت سر داده بود. وحشت مقامات دولتی را فرا گرفت. سرانجام رضاشاه دستور داد که همه را دستگیر و مجازات نمایند. سران شهربانی و آگاهی، نیروهای خویش را هماهنگ کرده، قرار گذاشتند پس از نیمه شب، تهاجم خود را آغاز نمایند. قزّاقان نیز از قبل در نقاط حسّاس شهر و اطراف مسجد گوهرشاد مستقر شدند و مسلسل های سنگین را بر بام های مشرف به مسجد کار گذاشتند.
    حیله اسدی، نائب التولیه آستان قدس رضوی
    قزّاقان و نیروهای شهربانی و آگاهی که در اطراف مسجد و نقاط حساس شهر مشهد مستقر شده بودند، شایع کردند که برای حفاظت از بانک ها آمده اند. اسدی، نایب التولیه رضاشاه، از نقشه کشتار مطلع شد و چون می دانست که مجتهدان هم در مسجد هستند، درصدد برآمد که آن ها را از آن جا خارج کند. از این رو، به دروغ پیغام فرستاد که تلگراف شما را اعلی حضرت همایونی پاسخ گفته، تشریف بیاورید برای مذاکره و با این حیله مجتهدان را از کشیک خانه به مسجد دارالتولیه کشاند. او می دانست اگر مجتهدان و عالمان طراز اول در این حمله و یورش کشته شوند، خراسان یک پارچه آتش خواهد شد و این آتش، گسترش خواهد یافت و دیگر به هیچ روی نمی توان از آن جلوگیری کرد. پس با این حیله علما را از مسجد خارج ساخت.
    فتح مسجد گوهرشاد
    پاسی از نیمه های شب دوازدهم ربیع الثانی گذشته بود که صدای غرش مسلسل های قزّاقان، حرم مطهر امام رضا علیه السلام را به لرزه انداخت و سربازان شاه، به فرماندهی سرلشکر ایرج مطبوعی، برای فتح مسجد گوهرشاد به حرکت درآمد. عده ای از مأموران مخفی رژیم، پیش تر وارد مسجد شده بودند و قرار بود آن ها از داخل وارد عمل شده و راه را برای ورود نیروهای رضاخان به داخل مسجد هموار کنند و چنین شد. دژخیمان اسلحه به دست، پا به درون خانه خدا گذاشتند و همه مسجدیان را از دم تیغ گذراندند.
    توقیف علما و روحانیان
    از روز یکشنبه 22 تیر، دولت به توقیف و بازداشت علما و روحانیان مشهد اقدام نمود وعده ای از علما را توقیف کرد و عده ای از آن ها هم مخفی شدند. از جمله توقیف شدگان، آیت اللّه سید یونس اردبیلی و آقازاده، فرزند آخوند ملامحمد کاظم بودند. بیش از سی نفر از عالمان و واعظان را دستگیر کردند و شهر تقریبا حالت حکومت نظامی به خود گرفته و ورود و خروج اشخاص به شهر، مستلزم داشتن جواز بود. ماموران برای دستگیری شیخ بهلول جایزه تعیین کرده بودند. پس از رفع غائله، اداره شهربانی برای پیدا کردن عاملان واقعه دست به کار شد و عده ای تحت بازجویی قرار گرفتند و در نتیجه، اسدی، نائب التولیه آستان قدس هم که یکی از محرکان معرفی شد، بلافاصله دستگیر شد و تحت محاکمه قرار گرفت و در دادگاه نظامی به اعدام محکوم گردید.
    اهانت به آستان قدس رضوی
    کشتار دسته جمعی مردم مشهد و دستیگری و محاکمه عده ای از علما و محکوم کردن جمعی در دادگاه های نظامی و صدور مجازات های سنگین و حکم اعدام برای عده ای، رفته رفته در کشور موجب گفت وگوها و ابراز نارضایتی هایی گردید و مردم در مورد دیانت رضاخان دچار تردید شدند؛ زیرا مردم آن چه در صحن حضرت رضا دیده بودند، برای یکدیگر بازگو کرده و این همه قساوت و خون ریزی را تقبیح می کردند؛ چرا که نظامیان، حرمت آستان قدس رضوی را رعایت نکرده و در این مکان مقدس، خون هزاران بی گناه را بر زمین ریخته بودند.
    سخن رهبر کبیر انقلاب
    رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی رحمه الله در خصوص تغییر لباس و کلاه چنین بیان داشتند: «… آن هایی که این قدر قوه تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس مانده درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند، با آن ها حرفی نداریم که آن ها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آن ها را اجانب دزدیده اند… . آن روز که کلاه پهلوی سر آن ها گذاشتند، همه می گفتند: مملکت باید شعار ملی داشته باشد، استقلال در پوشش دلیل استقلال مملکت و حافظ آن است. چند روز بعد، کلاه لگنی [شاپو] گذاشتند سر آن ها، یک دفعه حرف ها عوض شد. گفتند: ما با اجانب مراوده داریم. باید همه هم شکل باشیم تا در جهان با عظمت باشیم. مملکتی که با کلاه عظمت برای خود درست می کند یا برایش درست می کنند، هر روزی کلاهش را ربودند، عظمتش را هم می برند».
    قیام مسجد گوهرشاد، نقطه اوج مبارزات
    قیام مسجد گوهرشاد و کشته شدن هزاران نفر از مردم و روحانیت و تبعید و زندانی شدن جمع بسیاری از آن ها، نقطه اوج مبارزه های بر ضد رضاخان بود و از آن واقعه جان گداز تا سقوط پهلوی اول و دوم، این مبارزه هم چنان ادامه داشت تا این که خداوند متعال، پاداش این مبارزات و از جان گذشتگی ها را، پیروزی انقلاب اسلامی، که از بزرگ ترین انقلاب های تاریخ است، قرارداد و این ملت را به نعمت استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی آراسته و مفتخر ساخت و عظمت اسلام را زنده نمود و آن را مقدمه ای برای ظهور و قیام شمشیر انتقام گیری و عدالت فراگیر و نابودی بت های گسترده عالم گیر، حضرت مهدی موعود(عج) قرار داد.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

     [ 05:03:00 ب.ظ ]  



      خواهرانم حجاب تیغ شماست ...


    خواهرانم حجاب تیغ شماست
    تیغ خود را ز کف میندازید
    شرف زن به حفظ عصمت اوست
    خویش را از شرف میندازید

    در خیابان چهره آرایش مکن
    از جوانان سلب آسایش مکن

    زلف خود از روسری بیرون مریز
    در مسیر چشم ها افسون مریز

    یاد کن از آتش روز معاد
    طره گیسو مده در دست باد

    خواهرم دیگر تو کوچک نیستی
    فاش تر گویم عروسک نیستی

    خواهرم ای دختر ایران زمین
    یک نظر اشک شهیدان را ببین

    خواهر من این لباس تنگ چیست
    پوشش چسبان رنگارنگ چیست

    خواهرم این قدر لجبازی نکن
    با اصول شرع لجبازی نکن

    در امور خویش سرگردان مشو
    نوعروس چشم نامردان مشو

    پدرم گفت پدر جان زن اگر زن باشد
    شیر در خانه و در کوچه و برزن باشد

    پدرم گفت که ای دخت نکو بنیادم
    زلف بر باد نده تا ندهی بر بادم

    هدف دشمن سنگ افکن پیشانی ماست
    کسب جمعیتش از زلف پریشانی ماست

    پدرم گفت گل از رنگ و لعابش پیداست
    و زن مومنه از طرز حجابش پیداست

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

     [ 05:00:00 ب.ظ ]  



      پاسخ به شبهه ای در باره حجاب ...

    پاسخ به این شبهه ؟


    چرا وقتی در قرآن کریم می‌فرماید: «برای زنان بهتر است خود را از نامحرمان بپوشانند»، در کشور ما حجاب اجباری است.


    آیه‌ای منطبق با معنایی که در سؤال اشاره شده یافت نشد، اگر منظور آیه‌ی خاصی است باید نشانی آن بیان گردد. اما لازم است به نکات ذیل توجه شود:

    الف – از جمله آیاتی که به صورت مشخص بر حجاب بانوان تأکید دارد، دو آیه‌ی ذیل است:

    «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِأَزواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤمِنينَ يُدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدنى‏ أَن يُعرَفنَ فَلا يُؤذَينَ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً» (الاحزاب - 59)

    ترجمه: اى پيامبر! به همسرانت، و دخترانت و زنان مؤمنين، بگو تا جلباب (حجاب، مقنعه، چادر) خود را پيش بكشند، این به شناخته شدن (به مسلمانی و عفت) و ممانعت از آزار و اذیت نزدیک‌تر است و خداوند همواره آمرزنده و رحیم است.

    «وَ قُل لِلمُؤمِناتِ يَغضُضنَ مِن أَبصارِهِنَّ وَ يَحفَظنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لا يُبدينَ زينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنها وَ ليَضرِبنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ وَ لا يُبدينَ

    زينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَو آبائِهِنَّ أَو آباءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبنائِهِنَّ أَو أَبناءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخوانِهِنَّ أَو بَني‏ إِخوانِهِنَّ أَو بَني‏ أَخَواتِهِنَّ أَو نِسائِهِنَّ أَو ما

    مَلَكَت أَيمانُهُنَّ أَوِ التَّابِعينَ غَيرِ أُولِي الإِربَةِ مِنَ الرِّجالِ أَوِ الطِّفلِ الَّذينَ لَم يَظهَرُوا عَلى‏ عَوراتِ النِّساءِ وَ لا يَضْرِبنَ بِأَرجُلِهِنَّ لِيُعلَمَ ما يُخفينَ

    مِن زينَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَميعاً أَيُّهَا المُؤمِنُونَ لَعَلَّكُم تُفلِحُون‏» (النور – 31)

    ترجمه: و به زنان با ايمان بگو چشم از نگاه به مردان اجنبى فرو بندند و فرج‌هاى خويش را حفظ كنند و زينت‌های خويش را جز آن چه آشكار است آشكار نسازند و بايد كه روپوش‏هايشان را به گريبان‏ها كنند و زينت خويش را نمايان نكنند مگر براى شوهرانشان، يا پدران و يا پدر شوهران يا پسران و يا پسر شوهران و يا برادران و يا خواهرزادگان و يا برادرزادگان و يا زنان و يا آن چه مالك آن شده‏اند يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند و يا كودكانى كه از اسرار زنان خبر ندارند، و مبادا پاى خويش را به زمين بكوبند تا آن چه از زينتشان كه پنهان است ظاهر شود اى گروه مؤمنان همگى به سوى خدا توبه بريد شايد رستگار شويد.

    ب - توضیح: در انسان (اعم از مؤمن یا کفر، عصر جدید یا قدیم، زن یا مرد)، امیال و گرایش‌های فطری متفاوتی وجود دارد که از جمله آنها: «میل به شناخته شدن به خوبی» و نیز «مصون ماندن از هر گونه آسیب، آزار و اذیت» است.

    آدمی از یک سو عاشق کمال است و علت هر حرکتی نیز میل به کمال است. مایل است که دارای کمالات باشد، آن کمالات تجلی کنند و همه متوجه کمالات او شوند از او به نیکی و خوبی یاد کنند و از سوی دیگر به دلیل همین عشق به کمال مایل است تا از هر گونه آسیب، آزار و اذیتی [که تحقق به کمال یا حفظ آن را به خطر می‌اندازد] مصون بماند.

    خداوند کریم در آیه‌ی اول به زنان مؤمن تأکید می‌نماید: اگر چه کمال «زیبایی» در ظاهر خلقت شما نیز تجلی دارد، ولی شأن شما اجل از این است که فقط به چشم و ابرو و سایر جاذبه‌های جنسی شناخته شوید و فقط به دیده‌ی لذت جنسی به شما نگاه شود. لذا اگر این زیبایی‌ها را (جز از محارم) بپوشانید، به تحقق تمایلات فطری شما مبنی بر شناخته شدن به کمالات، نزدیک‌تر است. چون این گونه شما را به کمال ایمان، کمال عقل، کمال عفت و کمال شخصیت خواهند شناخت. اما با به رخ کشیدن زیبایی‌های ظاهری، شما را فقط به عنوان یک وسیله‌ای برای ارضای بهتر غرایض خود می‌شناسند و در این صورت نیز تنها بهره‌ی شما از خلقت، لذت جنسی دیگران خواهد بود.

    فی‌الواقع اگر کمال زن فقط به جمال ظاهری او خلاصه گردد، چه بسا زنان فاسدی که ظاهری زیباتر از زنان عفیفه دارند و خداوند نمی‌پسندد که زنان مؤمنه‌ به مشخصه‌های زنان فاسد شناخته شوند. لذا حجاب است که انسان را به کمال نزدیک می‌گرداند.

    از سوی دیگر بیشترین آزار و اذیتی که متوجه زنان می‌شود، از ناحیه‌ی طمع و حرص شهوانی مردان است و بدیهی است که نمایش جاذبه‌های جنسی، این طمع و حرص را بیشتر تحریک می‌کند، تا آن چه که به زن فقط به عنوان یک طعمه ارزش قایل می‌شوند و برای صید این طعمه (مانند شکار و صید حیوانات)، به هر گونه فریب، اغفال … یا زور متوسل می‌شوند. چنان چه شاهدیم آمار تجاوز در کشورهایی که به اصطلاح آزادی برای زنان را با عریان کردن آنها به نمایش می‌گذارند، به مراتب بیشتر است.

    نتیجه آن که خداوند متعال می‌فرماید: روش اتخاذ حجاب به تحقق هر دو هدف شما [نیل به کمال و مصونیت از گزند] نزدیک‌تر است. « ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ – این به شناخته شدن و اذیت نشدن نزدیک‌تر است».

    در آیه‌ی دوم نیز خداوند متعال ضمن معرفی محارم، پرهیز از نگاه به نامحرم و پوشاندن زینت‌های زنانه را (اگر در چگونگی راه‌رفتن باشد) از مسببات فلاح و رستگاری دنیا و آخرت بر می‌شمرد.

    ج - باید دقت شود که بیان فلسفه‌ها و حکمت‌های یک دستور، سبب نمی‌شود که گمان نماییم، آن دستور فقط جنبه‌ی ارشادی و نصیحتی دارد و انجام دادن یا ندادن آن زیاد فرقی با هم ندارد.

    در ابتدای آیات فوق خداوند کریم به نبی خود که رساننده‌ی اوامر الهی به بندگان است می‌فرماید: «قل»، یعنی بگو. چه چیز را بگو؟ بگو که چنین بکنند یا چنان نکنند. اینها همه دستور است.

    پس اگر فرمود: ای نبی به زنان مؤمن بگو که حجابشان را رعایت کنند، به نامحرم نگاه نکنند یا …، این یک حکم و دستور صریح است که انجام آن واجب است. مثل این فرمود: بگو که اقامه‌ی نماز کنند – بگو که به جهاد بروند – بگو از معاصی پرهیز کرده و تقوا پیشه کنند، که همگی دستور است و بیان برخی از فواید دنیوی و اخروی این دستور باید سبب ارتقای علم و دانش و نیز علاقه و تقید بیشتر به آن گردد، نه این که گمان شود پس یک دستور نبوده، بلکه گفته «بهتر است»!

    د - اما این که چرا در نظام جمهوری اسلامی ایران رعایت حجاب ضروری قلمداد شده است؟ باید دقت فرمایید که مسئله‌ی «حجاب» یک موضوع صرفاً شخصی نیست، بلکه ضمن تأثیر مستقیم بر فرهنگ و تربیت جامعه، در تمامی رفتارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی، رفاهی و … تأثیر گذار می‌باشد و به همین دلیل جهان غرب به شدت با حجاب بانوان مخالفت می‌کند. لذا تا وقتی جمهوری اسلامی ایران با رأی و پشتیبانی اکثریت مردم پا برجاست، رعایت حجاب یکی از مطالبات جدی مردم است که نظام باید در تحقق آن بکوشد.

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

     [ 04:52:00 ب.ظ ]  



      استفتائات و دیدگاه‎های مراجع تقلید درباره‎ی حجاب و لباس ...



    امام خمینی (ره):
    آنها که زن‌ها را می‌خواهند ملعبه‌ی مردان و ملعبه‌ی جوانان فاسد قرار بدهند، جنایتکارند. زنها نباید گول بخورند. زن گمان نکند این مقام زن است که بزک کرده بیرون برود، با سر باز و لخت؛ این مقام زن نیست، زن باید شجاع باشد، زن آدم‌ساز است، زن مربی انسان است.[2]
    حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی:
    «حجاب بانوان در اسلام یکی از اموری است که از وقتی استعمارگران، چشم طمع به کشورهای اسلامی و غصب معادن و منابع طبیعی آنها دوختند، مورد حمله‌ی آنها قرار گرفت؛ زیرا چادر و حجاب زنان مسلمان را یکی از عوامل بزرگ برای بقاء استقلال شخصیت اسلامی کل جامعه‌ی مسلمانان و حفظ هویت اسلامی آن دیدند و آن را مانع سیاسی و اقتصادی و فرهنگی خود شناختند.[3]
    حضرت آیت الله خامنه‎ ای:
    آیا جنایتی از این بزرگ‌تر نسبت به زن هست که زن را با آرایش، مد و جلوه‌گری زیورآلات سرگرم کنند و از او به عنوان یک ابزار و وسیله استفاده کنند؟ امروز سر و سینه را از زیورآلات پر کردن و آرایش و مد و لباس را بت قرار دادن، برای زن انقلابی مسلمان ننگ است، چادر بهترین نوع حجاب و نشانه‌ی ملی ماست.
    آیا حجاب از ضروریات دین است؟ حکم کسانی که به آن بی‌اعتنایی می‌کنند چیست؟
    حضرت آیت الله خامنه‌ای:
    اصل حجاب ضروری دین محسوب است، ولی بعضی فروع آن ممکن است ضروری نباشد و بی‌اعتنایی به اصل حجاب و عدم رعایت آن معصیت و گناه است.
    حضرت آیت الله تبریزی:
    اصل حجاب برای زنان از ضروریات دین است و حکم کسانی که به آن بی‌اعتنایی نمایند، حکم بی‌اعتنایی به سایر تکالیف دینی است.
    حضرت آیت الله صافی:
    اصل وجوب حجاب فی الجمله از ضروریات اسلام است و منکر آن مرتد است، ولی بی‎اعتنایی به آن با عدم انکار وجوب آن باعث فسق است.
    حضرت آیت‌الله سیستانی:
    اصل حجاب از مسلمات شریعت است و در قرآن آمده است، ولی کسانی که توجّه به وضوح آن ندارند، انکار آنها مستلزم انکار نبوت نیست و بی‌اعتنایی عملی گناه است.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    آری حجاب از ضروریات دین است، ولی انکار آن برای کسانی که از ضروری بودن آن آگاهی ندارند، موجب ارتداد نمی‌شود.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    بی‌اعتنایی به حجاب گناه است و داشتن حجاب واجب است.
    پوشیدن جوراب نازک و بدن‌نما برای خانم‌ها در بیرون از منزل و انظار نامحرمان چه صورت دارد؟ و بیرون گذاشتن موهای سر از چادر و مقنعه توسط خانم‌ها در دید نامحرمان چگونه است؟
    حضرت آیت الله خامنه‌ای:
    پوشانیدن بدن از نامحرمان بر زن واجب است و چنین جوراب‌هایی برای حجاب شرعی واجب کفایت نمی‌کند و پوشیدن تمام موی سر در برابر نامحرمان واجب است.
    آرایش زنان در خیابان‌ها و بیرون گذاشتن مقداری از موها و پوشیدن جوراب بدن‌نما و لباس‌های محرک چه صورت دارد؟
    حضرت آیت‌الله خامنه‎ ای:
    بر زن واجب است تمام بدن و موی و زینت خود را از نامحرم بپوشاند.
    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی:
    حرام است.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    حرام است.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    حرام است.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    بدون شک جایز نیست.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    جایز نیست.
    حضرت آیت‌الله سیستانی:
    جایز نیست.
    عدّه‌ای همراه با تبلیغات فرهنگی دشمن، در روزنامه‌ها و سخنرانی‌هایشان می‌گویند: چادر مشکی برای بانوان مکروه است و باید پوشش جدید، مانند مانتو و کت و دامن با رنگ‌های متنوع، جای‌گزین چادر مشکی شود. آیا چنین حرف و اقدامی صحیح است یا نه؟ خواهشمند است نظر شریفتان را مرقوم فرمایید.
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
    این صحبت صحیح نیست، و بهترین حجاب، پوششِ چادر است، و چادر سیاه هم بی‌اشکال است و کراهت ندارد.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    زن باید بدن خود را در غیر وجه و کفین، از نامحرم بپوشاند و نیز باید زینت خود را بپوشاند و لباسی که زینت حساب می‌شود باید آن را هم بپوشاند، و با چادر بهتر می‌تواند بدن و زینت را بپوشاند و چادر سیاه، مثل عبای سیاه کراهت ندارد.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    این اقدام باطل است.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    نظریه‎ی مذکور صحیح نیست و مفاسد بسیار دارد. متأسفانه در این زمان عدّه‌ای اصرار بر آشکار شدن مفاتن زن و خروج او از ستر و عفاف، که حافظ شخصیت و ارزش و متانت اوست دارند و مع‌الاسف می‌خواهند این امر را اسلامی جلوه دهند؛ در حالی که برخلاف اسلام است.
    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی:
    چادر مشکی بهترین نوع حجاب است و پوشیدن لباس‌هایی که جلب توجه کند حرام است.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    با توجه به این‌که در حال حاضر رنگ مشکی برای حفظ پوشش زنان بهتر است، کراهت آن ثابت نیست.
    امروز یک حرکت خزنده‌ای علیه چادر، که یک حجاب ملّی و سنّتی است آغاز گردیده است، خواهشمندیم نظر مبارک را در این مورد مرقوم فرمایید.
    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی:
    سزاوار است خانم‌ها از چادر استفاده کنند؛ چون چادر در کشور اسلامی ایران از مظاهر و شعایر اسلام می‌باشد و با حفظ این شعار سعی کنند بانوان محترم، حرکت مورد سؤال را خنثی کنند.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    چادر بهترین پوشش برای خانم‌هاست، چون تمامی مفاتن بدن را می‌پوشاند. خانم‌های مسلمان باید آداب و سنن اسلامی را در لباس پوشیدن مراعات کنند و از تجدّدگرایی مضرّ پرهیز کنند.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    چادر حجاب پسندیده است.
    حضرت آیت‌الله سیستانی:
    چادر حجاب بهتر است و سزاوار نیست زن‌های مؤمن بدون چادر خارج شوند.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    حجاب یکی از قوانین مسلّم اسلام است و اساس آن پوشاندن بدن و موها غیر از صورت و دست‌ها تا مچ است؛ ولی بی‌شک چادر حجاب برتر است.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    پوشیدن بدن بر زن واجب، و بهترین نوع پوشش واجب، همان چادر مشکی است که زن‌های مؤمنه خود را با آن می‌پوشانند.
    نظر جنابعالی در مورد پوشیدن لباس‌هایی که عکس یا علامت مربوط به کشورهای غربی روی آن نقش بسته است چیست؟
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
    استفاده از این‌گونه لباس‌ها که ترویج فرهنگ غیر مسلمین مهاجم بر مسلمین است، اشکال دارد. [4]
    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی:
    بهتر است از این نوع لباس‌ها استفاده نکنند.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    مسلمین از این‌گونه لباس‌ها استفاده نکنند.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    برای مؤمن سزاوار نیست لباسی بپوشد که او را از زیّ مؤمنین خارج کند.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    هرگاه سبب ترویج فرهنگ بیگانگان گردد اشکال دارد.
    بعضاً مشاهده می‌شود که بعضی از افراد در مجالس عقد و عروسی و عدّه‌ای در انظار عمومی، اقدام به نصب کراوات و پاپیون بر روی پیراهن خود می‌نمایند، حکم شرعی استفاده از لوازم مذکور چیست؟
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
    بستن کراوات و پاپیون چون تقلید و ترویج از فرهنگ مهاجم غیر مسلمین است جایز نیست.[5]
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    کراوات و پاپیون شعار کفار است و مسلمین نباید از آنها استفاده کنند.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    با توجه به این‌که کراوات و پاپیون در محیط ما ترویج فرهنگ بیگانه محسوب می‌شود، استفاده از آن اشکال دارد.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    برای مؤمن سزاوار نیست لباسی بپوشد که او را از زیّ مؤمنین خارج کند.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    خلاف احتیاط است.
    1) برخورد زن همراه با چهره‌ی خندان و متبسّم با مردان نامحرم هنگام خرید از مغازه‌ها و سایر برخوردها چه صورت دارد؟
    2) خندیدن زنان و دختران با صدای بلند در خیابان و یا انجام برخی حرکات دیگر که موجب جلب توجّه نامحرمان می‌شود چگونه است؟
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
    1) صحبت کردن و خندیدن با نامحرم اگر موجب مفسده باشد جایز نیست.
    2) از هر کاری که موجب جلب توجّه نامحرم می‌شود باید پرهیز نمود.
    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی:
    1 و 2) به طور کلی دختران و زنان باید در مقابل مردان نامحرم به نحوی لباس بپوشند و راه بروند و صحبت کنند که موجب توجّه و نگاه سوء و تهییج مردان نشوند و اگر کردند گناه بزرگ است.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    1) هر کاری که معرضیت ریبه و یا فتنه در آن است جایز نیست.
    2) جایز نیست.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    1) اشکال دارد و هنگام ضرورت نباید از مکالمات عادی تجاوز کنند.
    2) بهتر است زنان و دختران مسلمان از این‌گونه کارها بپرهیزند و اگر منشأ فسادی شود جایز نیست.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    1) اگر از روی التفات کاری را که موجب جلب نظر اجانب شود انجام دهند اشکال دارد.
    2) زن عفیف این کار را نمی‌کند، بلکه اگر معرض تهییج شهوت برای یکی از طرفین باشد حرام است.
    حضرت آیت الله لطف الله صافی:
    1) مخالف نص قرآن است ولایخضعن بالقول فیطمع الذی فی قلبه مرض.
    2) جایز نیست.
    برخی در مورد مسائل زنان اظهار نظرهای نامناسبی را ابراز می‌کنند، مانند بحث دوچرخه‌سواری یا ورزش بانوان، یا در مورد حجاب اظهار می‌دارند که به نظر ما کُت و دامن جهت حجاب کفایت می‌کند. نظر حضرتعالی در این زمینه‌ها چیست؟
    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای:
    اظهارنظر در مسائل دینی و احکام شرعی بر کسانی که صاحب نظر نیستند جایز نیست؛ و بر مؤمنین واجب است در تمام احکام دینی به مراجع بزرگوار تقلید و اسلام‌شناسان مورد وثوق و اعتماد مراجعه نمایند.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    ترویج اموری که مبدأ نشر فساد در جامعه یا بی‌عفّتی زنان و دختران شود جایز نیست؛ و پوشیدن لباسی که تمام حجم بدن آنان را نشان دهد که لباس زینت حساب بشود، کفایت نمی‌کند.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    امور مذکوره معرضیّت برای مفسده دارد. بانوان باید جدّاً از آن بپرهیزند.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    هر چه باعث فتنه و فساد باشد اشکال دارد.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    هر چه موجب اشاعه‎ی مفاسد اخلاقی گردد حرام است.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    امور مذکوره معرضیّت برای مفسده دارد. بانوان باید جدّاً از آن بپرهیزند.
    برخی از مادران، فرزندان دختر خود را که به بلوغ شرعی نرسیده‌اند با سر و پای برهنه درخیابان‌ها و مجالس در حضور نامحرمان می‌آورند، مستدعی‌ است وظیفه‌ی والدین را در قبال فرزندان خود بیان بفرمایید و این بی‌اعتنایی چه صورت دارد؟
    حضرت آیت‌الله فاضل لنکرانی:
    بر پدر و مادر است که فرزندان خود را با آداب و رسوم اسلامی و وظایف شرعی آشنا کنند و چنانچه موارد مذکور موجب تهییج و مفسده شود، اگر چه بچه ممیز نباشد، باید آنان را بپوشانند و حفظ کنند تا جامعه آلوده و بی‌بندوبار نشود.
    حضرت آیت‌الله سیستانی:
    بر غیر بالغ، پوشیدن واجب نیست؛ ولی پدر و مادر لازم است که فرزند خود را به رعایت آداب و شئون اسلامی وادار نمایند و در تربیت صحیح شرعی آنان بکوشند.
    حضرت آیت‌الله بهجت:
    تمرین اطفال بر وظایف شرعیه به عهده‌ی والدین است.
    حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی:
    کار صحیحی نیست و والدین موظف‌اند دختر را از کودکی به رعایت حجاب و گریز از نامحرم عادت دهند و اگر در این امر مسامحه کنند و دختر را نسبت به نامحرم بی‌تفاوت نمایند، شریک در معاصی دختر هستند. در حدیث وارد شده است که در مجلسی که حضرت رضا(ع) تشریف داشتند و عدّه‌ای نیز حضور داشتند، دختر بچه‌ای وارد شد؛ حضار در مجلس یکی یکی دختر را مورد نوازش قرار دادند، تا رسید به حضرت رضا(ع) آن حضرت از سن دختر سؤال کردند؛ گفته شد پنج سال دارد؛ حضرت دختر را از خود دور کرد و رفتاری که دیگران کرده بودند ننمودند؛ و اعمال آن بزرگوار باید برای زن مسلمان سرمشق باشد.
    حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی:
    بر پدر و مادر لازم است فرزندان خود را به مسائل اسلامی از زمان طفولیت آشنا کنند.
    حضرت آیت‌الله تبریزی:
    پوشش بر دختران نابالغ واجب نیست؛ لکن وظیفه‌ی والدین است که دخترانشان را به پوشش اسلامی عادت دهند و فرزندانشان را با احکام اسلامی تربیت نمایند.
    در صورتی که زن می‎داند مرد نامحرم به قصد لذت به صورت و دست‎های معمولی زینت نشده‎ی او نگاه می‎کند، در این فرض پوشاندن صورت و دست‎ها لازم است یا نه؟
    حضرت آیت الله خامنه‎ ای:
    در فرض مذکور باید حتی وجه و کفین خود را هم بپوشاند.
    حضرت آیت الله تبریزی:
    بلی در این صورت بنابر احتیاط پوشاندن لازم است.
    حضرت آیت الله صافی گلپایگانی:
    دست و صورت بنابر احتیاط واجب باید پوشیده شود. (جامع‎الاحکام 2/165).
    حضرت آیت الله فاضل لنکرانی:
    بلی پوشاندن آن لازم است
    حضرت آیت الله بهجت:
    پوشاندن دست و صورت مطلقا بنابر احتیاط لازم است.
    پی نوشتها

    [1] . به نقل از «مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید» ج 1و2؛ تهیه و تنظیم، سیدمحسن محمودی.
    [2]. صحیفه‌ی نور، ج 11، ص 254.
    [3]. حضرت آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)،‌ پیام به کنگره سراسری حجاب.
    [4]. مجله‎ ی نصیحت، شماره‎ی 149.
    [5]. مجله‌ی نصیحت، شماره‌ی 1154.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

     [ 04:48:00 ب.ظ ]  



      وصایای شهدا درباره‌ی حجاب ...



    1)« خواهران ما در حالى كه چادر خود را محكم برگرفته ‏اند و خود را هم چون فاطمه و زینب حفظ می ‏كنند… هدف‏دار در جامعه حاضرشده ‏اند.»

    (رییس جمهور شهید محمد على رجایى)

    2)«اى خواهرم: قبل از هر چیز استعمار از سیاهى چادر تو می ‏ترسد تاسرخى خون من.»

    (شهید محمد حسن جعفرزاده)

    3) «مادرم… من با حجاب و عزت نفس و فداكارى شما رشد پیدا كردم.»

    (شهید غلامرضا عسگرى)

    4)«شما خواهرانم و مادرانم: حجاب شما جامعه را از فساد به سوى‏معنویت و صفا مى‏كشاند.»

    (شهید على رضائیان)

    5) «از خواهران گرامى خواهشمندم كه حجاب خود را حفظ كنند، زیرا كه‏حجاب خون‏بهاى شهیدان است.»

    (شهید على روحى نجفى)

    6) «و تو اى خواهر دینى‏ام: چادر سیاهى كه تو را احاطه كرده است ازخون سرخ من كوبنده تر است.»

    (شهید عبدالله محمودى)

    7)«خواهر مسلمان: حجاب شما موجب حفظ نگاه برادران خواهد شد. برادرمسلمان: بى‏اعتنایى شما و حفظ نگاه شما موجب حجاب خواهران خواهدشد.»

    (شهید على اصغر پور فرح آبادى)

    8)«به پهلوى شكسته فاطمه زهرا(س) قسمتان می دهم كه، حجاب را حجاب ‏را، حجاب را، رعایت كنید.».

    (شهید حمید رستمى)

    9) «خواهرم: حجاب تو مشت محكمى بر دهان منافقین و دشمنان اسلام مى زند.»

    (شهید بهرام یادگارى)

    10)«یك دختر نجیب باید باحجاب باشد.»

    (شهید صادق مهدى پور)

    11)«از تمامى خواهرانم مى‏خواهم كه حجاب این لباس رزم را حافظ باشند.»

    (شهید سید محمد تقى میرغفوریان)

    12)«خواهرم: از بى حجابى است اگر عمر گل كم است نهفته باش و همیشه گل باش.»

    (شهید حمید رضا نظام)

    13) «حفظ حجاب هم چون جهاد در راه خداست»

    (شهید محمد كریم غفرانى)

    14) «خواهرم: محجوب باش و باتقوا، كه شمایید كه دشمن را با چادرسیاهتان و تقوایتان مىكشید.»
    «حجاب تو سنگر تو است، تو از داخل حجاب دشمن را مى بینى و دشمن تو را نمى بیند.»

    (سردار شهید رحیم آنجفى)

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

     [ 04:42:00 ب.ظ ]  



      فلسفه حجاب ...

    خداوند حجاب را از جنس محبت آفرید…

    آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه‌ی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد…

    داستان خلقت: “و خداوند انسان را نیمی از جنس مرد و نیمی از جنس زن آفرید و فرمود: فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ …”

    آن هنگام که حضرت حق، روح اشرف مخلوقات را در کالبد این آفریده‌ی شگرف می‌دمید، به هر نیم موهبتهایی بخشید و هر کدام را نسبت به دیگری نیازمند نمود. فرشتگان درگاه الهی مأمور شدند به این‌که خاک خلقت زن را بیشتر غربال کنند تا نرمی وجود او بیشتر شود. اما برای مرد اینچنین نبود، چون مرد باید با زبری روزگار روبرو می‌شد و اندکی ضمختی در وجودش لازم بود.

    باری تعالی زن را ریحانه خلق کرد و مرد را عماد. زن را گلی برای مرد و مرد را ساقه‌ای برای زن آفرید. زن به مرد جلال و شکوه بخشید و مرد به زن راست‌قامتی و ایستادگی؛ و هر دو مایه‌ی آرامش هم شدند. زن رنگ شد و عطر شد تا مرد خواستنی و دیدنی شود و مرد خار شد و ریشه شد تا زن از گزند باد و بید در امان باشد. زن جلوه‌ی احساس شد و مرد نماد اقتدار.

    آنچه که از موهبت حیا و عفت و حجب در کاسه‌ی دل زن ریخته شد بیش از مرد بود. به درون رگ مرد نیز رشک و تعصب و غیرت تزریق شد. محبت، عشق، دلدادگی، وفاداری، زیبادوستی و پاکدامنی نیز بین هر دو نیمه وجود بشر به یکسان تقسیم شد.

    زن در کلاس صبر و ناز و انتظار شاگرد اول شد و مرد در کلاس تمنّا و نیاز و تلاش برای وصال. زن آموخت که چگونه دل برباید و مرد آموخت که چگونه دل به دست آرد. بشر موجود شریفی بود. رشد و تربیت این شرافت به زن سپرده شد و صیانت و حمایت از آن به مرد. انسان معصوم بود. عصمت در درون زن رشد یافت و مرد نگهبان خدا برای حفظ این معصومیت گماشته شد.

    پس از خلق بشر، هر آنچه که رحمان آفرید از جنس محبت بود. از جنس عشق، از جنس زیبایی. آدمی آموخت که نیم خود را با این محبت و مهر می‌تواند به نیم دیگر پیوند زند. بشر فهمید که کمال از جنس مهربانی است و کامل بودن جز با عشق حاصل نمی‌شود.
    اما مرد عصیانگر بود و سرکش. نگاه به هر سو داشت و میل به کشف و ادارک. پس حجاب چشم بر او واجب شد تا نگاهش فقط به سوی محبوب خود باشد. زن نیز چون لطیف بود و زیبا، میل به خودآرایی و نمایانگری داشت. پس حجاب تن بر او واجب شد تا گرفتار تبرج نشود. این شد که خداوند اول بار حجاب چشم را به سوی مرد نازل کرد و سپس حجاب تن را برای زن آفرید.

    حجاب نیز آفرینشی از جنس محبت بود، چون با حجاب تمنای مرد از زن بیش از پیش شد. مرد خواهان آن چیزی بود که سهل‌الوصول نباشد و پوشیدگی زن را دوست می‌داشت. برای مرد آن چیزی ارزشمند بود که با تلاش و کوشش به دست آید.

    با حجاب، متانت زن نیز بیش از پیش شد. چون زن خواهان خواهش مرد بود و حجاب باعث می‌شد که زن خواستگار پیدا کند و خواستنی شود. زن دانست که رمز برتری جسم ظریف او بر درشتی هیبت مرد، نگاه متین است و اخم ابرو و کلام با صلابت. مرد نیز پی برد که راه ورود به قلب صاحب این متانت و سرسنگینی و صلابت، کرنش است و محبت و خواهش.

    زن آموخت که باید به راحتی دست‌یافتنی نباشد، همچون مروارید درون صدف؛ و مرد فهمید که برای وصال به گوهر وجود محبوب، دست‌درازی بی‌فایده است و اجازه و مراعات و طلب لازم است. زن فهمید که سر سرکش مرد را با حجب می‌توان به سوی خود گرداند و مرد فهمید که حجاب نشانه علقه و مهر و وفای زن به اوست. حجاب اینگونه رمز شکل‌گیری محبت بین زن و مرد شد.

    با حجاب، زن فهمید که جایگاه او در نظام هستی، مطلوب و محبوب و معشوق است و مرد فهمید که آفرینش برای او حکم طالب و مایل و عاشق رقم زده است. اینگونه بود که در جنت‌المأوی زن ارزشمند شد و مرد قدردان. اینگونه بود که در بهشت عدن، زن لایق مادر شدن گشت و ام‌البشر نام‌گرفت و مرد سعادت حامی‌بودن، پشتوانه بودن و تکیه‌گاه بودن پیدا کرد تا از مادرانگی‌های زن مراقبت نماید.
    حجاب بود که مرد را از تعهد زن به زندگی آگاه نمود، زن را از وفاداری مرد به عهد خود مطمئن ساخت و پیوند زن و مرد را محکم کرد.

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: عیدغدیر, 21تیر روزحجاب  لینک ثابت

     [ 04:38:00 ب.ظ ]  



      وعده دیدار ما جمعه در راهپیمایی روزقدس........... ...

     

     

    قدس، قبله نخستین و حرم دوم مسلمانان جهان، سرزمین اصلی و وطن میلیون‌ها آواره مسلمان فلسطینی است که استکبار جهانی توسط صهیونیسم جنایتکار، از سال 1948 آن سرزمین را از دست ساکنانش خارج ساخت و تحت سلطه نیروهای اشغالگر قدس قرار داد.
    این توطئه از همان اولین سالهای اجرا، با مقاومت مردم مسلمان فلسطین و اعتراض مسلمانان و انسان‌های آزاده و بیدار دل جهان مواجه شد و به شکل مبارزات پیگیر و سیاسی ـ نظامی، چهره خود را نشان داد. ملت مسلمان ایران نیز پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی مسأله آزاد‌سازی فلسطین از چنگال غاصبان قدس را سرلوحه آرمان‌هایش قرار داده و همه ساله روز قدس را به روز فریاد کشیدن بر سر ستمکاران تاریخ تبدیل کرده است.
    پس از پیروزی انقلاب، امام خمینی در اولین فرصت روزی را برای به نمایش گذاردن حساسیت جهانی نسبت به سرنوشت قدس و نجات آن از چنگال صهیونیست‌های جنایتکار، به عنوان «روز قدس» تعیین نمودند و پیامی به همین مناسبت صادر نمودند.
    امام در این پیام که روز 16 مرداد 1358 در سیزدهمین روز از ماه مبارک رمضان سال 1399 هجری قمری خطاب به مسلمانان جهان صادر کردند، چنین فرمودند:
    بسم‌الله الرحمن الرحیم
    من طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم که اکنون، این روزها به حملات وحشیانه خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی پیاپی خانه و کاشانه ایشان را بمباران می‌کند.
    من از عموم مسلمانان جهان و دولت‌های اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن،‌به هم بپیوندند، و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعه ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است و می‌‌تواند تعیین کننده سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم.
    والسلام علیکم و رحمة‌الله برکاته
    روح‌الله الموسوی الخمینی
    و بدین سان پیام امام راحلمان، نور امید به دل مظلومان فلسطینی تاباند و میلیون‌ها انسان آواره و مبارز را برای مقابله عملی با توطئه‌های رژیم اشغالگر قدس و آمریکای جهانخوار مصمم‌تر و استوارتر کرد. پیام امام خمینی ـ رضوان‌الله تعالی علیه ـ نقطه عطفی در مبارزات ملت فلسطین شد و به تاریخچه طولانی این مبارزه، اصالت بخشید.
    فراموش نکنیم، قدس سرزمینی است که برای پیروان همه ادیان الهی، مقدس است. قدس میعادگاه عروج پیامبر اکرم (ص) و اولین قبله مسلمانان جهان است. صهیونیستها نیز چنانکه رهبرانشان به دفعات اعتراف کرده‌اند، کسانی نیستند که به اشغال خاک فلسطین و قدس شریف اکتفا نمایند و اگر در مسیر توسعه طلبی خویش با مقاومت ملت فلسطین و واکنش افکار عمومی ملتهای مسلمان مواجه نباشند، آرزویشان تحقق رؤیای دستیابی به اراضی حدفاصل نیل تا فرات است. آنها هنوز از این عقیده دست نکشیده‌اند. ولی اگر 2 قرن پس از طرح این رؤیا توسط بنیانگذاران صهیونیسم، هنوز صهیونیستها حتی در درون مرزهای فلسطین به ثبات و آرامش نرسیده‌اند، برای این شکست هیچ دلیلی جز مقاومت دامنه‌دار و مستمر ملت ستمکشیده فلسطین نمی‌توان اقامه کرد. ملتی که همواره به حمایت هم کیشان خود در سراسر جهان اسلام نیاز دارد. روز قدس از جمله مظاهر حمایت جهانی از مردم رنج کشیده فلسطین است.
    در اینجا توجه خوانندگان گرامی را به فرازهای دیگری از سخنان امام در مورد اهمیت روز جهانی قدس جلب می‌کنیم:
    روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرتها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، روزی است که بایدما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند.
    روز قدس، روزی است که باید به این روشنفکرانی که در زیر پرده با امریکا و عمال امریکا روابط دارند هشدارداد. هشدار به این که اگر از فضولی دست برندارید، سرکوب خواهید شد!….
    روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار داد که باید دست خود را از روی مستضعفین بردارید و سر جای خود بنشینید….
    روز قدس روز اسلام است. روز قدس روزی است که اسلام را باید احیا کرد و احیا بکنیم، و قوانین اسلام در ممالک اسلامی اجرا بشود. روز قدس روزی است که باید به همه‌ی ابرقدرتها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره‌ی شما،‌ به واسطه‌ی عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز حیات اسلام است.
    «روز قدس» یک روز جهانی است. روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله‌ی مستضعفین با مستکبرین است. روز مقابله‌ی ملتهایی است که در زیر فشار ظلم امریکا و غیر‌امریکا بودند، در مقابل ابرقدرتهاست. روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند. روزی است که بین منافقین و متعهدین امتیاز خواهد شد. متعهدین این روز را روز قدس می‌دانند، و عمل می‌کنند به آنچه باید بکنند. و منافقین ـ آنهایی که با ابرقدرتها در زیر پرده آشنایی دارند و با اسرائیل دوستی ـ در این روز بی‌تفاوت هستند،‌ یا ملتها را نمی‌‌گذارند که تظاهر کنند. روز قدس روزی است که باید سرنوشت ملتهای مستضعف معلوم شود،‌ باید ملتهای مستضعف اعلام وجود بکنند در مقابل مستکبرین. 4
    مستضعفان جهان باید قدرت اسلامی خود را بیابند و از عربده‌های شرق و غرب و وابستگان و تفاله‌های آنان نهراسند و با اعتماد به خداوند تعالی و اتکال به قدرت اسلام و ایمان بپاخیزند و دست جنایتکاران را از کشورهای خود کوتاه نمایند و آزادی قدس شریف و فلسطین را سرلوحه‌ی برنامه‌ی خود قرار دهند و ننگ سلطه‌ی صهیونیسم، تفاله امریکا را از دامن خود بزدایند و روز قدس را زنده نگه دارند. امید است با زنده نگه‌داشتن این روز، بی‌تفاوتیها زایل شود و غفلتها مرتفع گردد.
    مسلمین، از لبنان و قدس عزیز پشتیبانی نمایند. مسلمانان جهان باید روز قدس را روز همه‌ی مسلمین،‌ بلکه مستضعفین بدانند و از آن نقطه‌ی حساس در مقابل مستکبرین و جهانخواران بایستند،‌ و تا رهایی مظلومان از زیر ستم قدرتمندان از پای ننشینند.
    روز قدس یک روز اسلامی است،‌ و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا.

    پانوشت‌ها:

    1. صحیفه امام، ج9، ص267.
    2. صحیفه امام، ج9، ص278.
    3. صحیفه امام، ج9، ص 277.
    4. صحیفه امام، ج9، ص 276.
    5. صحیفه امام، ج 15، ص61.
    6. صحیفه امام، ج15، ص 62.
    7. صحیفه امام، ج9، ص28.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: عیدغدیر, روزقدس  لینک ثابت

    [پنجشنبه 1394-04-18] [ 12:26:00 ق.ظ ]  



      در سی ام خرداد سال 1360 چه اتفاقی افتاد؟ ...




     سی ام خرداد ماه سال شصت یکی از مهمترین وقایع تاریخ انقلاب را در خود دارد . روزی که در آن گروهک منافقین که خود را مجاهدین خلق می نامید در دفاع از شخص رئیس جمهور ، بنی صدر که امام خمینی (ره) با عزل او از فرماندهی کل قوا ، عملا راه را برای رأی مجلس به عدم کفایت سیاسی او فراهم کرده بود و نیروهای ولایتمدار با تیزبینی و فهم این موضوع در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و رأی به عدم کفایت سیاسی او را مطالبه میکردند .

    گروهک مجاهدین خلق که از سالها قبل از پیروزی انقلاب اسلامی مبارزات سیاسی و مسلحانه خود را علیه رژیم پهلوی آغاز کرده و چندین بار تلاش نموده بود تا خود را به امام ره نزدیک نماید که البته با دید وبصیرت الهی امام مواجه شده و امام قرار ملاقاتی با سران آن را نپذیرفته بودند، پس از انقلاب سعی کردند که خود را بعنوان یکی از سهام داران انقلاب معرفی نمایند و این شاید یکی از اصلی ترین خطاهای این گروه بود ، چرا که در انقلابی که رهبر آن شخصیتی خود ساخته و الهی مانند امام خمینی ره است و او خود را با افتخار خادم مردم میداند ، در این چنین انقلابی ژست ولی نعمتی گرفتن و گروه و حزب خود را طلبکار دانستن به خودی خود نوعی استباه استراتژیک محسوب میشود. اما مناسب است به گروهک منافقین از حیث علل انحراف آنهم تا حد خروج بر نظام و انجام قیام مسلحانه علیه حکومتی که در ابتدا جزئی از آن محسوب میشدند ، بپردازیم ، تا شاید عبرتی باشد برای همه ی کسانی که خواسته یا نخواسته برخی از این موضوعات در وضعیت فردی، حزبی یا گروهی آنان نیز ممکن است وجود داشته باشد .

    - شاید بتوان اولین و اصلی ترین علت این انحراف را در مبانی اعتقادی گروهک منافقین دانست که گرچه ممکن است همه ی بدنه و اعضا در ابتدا از آن با خبر نبودند لیکن سیاستکذاری ها و تصمیمات اصلی در شورای فرماندهی و در فرماندهان این گروهک بر اساس آن مبانی انجام میگرفت ، انقلابیون حقیقی و شاگردان امام خمینی ره که در زندانهای مخوف ساواک بعضا با سران این گروهک هم سلولی میشدند ، تقریبا همگی اذعان دارند که مسئولین ارشد سازمان معتقد به اصول کمونیسم و مارکسیسم بوده اند و طبعا معنای اولیه این اعتقاد یعنی بی اعتقادی و رد ولایت خداوند سبحان ، زیرا مارکسیسم و لیبرالیسم هر دو در نفی ولایت الهی و رد بندگی خداوند مشترک هستند و در مدت زمانی که این اندیشه توانست در مجموعه ای از کشورها به نام اتحاد جماهیر شوروی حکومت کند ، آنچه دیده شد ، مقابله و حذف همه ی نشانه های خداپرستی بوده است .

    - از دیگر ویژگی های گروهک منافقین متصل نبودن به جریانی زلال که به واقع مبارزه با شاه را برای نجات مردم بداند. به این معنا که اگر گروهک منافقین در قبل از انقلاب دست به مبارزات سیاسی و حتی مسلحانه میزد و بدنبال سرنگونی شاه بود ، معنای رفتار آنان این نیست که قصد حاکمیت معقول مردم و سرنگونی دیکتاتوری و استبداد را دارند بلکه ، این گروهک به دنبال استقرار جکومت کمونیستی شوروی در ایران در مقابل حضور آمریکا و انگلستان بود ، این موضوع از تشکیل شاخه ای مستقل در ساواک برای مبارزه با این گروهک در دل اداره ضد شوروی می باشد . البته میدانیم که اندیشه ی مارکسیستی بر این نظر است که باید در همه جهان دیکتاتوری طبقه کارگر که نمادش را داس برای کشاورزی و چکش برای کارگران صنعتی قرار دادند ، بنابراین گروهک منافقین مخالف با دیکتاتوری لیبرالی و موافق دیکتاتوری مارکسیستی است .

    - حذف نقش مردم و سایر جریانات به ویژه جریان دین گرایی که اصیل ترین و مقبول ترین جریان در مبارزه با طاغوت بوده و حتی رفراندم مهم اول انقلاب و رای بیش از نود و هشت درصدی مردم نیز آن را تایید کرده است از دیگر خطاها و اشکالات رفتاری این گروه بوده است . با ریاست جمهوری بنی صدر و قرابت نظری و عملی او به گروهک منافقین ، این جریان را امیدوار کرد که شاید بتواند مسیر انقلاب را به سمت دلخواه خود تغییر دهد ، نزدیک شدن مسعود رجوی و قرار گرفتن او در جایگاه مشاور رئیس جمهوری که رفتارهای او کاملا بر ضد جریان دینی نظام بود این گروهک را به اتفاق رسیدن به خواستگاه مارکسیستی خود امیدوار تر کرد. بنی صدر با مقابله و تحقیر فرزندان انقلابی ایران ، از شهید رجایی که در آن زمان نخست وزیر او بود تا توهین به شهید بهشتی و دیگران نشان میداد که قائل به جمهوری اسلامی نیست واین البته شرایط خوبی را برای این گروهک تداعی میکرد.

    - مبارزه با دین به نام دین ، یکی از مهمترین استراتژی هایی بود که مسعود رجوی برای بقا و یارگیری از درون کشور انجام داد، تا آنجا که (البته پس از خروج از نظام و ایران ) خود را ولی فقیه نامید. این اقدام گر چه در ابتدا میتواند فریب خوبی باشد اما پس از مدتی دچار دو اشکال عمده میگردد ، اول اینکه این جریان مجبور است در زمانها و مکانهایی که مربوط به دین است اقداماتی انجام دهد که کاملا ضد دینی است مانند بمب گذاری در حرم امام رضا سال 1373 برای ایجاد رعب و و حشت سراسری به جهت حضور زائران امام رضا ع از سراسر کشور ، که این نشاندهنده ی پایبند نبودن سازمان به دین است و اشکال دوم این است که به جهت قائل نبودن واقعی سران جریان به دین رفتارهای مغایر و ضد دینی انتفاق میافتد که افراد آگاه شده و آنان را از غیر دینی بودن و فریبکاری به نام دین آگاه میکند . رفتارهایی مانند موضوعات جنسی و ضد اخلاقی مسعود و مریم رجوی که توسط زنانی که موفق به فرار از اردوگاههای منافقین شدند گزارش شده است .

    - و بالاخره اصرار و تاکید بر اشتباهات و تکیه کردن واعتماد نمودن به دشمنان نظام به جای بازگشت در دامن نظام و مردم را میتوان در رفتار جریان منافقین مشاهده کرد. همکاری های صمیمانه با صدام در طول دوران دفاع مقدس ، انجام ترورها و عملا یک جنگ نیابتی و به شهادت رساندن حدود هفده هزار نفر از مردم عادی و افراد دللسوز نظام در ایران ، نشان از ارجح بودن و اهمیت داشتن افکار و اندیشه های گروهی و حزبی بر همه چیز حتی ملی گرایی دارد و این را میتوان عامل جدا شدن هر گروه ، حزب یا مجموعه ای از مردم دانست .

    شاید بتوان به دلایل فوق دلایل دیگری نیز افزود ، اما بنظر میرسد همین دلایل نیز دارای نکات مهمی برای اصحاب سیاست و مسئولان گروههای مختلف حزبی و سیاسی باشد . البته باید متذکر شد که گروهک منافقین در هیچ دوره ای ، حتی در دوران سخت ترورها و بمب گذاریها به معضل جدی برای انقلاب اسلامی تبدیل نشده و اکنون نیز به سرعت بسوی دوران اضمحلال خود پیش میرود تا آنجا که برای بقاء خود دست به ائتلاف به جریان موهوم و ضد انسانی داعش میزند که یقینا این تصمیم نیز نجات بخش آنها از سقوط در دره ی فروپاشی نخواهد بود.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: سی خرداد60  لینک ثابت

    [شنبه 1394-03-30] [ 11:58:00 ب.ظ ]  



      درسوگ افتاب............... ...

    پدرا غم ما درسوگ توکمترازیعقوب نیست     او پسر گم کرده بود وما پدر گم کرده ایم


    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: در سوگ افتاب  لینک ثابت

    [چهارشنبه 1394-03-13] [ 06:22:00 ب.ظ ]  



      میلاد پربرکت امیرالمومنیین حضرت علی (ع)وگرامیداشت روزپدروروزمرد مبارک باد ...

     

    دوران زندگی حضرت على‌ ( ع‌ )

    تمام‌ انسانها در زندگى‌ خويش‌ از فراز و نشيب‌ برخوردارند و با مشكلات‌مختلفى‌ مواجهند .افراد معمولا در برخورد با مشكل‌ دچار ضعف‌ و ناتوانى‌ مى‌گردند و سعى‌ مى‌كنند با كمك‌ و راهنمايى‌ درد آشنايان‌ خود را از مهلكه‌ نجات‌ دهند و با يافتن‌ ” الگوها ” در هر زمينه‌اى‌ ، و سپس‌ تبعيت‌ از آن‌ ، وظ‌ايف‌ خويشتن‌ را بخوبى‌ انجام‌ دهند و مشكلات‌ و دردهاى‌ خويش‌ را تسكين‌ بخشند . يكى‌ از اين‌ اسوه‌ها پيامبراكرم‌ ( ص‌ ) است‌ كه‌ قرآن‌ مجيد هم‌ اين‌ حضرت‌ را ( 1 ) به‌ همين‌ نام‌ معرفى‌ مى‌فرمايد .


    بجز رسول‌ خدا ( ص‌ ) اگر به‌ دنبال‌ ” الگوى‌ ” ديگر و جانشين‌ براى‌ آن‌ حضرت‌ باشيم‌ ، به‌ پيشواى‌ بزرگى‌ همچون‌ مولاى‌ متقيان‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) خواهيم‌ رسيد ، و چه‌ زيباست‌ كه‌ براى‌ پذيرش‌ اخلاق‌ و رفتار حسنه‌ ايشان‌ ، زندگى‌ پر فراز و نشيب‌ و سراسر شگفتى‌ آن‌ حضرت‌ را مرور كنيم‌ .

     

    حضرت‌على‌ ( ع‌ ) نخستين‌ فرزند خانواده‌ هاشمى‌ است‌ كه‌ پدر و مادر او هر دو فرزند هاشم‌اند . پدرش‌ ابوطالب‌ فرزند عبدالمطلب‌ فرزند هاشم‌ بن‌ عبدمناف‌ است‌ و مادر او فاطمه‌ دختر اسد فرزند هاشم‌ بن‌ عبدمناف‌ مى‌باشد . خاندان‌ هاشمى‌ از لحاخ‌ فضائل‌ اخلاقى‌ و صفات‌ عاليه‌ انسانى‌ در قبيله‌ قريش‌ و اين‌ طايفه‌ در طوايف‌ عرب‌ ، زبانزد خاص‌ و عام‌ بوده‌است‌ . فتوت‌ ، مروت‌ ، شجاعت‌ و بسيارى‌ از فضايل‌ ديگر اختصاص‌ به‌ بنى‌هاشم‌ داشته‌ است‌ .

    يك‌ از اين‌ فضيلتها در مرتبه‌ عالى‌ در وجود مبارك‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) موجود بوده‌است‌ .

    فاطمه‌ دختر اسد به‌ هنگام‌ درد زايمان‌ راه‌ مسجدالحرام‌ را در پيش‌ گرفت‌ و خود را به‌ ديوار كعبه‌ نزديك‌ ساخت‌ و چنين‌ گفت‌ :

    ” خداوندا ! به‌ تو و پيامبران‌ و كتابهايى‌ كه‌ از طرف‌ تو نازل‌ شده‌اند و نيز به‌ سخن‌ جدم‌ ابراهيم‌ سازنده‌ اين‌ خانه‌ ايمان‌ راسخ‌ دارم‌ . پرودگارا ! به‌ پاس‌ احترام‌ كسى‌ كه‌ اين‌ خانه‌ را ساخت‌ ، و به‌ حق(2 ) ” كودكى‌ كه‌ در رحم‌ من‌ است‌ ، تولد اين‌ كودك‌ را بر من‌ آسان‌ فرما ! لحظه‌اى‌ نگذشت‌ كه‌ ديوار جنوب‌ شرقى‌ كعبه‌ در برابر ديدگان‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌ و يزيد بن‌ تعف‌ شكافته‌شد .

    فاطمه‌ وارد كعبه‌ شد ، و ديوار به‌ هم‌ پيوست‌ . فاطمه‌ تا سه‌ روز در شريفترين‌ مكان‌ گيتى‌ مهمان‌ خدا بود . و نوزاد خويش‌ سه‌ روز پس‌ از سيزدهم‌ رجب‌ سى‌ام‌ عام‌ الفيل‌ فاطمه‌ ( 3 ) را به‌ دنيا آورد .


    دختر اسد از همان‌ شكاف‌ ديوار كه‌ دوباره‌ گشوده‌ شده‌بود بيرون‌ آمد و گفت: (4 )” پيامى‌ از غيب‌ شنيدم‌ كه‌ نامش‌ را ” على‌ ” بگذار . “

     

    حضرت‌على‌ ( ع‌ ) تا سه‌ سالگى‌ نزد پدر و مادرش‌ بسر برد و از آنجا كه‌ خداوند مى‌خواست‌ ايشان‌ به‌ كمالات‌ بيشترى‌ نائل‌ آيد ، پيامبر اكرم‌ ( ص‌ ) وى‌ را از بدو تولد تحت‌ تربيت‌ غير مستقيم‌ خود قرار داد .

    تا آنكه‌ ، خشكسالى‌ عجيبى‌ در مكه‌ واقع‌ شد .

    ابوطالب‌ عموى‌ پيامبر ، با چند فرزند با هزينه‌ سنگين‌ زندگى‌ روبرو شد . رسول‌اكرم‌ ( ص‌ ) با مشورت‌ عموى‌ خود عباس‌ توافق‌ كردند كه‌ هر يك‌ از آنان‌ فرزندى‌ از ابوطالب‌ را به‌ نزد خود ببرند تا گشايشى‌ در كار ابوطالب‌ باشد .

    عباس‌ ، جعفر را و پيامبر ( ص‌ ) ، ( 5 ) على‌ ( ع‌ ) را به‌ خانه‌ خود بردند .


    به‌ اين‌ طريق‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) به‌ طور كامل‌ در كنار پيامبر قرار گرفت‌ . على‌ ( ع‌ ) آنچنان‌ با پيامبر ( ص‌ ) همراه‌ بود ، حتى‌ هرگاه‌ پيامبر از شهر ( 6 )خارج‌ مى‌شد و به‌ كوه‌ و بيابان‌ مى‌رفت‌ او را نيز همراه‌ خود مى‌برد .

     

    شكى‌ نيست‌ كه‌ سبقت‌ در كارهاى‌ خير نوعى‌ امتياز و فضيلت‌ است‌ .

    و خداوند در آيات‌ بسيارى‌ بندگانش‌ را به‌ انجام‌ آنها ، و سبقت‌ گرفتن‌ بر يكديگر ( 7 )دعوت‌ فرموده‌است‌ .

    از فضايل‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) است‌ كه‌ او نخستين‌ فرد ايمان‌ آورنده‌ به‌ پيامبر ( ص‌ ) باشند .

    ابن‌ابى‌الحديد در اين‌ باره‌ مى‌گويد : بدان‌ كه‌ در ميان‌ اكابر و بزرگان‌ و متكلمين‌ گروه‌ ” معتزله‌ ” اختلافى‌ نيست‌ كه‌ على‌بن‌ابيطالب‌ نخستين‌ فردى‌ است‌ كه‌ به‌ اسلام‌ ايمان‌ آورده‌ و پيامبر خدا را تاييد كرده‌است‌ .

     

    پس‌ از وحى‌ خدا و برگزيده‌ شدن‌ حضرت‌محمد ( ص‌ ) به‌ پيامبرى‌ و سه‌ سال‌دعوت‌ مخفيانه‌ ، سرانجام‌ پيك‌ وحى‌ فرا رسيد و فرمان‌ دعوت‌ همگانى‌ داده‌شد .


    در اين‌ ميان‌ تنها حضرت‌على‌ ( ع‌ ) مجرى‌ طرحهاى‌ پيامبر ( ص‌ ) در دعوت‌ الهيش‌ و تنها همراه‌ و دلسوز آن‌ حضرت‌ در ضيافتى‌ بود كه‌ وى‌ براى‌ آشناكردن‌ خويشاوندانش‌ با اسلام‌ و دعوتشان‌ به‌ دين‌ خدا ترتيب‌ داد . در همين‌ ضيافت‌ پيامبر ( ص‌ ) از حاضران‌ سؤوال‌ كرد : چه‌ كسى‌ از شما مرا در اين‌ راه‌ كمك‌ مى‌كند تا برادر و وصى‌ و نماينده‌ من‌ در ميان‌ شما باشد ؟

    فقط على‌ ( ع‌ ) پاسخ‌ داد : اى‌ پيامبر خدا ! من‌ تو را در اين‌ راه‌ يارى‌ مى‌كنم‌ .


    پيامبر ( ص‌ ) بعد از سه‌ بار تكرار سؤوال‌ و شنيدن‌ همان‌ جواب‌ فرمود : اى‌ خويشاوندان‌ و بستگان‌ من‌ ، بدانيد كه‌ على‌ ( ع‌ ) برادر و وصى‌ و خليفه‌ پس‌ از من‌ در ميان‌ شماست‌ .


    از افتخارات‌ ديگر حضرت‌ على‌ ( ع‌ ) اين‌ است‌ كه‌ با شجاعت‌ كامل‌ براى‌ خنثى‌ كردن‌ توطئه‌ مشركان‌ مبنى‌ بر قتل‌ رسول‌ خدا ( ص‌ ) در بستر ايشان‌ خوابيد و زمينه‌ هجرت‌ پيامبر ( ص‌ ) را آماده‌ ساخت‌ .

     

    بعد از هجرت‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) و پيامبر ( ص‌ ) به‌ مدينه‌ دو نمونه‌ ازفضايل‌ على‌ ( ع‌ ) را بيان‌ مى‌نمائيم‌ :


    1 - جانبازى‌ و فداكارى‌ در ميدان‌ جهاد : حضور وى‌ در 26 غزوه‌ از 27 غزوه‌ پيامبر ( ص‌ ) و شركت‌ در سريه‌هاى‌ مختلف‌ از افتخارات‌ و فضايل‌ آن‌ حضرت‌ است‌ .


    2 - ضبط و كتابت‌ وحى‌ ( قرآن‌ ) كتابت‌ وحى‌ و تنظيم‌ بسيارى‌ از اسناد تاريخى‌ و سياسى‌ و نوشتن‌ نامه‌هاى‌ تبليغى‌ و دعوتى‌ از كارهاى‌ حساس‌ و پرارج‌ امام‌ ( ع‌ ) بود .

    ايشان‌ آيات‌ قرآن‌ چه‌ مكى‌ و چه‌ مدنى‌ ، را ضبط مى‌كرد . به‌ همين‌ علت‌ است‌ كه‌ وى‌ را از كاتبان‌ وحى‌ و حافظان‌ قرآن‌ به‌ شمار مى‌آورند .

    در اين‌ دوران‌ بود كه‌ پيامبر ( ص‌ ) فرمان‌ اخوت‌ و برادرى‌ مسلمانان‌ را صادر فرمود و با حضرت‌على‌ ( ع‌ ) پيمان‌ برادرى‌ و اخوت‌ بست‌ و به‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) فرمود :


    ” تو برادر من‌ در اين‌ جهان‌ و سراى‌ ديگر هستى‌ . به‌ خدايى‌ كه‌ مرا به‌ حق‌ برانگيخته‌است‌ … تو را به‌ برادرى‌ خود انتخاب‌ مى‌كنم‌ ، اخوتى‌ كه‌ دامنه‌ آن‌ هر دو جهان‌ ( 8 )را فرا گيرد . “

     

    عمر و ابوبكر با مشورت‌ با سعد معاذ رئيس‌ قبيله‌ اوس‌ دريافتند جزعلى‌ ( ع‌ ) كسى‌ شايستگى‌ زهرا ( س‌ ) را ندارد . لذا هنگامى‌ كه‌ على‌ ( ع‌ ) در ميان‌ نخلهاى‌ باغ‌ يكى‌ از انصار مشغول‌ آبيارى‌ بود موضوع‌ را با ايشان‌ در ميان‌ نهادند و ايشان‌ فرمود : دختر پيامبر ( ص‌ ) مورد ميل‌ و علاقه‌ من‌ است‌ .

    و به‌ سوى‌ خانه‌ رسول‌ به‌ راه‌ افتاد .

    وقتى‌ به‌ حضور رسول‌اكرم‌ ( ص‌ ) رسيد ، عظمت‌ محضر پيامبر ( ص‌ ) مانع‌ از آن‌ شد كه‌ سخنى‌ بگويد ، تا اينكه‌ رسول‌اكرم‌ ( ص‌ ) علت‌ رجوع‌ ايشان‌ را جويا شد و حضرت‌على‌ ( ع‌ ) با تكيه‌ به‌ فضايل‌ و تقوا و سوابق‌ درخشان‌ خود در اسلام‌ فرمود :


    ” آيا صلاح‌ مى‌دانيد كه‌ فاطمه‌ را در عقد من‌ درآوريد ؟ ” پس‌ از موافقت‌ حضرت‌ زهرا ( س‌ ) آن‌ حضرت‌ به‌ دامادى‌ رسول‌ اكرم‌ ( ص‌ ) نائل‌ آمدند .

     

     

    پيامبر ( ص‌ ) بعد از اتمام‌ مراسم‌ حج‌ در آخرين‌ سال‌ عمر پربركتش‌ درراه‌ برگشت‌ در محلى‌ به‌ نام‌ غديرخم‌ در نزديكى‌ جحفه‌ دستور توقف‌ داد ، زيرا پيك‌ وحى‌ فرمان‌ داده‌بود كه‌ پيامبر ( ص‌ ) بايد رسالتش‌ را به‌ اتمام‌ ( 9 )برساند .

    پس‌ از نماز ظ‌هر پيامبر ( ص‌ ) بر بالاى‌ منبرى‌ از جهاز شتران‌ رفت‌ و فرمود :


    ” اى‌ مردم‌ ! نزديك‌ است‌ كه‌ من‌ دعوت‌ حق‌ را لبيك‌ گويم‌ و از ميان‌ شما بروم‌ درباره‌ من‌ چه‌ فكر مى‌كنيد ؟ ” مردم‌ گفتند :” گواهى‌ مى‌دهيم‌ كه‌ تو آيين‌ خدا را تبليغ‌ مى‌كردى‌ “


    پيامبر فرمود : ” آيا شما گواهى‌ نمى‌دهيد كه‌ جز خداى‌ يگانه‌ ، خدايى‌ نيست‌ و محمد بنده‌ خدا و پيامبر اوست‌ ؟ “


    مردم‌ گفتند : ” آرى‌ ، گواهى‌ مى‌دهيم‌ . “


    سپس‌ پيامبر ( ص‌ ) دست‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) را بالا گرفت‌ و فرمود : ” اى‌ مردم‌ ! در نزد مؤمنان‌ سزاوارتر از خودشان‌ كيست‌ ؟

    ” مردم‌ گفتند : ” خداوند و پيامبر او بهتر مى‌دانند . ” سپس‌ پيامبر فرموند :


    ” اى‌ مردم‌ ! هر كس‌ من‌ مولا و رهبر او هستم‌ ، على‌ هم‌ مولا و رهبر اوست‌ . ” و اين‌ جمله‌ را سه‌ بار تكرار فرمودند .


    بعد مردم‌ اين‌ انتخاب‌ را به‌ حضرت‌على‌ ( ع‌ ) تبريك‌ گفتند و با وى‌ بيعت‌ نمودند .

     

    پس‌ از رحلت‌ رسول‌اكرم‌ ( ص‌ ) به‌ علت‌ شرايط خاصى‌ كه‌ بوجود آمده‌بود ،حضرت‌على‌ ( ع‌ ) از صحنه‌ اجتماع‌ كناره‌ گرفت‌ و سكوت‌ اختيار كرد.

    نه‌ در جهادى‌ شركت‌ مى‌كرد و نه‌ در اجتماع‌ به‌ طور رسمى‌ سخن‌ مى‌گفت‌ .

    شمشير در نيام‌ كرد و به‌ وظ‌ايف‌ فردى‌ و سازندگى‌ افراد مى‌پرداخت‌ .

    فعاليتهاى‌ امام‌ در اين‌ دوران‌ به‌ طور خلاصه‌ اينگونه‌ است‌ :


    1 - عبادت‌ خدا آنهم‌ در شان‌ حضرت‌ على‌ ( ع‌ )
    2 - تفسير قرآن‌ و حل‌ مسائل‌ دينى‌ و فتواى‌ حكم‌ حوادثى‌ كه‌ در طول‌ 23 سال‌ زندگى‌ پيامبر ( ص‌ ) مشابه‌ نداشت‌ .
    3 - پاسخ‌ به‌ پرسشهاى‌ دانشمندان‌ ملل‌ و شهرهاى‌ ديگر .
    4 - بيان‌ حكم‌ بسيارى‌ از رويدادهاى‌ نوظ‌هور كه‌ در اسلام‌ سابقه‌ نداشت‌ .
    5 - حل‌ مسائل‌ هنگامى‌ كه‌ دستگاه‌ خلافت‌ در مسائل‌ سياسى‌ و پاره‌اى‌ از مشكلات‌ با بن‌بست‌ روبرو مى‌شد .
    6 - تربيت‌ و پرورش‌ گروهى‌ كه‌ از ضمير پاك‌ و روح‌ آماده‌ ، براى‌ سير و سلوك‌ برخوردار هستند .
    7 - كار و كوشش‌ براى‌ تامين‌ زندگى‌ بسيارى‌ از بينوايان‌ و درماندگان‌ تا آنجا كه‌ با دست‌ خويش‌ باغ‌ احداث‌ مى‌كرد و قنات‌ استخراج‌ مى‌نمود و سپس‌ آنها را
    در راه‌ خدا وقف‌ مى‌نمود .

     

     

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: روزپدر  لینک ثابت

    [جمعه 1394-02-11] [ 05:20:00 ب.ظ ]  



      باز هم روز معلم ویاداوری استاد شهیدی که هنوز هم دشمنان از قلمش میترسند............................... ...

     
    مطهری مقتول کدام جریان فکری است ؟

    آنچه امروز مهم است ، و آنچه را که امروز باید به آن پرداخت ، تفکر گمراهی است که پس از سالها دوباره به جان اندیشه ی مطهری افتاده و قصد ترور مجدد او را نموده و البته اینبار ترور شخصیت او.


    هر سال روز معلم در کنار اینکه یادآور مقام شامخ و بی نظیر معلمانی است که فتح الفتوح(1) تربیت انسانی بر عهده ی آنان است و به حق پای تخته ی سیاه پرونده اعمال خویش را سفید میکنند و خود را به کسوتی انبیایی می آرایند ، خاطره ای تلخ را نیز یادآوری میکند که برای انقلاب اسلامی و دنیای اسلام به حق ثلمه ای عظیم و حادثه ای ناگوار بود.


    ترور علامه عظیم الشان مرتضی مطهری  ترور یک انسان معمولی نبود که آنهم به خودی خود انزجار آور و ضد انسانی است اما هر چه شان انسانها و دایره اثرگذاری مفید آنها بیشتر میشود فقدان آنها نیز غم انگیز تر و رنج آور تر خواهد بود و البته این همان سر گریه بر حسین (ع) است که شان و رفعتش بی مثال است ، اما این نکته مهم است که بدانیم جنگ با مطهری و کشتن او جنگ با چه شخصیتی و چگونه اندیشه ای است ؟ آیا مطهری چون روحانی است کشته میشود ؟ آیا چون فیلسوف روحانی استاد دانشگاه است ؟ آیا چون اهل منبر و وعظ و خطابه است ؟ پر واضح است که هیچکدام از اینها موجب شهادت او نبوده ، چرا که با این تعریف افراد زیادی بوده و هستند که هرگز مورد نظر دشمنان برای حذف فیزیکی نبوده و نیستند.شناختن مطهری و ویژگیهای او نشاندهنده ی اندیشه دشمنان او وتروریسم اندیشه است .

    شهید مطهری در حقیقت  شهید علم و فقاهت ، فلسفه و عرفان ، معرفت و بصیرت ، تدین انقلابی و شعور پر شور اسلامی است ، آنان که حضور مطهری را در جامعه اسلامی تاب نیاوردند در حقیقت تبلور اندیشه ی او را برنتافتند .

    آنچه امروز مهم است ، و آنچه را که امروز باید به آن پرداخت ، تفکر گمراهی است که پس از سالها دوباره به جان اندیشه ی مطهری افتاده و قصد ترور مجدد او را نموده و البته اینبار ترور شخصیت او.

    اخیرا عده ای با نام و لقبی ظاهرا دینی در بین جمعیتهای متدین و مذهبی (مانند هیاتهای عزاداری و…) حضور یافته و با شعار فلسفه و عرفان اسلام را به گمراهی نموده، به اندیشه مطهری و شخصیت او و همچنین اساتید او از علامه طباطبایی (ره) تا مرحوم ملاصدرای صدر المتالهین توهین و فحاشی کرده و درصدد ایجاد فاصله بین این اندیشه و آحاد متدینین هستند. در این خصوص بیان این نکته مفید است که بزرگان این نظریه ی منحرف افرادی هستند که در دوران طاغوت پهلوی نه تنها هیچ احساس هجمه و حمله ای به دین نمیکردند بلکه گاهی با جملات و رفتار خود حکومت طاغوتی پهلوی را تایید کرده اند. افرادی که به قول امام راحل ( ره) در منشور مهم و جاودان روحانیت که در اسفند ماه سال 67 خطاب به حوزه ها تنظیم شده طرفدار شعار گمراه کننده و شکننده ی  حکومت در زمان غیبت شرک و کفر است بوده و با این بهانه تن به رضایت و گاه همکاری با حکومت طاغوت داده اند.


    مقام معظم رهبری در بیان انواع تهاجم فرهنگی میفرمایند نوعی از تهاجم آنست که پس از مدتی اصول اصلی انقلاب را برای نسلی که با آنها دست و پنجه نرم نکرده سهل و کوچک کنند،(2)  امام ( ره) در همان منشور مهم  روحانیت میفرمایند :” فلسفه و عرفان گناه و شرک به‌شمار می‌رفت. در مدرسه‌ی فیضیه، فرزند خُردسالم- مرحوم مصطفی- از کوزه‌ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند؛ چرا که من فلسفه می‌گفتم. تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می‌یافت، وضع روحانیت و حوزه‌ها، وضع کلیسا‌‌های قرون وسطی می‌شد که خداوند بر مسلمین و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعی حوزه‌‌ها را حفظ نمود.” و همان موقع با بصیرت به این موضوع که اینان پس از مدتی دوباره اقدامات خود را از سر خواهند گرفت میفرمایند:” ولی طلاب جوان باید بدانند که پرونده‌ی تفکر این گروه همچنان باز است ” .

    شهید مرتضی مطهری  که امام (ره) او را پاره تن خود میداند با خون خویش درخت انقلابی را آبیاری کرد که تدین بدون انقلابی گری و فقه بدون سیاست در آن نه تنها جایی ندارد بلکه مشکوک و خطرناک است .

    از درگاه باری تعالی مسئلت مینماییم که مردم متدین و انقلابی ایران اسلامی را از خطر افکار منحرف و خطرناکی که حاصل آن یقینا به نفع دشمنان تشیع و اسلام است حفظ فرماید.



     

    1 -  لقبی است که امام راحل به موضوع تربیت انسانهای صالح در انقلاب دادند.

    2 - نقل به مضمون

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: روز معلم  لینک ثابت

    [سه شنبه 1394-02-08] [ 08:08:00 ب.ظ ]  



      زن ازدیدگاه اندیشمندان غربی............ ...

     

    نقطه تمرکز زن مسلمان از دیدگاه نظریه پرداز کانادایی

     

    نوع نگاه غربی ها به زن باعث شد زن از زن بودنش و همسر بودن و مادر بودن خود تغییر هویت داده و به دنبال کار و اشتغال رفته و بدین ترتیب سن ازدواج و بی بند و باری های خیابانی افزایش یافت و زن به یک کالای تجاری تبدیل گردید.

    مقایسه نگاه غرب با نگاه متعالی و انسانی اسلام به مساله زنان، موضوعی است که مشخص کننده راه غربی ها در این زمینه است و نشانگر آن که پیروی از راه و روش غرب در این زمیه می تواند چه عواقب سوئی به همراه داشته باشد.

    زن از دیدگاه اندیشمندان اسلامی؛ مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند می‏شود

    رسول اکرم(ص): جبرییل به من خبر داد و درباره زنان مرتب به من سفارش می کرد، به گونه ای که گمان کردم مرد حق ندارد به زنش اف بگوید. جبرییل این گونه توصیه می کند: ای محمد تقوا را در مورد زنان رعایت کنید، … نسبت به ایشان دلسوز باشید و قلب شان را نسبت به خود پاکیزه گردانید تا در کنارتان بمانند؛ آنان را ناخوش ندارید و بر آنان غضب نکنید و چیزی را که به ایشان داده اید، جز با رضایت و اجازه آنها ، از ایشان نگیرید.  (مستدرک الوسائل/ج14/ص252)

    حضرت امام خمینی(ره): زن انسان است. آن هم یک انسان بزرگ. زن مربی جامعه‌است. از دامن زن انسان‏ها پیدا می‏شوند. مرحله اول مرد و زن صحیح، از دامن زن است. سعادت و شقاوت کشورها بسته به‏وجود زن است. زن با تربیت صحیح خودش انسان درست می‏کند و با تربیت صحیح خودش‏کشور را آباد می‏کند. مبدا همه سعادت‏ها از دامن زن بلند می‏شود. زن مبدا همه سعادتها باید باشد.( صحیفه نور، ج ۱۶، ص ۲۴۶).

    رهبر معظم انقلاب: زن را به عنوان یک موجودی که می تواند برای اصلاح جامعه یا پرورش انسان های والا بشود نگاه کنید تا معلوم شود که زن کیست و آزادی او چگونه است .

    استاد شهید مطهرى: زن و مرد دو ستاره اند در دو مدار مختلف, هركدام بايد در مدار خود و فلك خود حركت كند… شرط اصلى سعادت هريك از زن و مرد و در حقيقت جامعه بشرى, اين است كه دو جنس هريك در مدار خويش به حركت خود ادامه دهند. آزادى و برابرى آن گاه سود مى بخشد كه هيچ كدام از مدار و مسير طبيعى و فطرى خويش خارج نگردند. آنچه در آن جامعه ناراحتى آفريده قيام برضدّ فرمان فطرت و طبيعت است نه چيز ديگر.

    زن از دیدگاه اندیشمندان غربی؛ زنان،گربه، پرنده و در بهترین حال گاو باقی می مانند

    ارسطو( فیلسوف یونان باستان): زن چیزی نیست مگر مرد ناکام، خطای طبیعت و حاصل نقصی در آفرینش.

    برتولت برشت(نمایشنامه نویس و کارگردان تئاترو شاعر آلمانی): باید از زن استفاده کرد و هنگامی که مقصودت را برآورد، دورشان انداخت.

    ژان ژاک روسو (فیلسوف و نویسنده فرانسوی) : هرگونه آموزش زن باید توسط مرد باشد و زن برای آن ساخته شده که تسلیم مرد باشد و بی عدالتی های او را تحمل کند.

    نیچه(فیلسوف بزرگ آلمانی): زن قادر به دوستی نیست، زنان،گربه، پرنده و در بهترین حال گاو باقی می مانند. وقتی نزد زن می روی شلاق را فراموش نکن.

    ناپلئون( نخستین امپراطور فرانسه): زن نباید اندیشه اش با نوری از ته دنیا روشن شود. دختر و زن از خصوصیات شهروندی محروم هستند.

    در جاهلیت مدرن شخصیت زن زنده به گور می شود

    ویل دورانت( نویسنده و تاریخ نگار مشهور قرن 19): آزادی زن در قرن بیستم از عوارض انقلاب صنعتی است؛ زنان، کارگران ارزانتری بودند و کارفرمایان، آنان را بر مردان سرکش سنگین قیمت ترجیح می دادند.

    دکتر تونی گرنت: حقیقتا ما تا چه اندازه آزاد شده ایم؟ در پس ظاهر فریبنده کامل و خودکفای بسیاری از زنان امروزی، موجودی عصبی و غمگین نهفته است. اگر او پیش از این در بند خانه و شوهر و فرزندانش  بوده است اکنون غالبا با کار، اعتیاد به مواد مخدر و یا الکل به زنجیر کشیده شده است. حذف احساسات طبیعی و متانت زنانه، به زن متجددی که در حسرت رهایی از این ستمدیدگی جدید می سوزد، لطمه زیادی وارد می کند.

    در انقلاب صنعتی، زن نیروی ارزان قیمت کارخانه ها بود و کارخانه ها به وسیله آنان اقدام به تولید انبوه نمودند و باید انبارهای پر از کالای خود را حالا خالی می کردند بنابراین بهترین راه تبلیغات را باز هم در زنان دانسته و او را ویترین کالاهای خود قرار دادند.یعنی از جسم زن و جاذبه های او بهره برداری نمودند و هرگز از خلاقیت، مدیریت و عواطف زنان استفاده نکردند.

    این نوع نگاه به زن باعث شد تا در کشورهای اروپایی و امریکایی؛ ازدواج، تشکیل خانواده، همسرداری و تربیت فرزند به عنوان ارزش های یک زن در یک جامعه سالم و کارآمد به ضد ارزش تبدیل گردد و زن از زن بودنش و همسر بودن و مادر بودن خود تغییر هویت داده و به دنبال کار و اشتغال باشد( آنچه که سرمایه داران غربی به دنبال آن بودند) بدین ترتیب سن ازدواج و بی بند و باری های خیابانی افزایش یافت و زن به یک کالای تجاری تبدیل گردید.

    سوزان فولادی( نویسنده و روزنامه نگار امریکایی): مطالعات روانشناسی گوناگون نشان داده که دختران مجرد و بانوان شاغل از افسردگی شدید همراه با خستگی مفرط، رنج می برند.

    جیسکا اندرسون( پزشک زنان در امریکا و نویسنده کتاب افتخار مادر بودن): فرهنگ مصرفی غرب، اصل را بر اشتغال زن در بیرون از خانه گذاشته است و این باعث فشار روز افزون روحی و روانی بر زنان و مادران جوامع غربی شده است. لذا در دهه های اخیر، شاهد بازگشت داوطلبانه زنان شاغل به عرصه خانواده و احیای وظایف مادرانه بوده ایم.

    نقطه تمرکز زن مسلمان از دیدگاه نظریه پرداز کانادایی

    دکتر هنری مکو( نظریه پرداز کانادایی): نقط تمرکز زن مسلمان، خانواده اوست، آشیانه ای که فرزندانش در آن به دنیا می آیند و بالنده می شوند، او سازنده این آشیانه و ستونی است که نگهدارنده زندگی معنوی خانواده است، فرزندان را پرستاری کرده و آن را تربیت می کند و برای همسر خود حامی و پناهگاه است. در مقابل، ملکه زیبایی امریکایی جلوی چشم میلیون ها بیننده تلویزیونی عریان می خرامد. او یک فمینیست است، جزو دارایی های عمومی است. او به همه کس تعلق دارد، …او همیشه خو را به حراج می گذارد.

    جراحی های زیبایی و وسایل منزل، لوازم ضروری دستیابی به سلامتی، خوشبختی و زیبایی ظاهری هستند

    دونالد بی رینزلی( استاد روانپزشک دانشگاه کانزاس امریکا): هر چیزی که باعث تضعیف خانواده می شود، در نهایت منجر به تضعیف جامعه می شود. امریکا به طور خاص و به طور کلی جوامع غربی روز به روز دچار آشفتگی بیشتری می شوند. با گذشت زمان، هنجارهای فرهنگی ، سنتی و ارزش ها، کم رنگ تر می شوند. مصرف مواد مخدر، خشونت، جرم و خیانت، خودکشی در میان نوجوانان، بارداری های نامشروع، سقط جنین و بیماری های مقاربتی از جمله ایدز به شدت رشد کرده و خشونت و هرزه نگاری در رسانه ها فراگیر شده است. به طور گسترده تبلیغ می شود که جراحی های زیبایی و وسایل منزل، لوازم ضروری دستیابی به سلامتی، خوشبختی و زیبایی ظاهری هستند.

    جوامع غربی امروزه به این نتیجه رسیده اند که آنچه آنان را به پیشرفت و سعادت می رساند داشتن خانواده ای مستحکم است که زن پاک و سالم آن را می سازد. پس بدون شک با پیاده سازی سبک زندگی غربی هرگز ما به سرمنزل مقصود نخواهیم رسید و ای کاش این مهم فرهنگ سازی شود که مطابق کلام صادقان معصوم از جمله امام باقر(ع)، در زمان ظهور منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج)، پنجاه تن از سیصد و اندی یار مخصوص ایشان، زنان می باشند. پس امروز و در عصر حاضر ما زنان مسلمان ایران اسلامی ، یاران امام زمانمان خواهیم بود اگر بر سیره الگوی بی همتای بانوی دوعالم حضرت فاطمه معصومه(س)، سبک زندگی مان را مزین و منقش کنیم و با ایمان، بصیرت و علم اندوزی نگهدارنده ای مطمئن برای زندگی معنوی خانواده خود باشیم.

    اشتراک گذاری این مطلب!
    موضوعات: دهه فجر  لینک ثابت

    [دوشنبه 1393-12-25] [ 08:14:00 ب.ظ ]  




     
    شهادت حضرت فاطمه زهرا (س)